eitaa logo
دکتر علی سعیدی
2.2هزار دنبال‌کننده
548 عکس
288 ویدیو
127 فایل
استادیار گروه اقتصاد اسلامی https://profs.qom.ac.ir/saeedi ارتباط: @a_saeedi
مشاهده در ایتا
دانلود
با سلام خدمت دانشجویان ۱ کلاس امروز ساعت ۱۴ به صورت حضوری برگزار می‌شود.
بسم الله الرحمن الرحیم یادداشتی از دکتر مصباح‌الهدی باقری کنی اقتصاد علم نما..؟! ⏪ استاد بزرگوار بعد از سالها تلاش، کتاب *فریب بزرگ ؛ علم اقتصاد یا اقتصاد علم نما* را تمام کردند.کتابی که از آغاز با این عهد دنبال شد که *تقدیم به حضرت (حفظه‌الله) شود. ایشان در مقدمه کتاب می‌نویسند: *موضوع اين كتاب بررسي نقادانه‌ای از منشأ است. در اين بررسی رويكرد تاريخی را اتخاذ كرده‌ايم. اكثريت بر اين عقيده‌اند كه اقتصادِ جديد ساحتی علمی است بدين دليل كه روش تحليلی به‌كار رفته در آن به‌واقع رياضی است. از اين‌رو به منشأ و ماهيت به اقتصاد پرداخته‌ايم زيرا كه از اهميت نظری بسيار بالايي برخوردار است. اين رويكرد مبتني بر مفاهيم و روابط اقتصاديی انتزاعی است كه فقط براي به‌كارگيری رياضيات مناسب‌اند. ما بر اين عقيده‌ايم كه رويكرد رياضی موجب شده است كه ظرفيت علم اقتصاد در توضيح و رويارويی با مسائل اقتصادی در دنيای واقعی محدود شود در حالي كه اين مسائل برای از اهميت بسيار زيادی برخوردار است. نشان داده‌ايم آنچه از رويكرد رياضی به اقتصاد حاصل شده است چيزی جز « » نيست كه امروزه به‌ علم اقتصاد جديد معروف است. اقتصادِ علم‌نما فريب بزرگی است زيرا كه چهرۀ زشت را در پشت نقاب زيبای «اقتصادِ علمی» كه ادعا می‌شود مستقل از ارزش‌هاست پنهان می‌كند. اقتصاددانان سرمايه‌داريی معاصر چنين می‌پندارند كه اقتصاد علم است زيرا كه ماهيتِ رياضی دارد. چنين باوری وجود رابطۀ متقابل بين اقتصاد و را نفی می‌كند در حالی كه چنين رابطه‌ای در واقعيت وجود دارد. 💠 بر برای فرد و جامعه مبتنی است و لذا اقتصادِ علم‌نما موانع بزرگی را در مسير كشف اين نظام ايجاد كرده است. در اين كتاب توضيح داده‌ايم كه علم اقتصاد متعارف موجب شده است كه توانمندی و گسترۀ درك ما از به تحليل‌های اقتصادی محدود شود. نخستين گام اساسی در ساختن چارچوبي مستحكم برای فرآيندهای نظريه‌پردازی و سياستگذاری در اقتصاد اسلامی توجه به همين حقيقت است. ✳️اين كتاب را در درجۀ اول براي دانش‌پژوهانی نگاشته‌ايم كه قصد دارند را ارتقاء بخشند. هدف به اين است كه ابعاد مختلف حيات بشری مشتمل بر امور اقتصادی و سياسی و اجتماعی و فرهنگی را در چارچوب منسجمی كه مبتنی بر نظام ارزش‌های اسلامی است يكپارچه ‌كند...* 📢ان‌شاءالله فردا سه شنبه هفتم تیرماه ساعت یازده و نیم قبل از ظهر نسخه اولیه این کتاب *رونمائی* می‌شود.استاد تمایل قلبی‌شان بر رونمائی از این اثر در مرکز رشد بوده است.لذا دوستانی که تمایل به حضور در این جلسه دارند، یا به دفتر مرکز رشد (آقا میثم اخلاقی عزیز) اعلام کنند یا به شماره 09333063762 پیامک کنند تا متناسب با تعداد حضار،در خصوص مکان تصمیم‌گیری و اطلاع رسانی شود. علیه‌السلام @syjebraily
با طرح شعار سال در چند روز اخیر، مباحثه داغی میان دوستان حزب‌اللهی شکل گرفته است که چند نکته‌ای به نظرم می‌رسد: ۱. دعوای خلق نقدینگی و رابطه آن با تورم، انحرافی است، اثر چندانی نه بر دارد و نه بر ! اولا صرف نظر از خوب یا بد بودن خلق نقدینگی، در حال حاضر دولت کمترین میزان خلق نقدینگی را دارد و کاهش بیشتر آن در کوتاه‌مدت و حتی میان‌مدت اساسا ممکن نیست و بنا به مصالحی بالاتر، محدود کردن آن مطلوب هم نیست. ثانیا آن‌چه از آمار بر می‌آید، نوسانات نرخ رشد نقدینگی توضیح‌دهندگی کافی برای نرخ تورم را ندارد. در سه دهه اخیر، نرخ رشد نقدینگی تقریبا بین ۲۰ تا ۳۰ درصد سالانه بوده اما تورم ببین ۹ تا ۴۰ درصد نوسان داشته و این یعنی عوامل غیرپولی، اثرگذاری معنادارتری بر نرخ تورم داشته‌اند! و ثالثا همه اینها در وضعیتی است که چه در نرخ رشد بالای نقدینگی و چه در نرخ پایین آن، چه در نرخ بالای تورم و چه در پایین آن، رشد تولید بسیار پایین بوده است! پس عامل رشد و را هم باید خارج از متغیرهای پولی جستجو کرد. ۲. حضرت آقا فرمودند مهار تورم از طریق رشد تولید میسر است، همانگونه که پارسال، دانش‌بنیانی را با اشتغال‌آفرینی توامان دانستند. این را بگذارید کنار و تا منظومه فکری ایشان حول مفهوم محوری و تکمیل شود. همه این مولفه‌ها، است و در همه آنها، تفاوتهای آشکاری با رویکردهای متعارف اقتصادی وجود دارد. در اقتصاد متعارف لیبرالیستی، دانش‌بنیانی با اشتغالزایی جمع‌ناپذیر است و رشد تولید (به مدنظر آنها) با مردم‌محوری و عدالت‌بنیانی در تعارض است و قس علی هذا! ۳. میدان بازی ما در نیست، اگرچه نظریات محکمی در نفی ربا و بازار پول و طلا داریم! به نظر بنده که از الهام گرفته‌ام، نقطه شروع ما در ، مسأله یا خدادادی ثروت است. بدون توزیع عادلانه این ثروت‌ها، رشد تولید و مهار تورم هیچ دردی از مردم یعنی ولی‌نعمتان انقلاب اسلامی، دوا نمی‌شود. رشد تولیدی که جیب سرمایه‌داران را پر کند و کنترل تورمی که سفره طبقه متوسط و ضعیف را تنگ‌تر کند، قطعا مورد نظر حضرت آقا نیست! ۴. ثروت‌های خدادادی یا همان یعنی حذف انحصارات دولتی و خصوصی بر این منابع و اینجا حوزه کوچک‌سازی دولت است، به شما آدرس غلط ندهند! انفال یعنی گسترش در میان توده‌های مردم و این یعنی افزایش انگیزه برای تولید و اشتغال توسط و این یعنی مردم‌‌محوری به معنای واقعی کلمه، و این یعنی تزریق در بنیانهای نظام اقتصادی. انفال یعنی جهت‌دهی دانش و فناوری و پژوهشهای کاربردی به سمت بهینه‌سازی نه تزریق و ترویج فناوریهای انباشتی تکاثری سرمایه‌داری! یعنی احیای ثروت‌ها و عمران زمین‌ها، یعنی رفع انحصار از زمین، آب و انرژی و این یعنی معنای حقیقی . ۵. در ، ابتکار عمل در دست اقتصاد اسلامی است، نظریه و مدل و راهبرد و سیاست فراوان داریم، به جای هدردادن نیرو و توان اندک رو به تزاید اقتصاددانان اسلامی در مسایل انحرافی کم‌بازده، روی این حوزه اساسی و مغفول‌مانده باید کار کنیم. والسلام علی من اتبع الهدی علی سعیدی ۱۰ فروردین ۱۴۰۲ 🆔 @DrSaeedi
هدایت شده از از بهشتی برای امروز
بهشتی چپ نیست : گفته ایم با اقتصاد دولتی مخالفیم منبع: ، نظام اقتصادی در اسلام (مباحث کاربردی ) ۱۳۹۷، تهران: انتشارات روزنه 1. یکی از اصولی که در سیستم اجتماعی و اقتصادی ما براساس معیارها و تعالیم اسلامی بر آن تأکید داریم، این است که در جامعه اسلامی باید از یک طرف کوشش شود دولت همه ی مصالح مردم را مورد توجه قرار بدهد و تأمین کند، ولی از سوی دیگر کارها هر چقدر ممکن است کمتر دولتی شود. مردمی بودن کارها و دولتی نشدن مدیریت جامعه به عنوان یک اصل از اصول نظام اجتماعی و اقتصادی اسلام است. ص157 2. گفته ایم با مخالفیم. ما با دولتی شدن اقتصاد مخالفیم و اقتصاد باید در حداقل ضرورت، دولتی باشد. این جزء اصول بود. ما با دولتی شدن اقتصاد مخالفیم. معتقدیم دولتی شدن اقتصاد، انسان های جامعه را وابسته می کند. منظور از وابستگی هم این است که انسانهای جامعه همه مزدور دولت می شوند. نظام مزدوری از بین نمی رود. منتها در سابق، مزدور اشخاص بودند، حالا مزدور دولت می شوند. ص235 3. در جامعه ی اسلامی، نقش محدودیتهای دولتی مورد پذیرش است ولی این محدودیت ها باید به حداقل ممکن برسد. بنابراین، اصل بر کاهش نقشهای الزامی و اجباری افراد از ناحیه دولت و اینکه دولت در کار افراد کمتر دخالت بکند است. ص216 @shahiddoctorbeheshti
4.66M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا گفته می‌‌شود مکتبی، آقایان مسخره می‌کنند! 🆔 @DrSaeedi
🔅 جمع میان حکومت و شریعت ، قرن هفتم هجری بدان که شیطان را در این باب وسوسه بسیار باشد از آن جمله که گوید که شاید که از جهت مصلحتِ مُلک مخالفت شرع بباید کرد بل که گوید که جمع، خود ممکن نیست! و دفع این وسوسه آن است که مُلک سلیمان عظیم‌تر از ملک جمله ملوک جهان بود مع هذا هیچ کاری به غیر از شرع‌گزاردن او را ممکن نبودی زیرا که سلوک غیر طریق شرع منافی منصب نبوت باشد. پس معلوم شد که جمع [بین حکومت و شریعت] ممکن است بلکه واجب. -------------------------------------------------- می‌گویم آنچه ما از مراد می‌کنیم همانا جمع حکومت و شریعت است و ظاهر است که حکمرانی بر خلاف شرع و مبتنی بر ربا(۱) و قمار(۲) و فریب(۳) و اکل مال بباطل(۴) و تطفیف(۵) و غیر ذلک باعث نابودی حرث(۶) و نسل(۷) و گسترش ظلم(۸) است بدانگونه که در عصر و زمان ما به سبب غلبۀ افکار اهل کفر(۹) و فسق(۱۰) و عصیان(۱۱) دامنگیر بلاد اسلامی گشته و جامعه مسلمین را چه از لحاظ رسوخ این افکار اباطیل(۱۲) و چه از لحاظ عمل بدان توصیات خلاف شرع و عقل(۱۳) دچار بلایای عظما کرده است و امر مسلمین بسامان نگردد مگر با بازگشت به احکام دین و اقامۀ حدود و اتباع ولی امر تماماً و کمالاً ◀️ پی‌نوشت: ۱. ۲. ۳. ۴. ۵. ۶. ۷. ۸. ۹. ۱۰. ۱۱. ۱۲. ۱۳. و و و و و و و و امثال ذلک 🆔 @DrSaeedi
9.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ماهیت و 👆این ویدئو را حتماً ببینید تا خیلی فشرده و نقطه‌زن با مبانی حکومت اسلامی و اقتصاد اسلامی آشنا شوید. 🔸بعضی وقتها تکرار بدون خلاقیت و بدون ملاحظه مخاطب منجر میشود ارزشهای اصیل الهی به کلیشه‌هایی بی‌روح و بی‌اثر تبدیل شوند حال آنکه تدقیق و تأمل در معنای این ارزشها روشنگر مسیر آینده است. یکی از مصادیق این ارزشها حکومت اسلامی است که متاسفانه بعضاً میبینم مسئولان و نخبگان و خواص جامعه طوری نظریه حکمرانی می‌دهند که انگار نه انگار دارند درباره حکومت اسلامی و در چارچوب آن حرف میزنند و جالبتر آنکه برخی هنوز در اصل اینکه اسلام حکومت دارد یا نه خود را به نادانی میزنند و واقعیت تحقق‌یافته جلوی چشمشان را نمیبیند! 🔸حکومت اسلامی بدنبال ترویج ارزشها و احکام الهی است و به تعبیر امام خمینی رحمت الله علیه اسلام همان حکومت است با جمیع شئون آن و احکام، قوانین اسلام هستند برای اجرای عدالت. یکی از شئون حکومت اقتصاد است و به دنبال پیاده‌سازی احکام و ارزشهای اقتصادی اسلام در جامعه است. مسأله واضح است و کسی که هنوز در اصل حکومت اسلامی و اقتصاد اسلامی تردید دارد باید در اصل مسلمانی خود تردید کند چرا که اگر حکومت و اقتصاد، اسلامی نباشد پس یعنی باید «غیر اسلامی» باشد و چطور میشود مسلمانی به حکومت و اقتصاد غیراسلامی تن دهد؟! 🆔 @DrSaeedi
🔴 ستاد همکاری حوزه علمیه و وزارت امور اقتصادی و دارایی با همکاری نهادهای حوزوی و دانشگاهی برگزار می‌کند. ❄️ مدرسه زمستانه سیاستگذاری اقتصاد اسلامی: *ویژه طلاب* 📚 محورهای عمومی: • آشنایی با روش گزارش نویسی (گزارش سیاستی، گزارش پژوهشی) • آشنایی با روشهای جستجوی آماری 📚 محورهای تخصصی: » بررسی چالشهای فقهی و اجرایی در: • بانکداری و سیاستگذاری پولی و ارزی • گمرک و تجارت خارجی • بیمه • بازار سرمایه • خصوصی سازی • مالیات ⏳ زمان برگزاری: ۲۴ بهمن الی۳ اسفند ماه 📍محل برگزاری: قم - موسسه عالی فقه و علوم اسلامی ⏳ مهلت ثبت‌نام: ۸ الی ۱۲ بهمن 🌐 ثبت نام در وب‌گاه www.sahwa.ir 🔸 پیوند مستقیم: ««« ثبت‌نام »»» 🟢 کانال ایتا ❇️https://eitaa.com/sahwa1
ارکان تمدن نوین اسلامی در حال شکل‌گیری است: گردهمایی نیروهای تمدنی در مسجد حضرت زینب پردیسان قم برای مطالبه 🆔 @DrSaeedi
فریب بزرگ: انگارۀ و انکار 🔸 پیدایش و تطور اقتصاد اسلامی از ابتدا درگیر با انگارۀ «علم» بودن اقتصاد بوده است. به محض مطرح‌شدن ایدۀ اقتصاد اسلامی، اولین انتقادی که به آن شده این بوده است که مگر «علم» هم اسلامی و غیراسلامی دارد؟ و مخالفان برای اثبات بی‌معنابودن اقتصاد اسلامی، پا را فراتر می‌گذارند و با طرح مغالطۀ «مگر علم فیزیک اسلامی و غیر اسلامی داریم که شما حرف از اقتصاد اسلامی می‌زنید؟» اساساً منکر وجود چیزی به نام اقتصاد اسلامی می‌شوند. 🔸برخی از منتقدان اقتصاد اسلامی، اعم از حوزویان و دانشگاهیان، بر این باورند که علم اقتصاد یعنی «اقتصاد اثباتی» که به‌دنبال شناخت واقع است و شناخت واقع هم ربطی به هنجارها و ارزش‌ها ندارد و ازاین‌جهت، ما چیزی به نام اقتصاد اسلامی نداریم. 🔸 اولین کسی که قائل به چنین تصوری از علم اقتصاد شده است، اقتصاددان فرانسوی به نام لئون والراس (۱۸۳۴-۱۹۱۰) بوده که برای فرار از انتقادات سوسیالیست‌ها به نظام سرمایه‌داری، تلاش کرده شاخه‌ای از اقتصادسیاسی را به عنوان نظریه ارزش جدا کند که لیبرالیستی و غیرلیبرالیستی نداشته باشد اما جالب است که این حوزه، به بیان خود والراس ربطی به «کشف واقع بما هو واقع» ندارد بلکه «نظریۀ اقتصاد محض باید مفاهیم نوعی ایدئال را انتزاع و تعریف کند تا استدلال‌های این علم براساس این مفاهیم شکل بگیرد. پس از تکمیل این زنجیرۀ استدلال براساس این مفاهیم انتزاعی، نظریات اقتصادی به واقعیت باز می‌گردند اما نه برای تأیید نتایج خود بلکه برای به‌کاربردن آن نتایج در واقعیت (Walras, 1874, 71).» 🔸 میلتون فریدمن آمریکایی هم در مقالۀ «روش‌شناسی علم اقتصاد» (۱۹۵۳) تصریح می‌کند که هیچ لزومی ندارد که فروض یک نظریۀ اقتصادی مطابق با واقع باشد بلکه آنچه در نظریۀ اقتصادی اهمیت دارد، قدرت توصیف و پیش‌بینی واقعیت توسط نظریه است. 🔸 کسی که اندک مطالعه‌ای در رشتۀ اقتصاد داشته باشد می‌داند که علم اقتصاد در مقام نظریات خود، ارتباطی با واقعیت ندارد. اکثر دانشجویان و فارغ‌التحصیلان اقتصاد از انتزاعی‌بودن و غیرواقعی‌بودن این دانش شکایت دارند. 🔸 بنابراین این انگاره که «علم اقتصاد به‌دنبال شناخت واقع بما هو واقع» است انگاره‌ای است که حتی در میان بزرگان اقتصاد غرب هم طرفدار ندارد. اگر این انگاره از علم را بپذیریم، هیچ نظریه و گزارۀ اقتصادی را نمی‌توان علمی دانست چه نظریۀ قیمت‌های نسبی مارشال را و چه نظریۀ پولی فریدمن و چه نظریۀ عمومی کینز و چه نظریۀ تعادل عمومی والراس را؛ چرا که تمامی این نظریات با اتکا بر فروضی غیرواقعی، صرفاً به‌دنبال تغییر واقعیت‌ها هستند و هر کدام از آن‌ها از منظر خود و فروض خود به واقعیت نگاه می‌کند و نهایتاً «توصیه»هایی برای تغییر واقعیت ارائه می‌دهد. 🔸 این را هم اضافه کنم که هدف اصلی این نظریه‌پردازان، حل مشکلات و چالش‌های امپراتوری بریتانیا و بعدتر، ایالات متحده بوده است نه تولید علم و نظریات جهانشمولی که کاشف از واقعیت‌ها و قوانین اقتصادی حاکم بر زندگی بشر باشد! 🔸 اما انگارۀ دیگر که منجر به نفی یا محدودکردن اقتصاد اسلامی می‌شود این است که تصور می‌کنند وقتی از اقتصاد اسلامی سخن می‌گوییم باید هم‌تراز و معادل نظریات اقتصاد نئوکلاسیک، مباحثی را از کتاب و سنت یا متون فقهی یا حکمی علمای اسلامی ارائه کنیم! مثلاً آیه‌ای از قرآن دربارۀ قیمت‌های نسبی یا روایتی از معصومین علیهم‌السلام دربارۀ حداقل دستمزد یا نرخ سود یا دربارۀ خلق پول و نظام بانکی بیاوریم! نگاهی که حتی اخباری‌های افراطی هم ندارند چه رسد به نگاه رایج در میان متفکران اسلامی. در حالی که اقتصاد اسلامی به مثابۀ شاخه‌ای از علوم اسلامی، منظومه‌ای از نظریات اقتصادی است که با اتکا به قرآن و سنت، برای تنظیم امور مسلمین کشف و تبیین شده است. 🔸 درنهایت این‌گونه جمع‌بندی می‌کنم که اگر علم را به‌معنای کشف واقع بما هو واقع در نظر بگیریم، هیچ‌کدام از نظریات اقتصادی چه لیبرالیستی و چه سوسیالیستی و چه غیر آن‌ها، نمی‌تواند ادعای علمی‌بودن داشته باشد چرا که همۀ اندیشه‌های سکولار غربی و شرقی، مبتنی‌بر نظریاتی هستند که برگرفته از باورها و تعلقات و حدس و گمان‌های نظریه‌پردازان، واقعیت را «آنگونه که می‌بینند» و نه آنگونه که هست، توصیف می‌کنند. 🔸 اگر بخواهم از این بالاتر روم باید بگویم تنها امکانی که برای شناخت واقع بما هو واقع وجود دارد، فراتررفتن از محدودۀ محسوسات و مشاهدات تجربی و متصل‌شدن به منبعی بالاتر از ماده است که اشراف کاملی بر واقعیت‌های مادی این جهانی دارد و این امر جز ازطریق اتصال به وحی و در پارادایم میسر نیست. 🆔 @DrSaeedi
وَفِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَمَا تُوعَدُونَ ﴿٢٢﴾ فَوَرَبِّ السَّمَاءِ وَالأرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ مَا أَنَّکُمْ تَنْطِقُونَ ﴿٢٣﴾ و روزی شما و آنچه وعده‌داده شده‌اید در آسمان است! سوگند به پروردگار آسمان و زمین که این مطلب حقّ است همانگونه که سخن می‌گویید! سورۀ ذاریات، آیات ۲۲ و ۲۳ ا***ا برای فهم اجتماعی این آیه به گزیده‌ای از مقدمۀ چاپ دوم کتاب ارزشمند اقتصادنا اثر شهید صدر رضوان الله علیه توجه کنید: انسان اروپایی همواره به زمین می‌نگرد نه به آسمان؛ حتی مسیحیت نتوانسته است بر گرایش زمینی انسان اروپایی چیره شود بلکه او توانسته است خدای مسیحیت را از آسمان به زمین بیاورد و در موجودی زمینی به آن تجسم بخشد. این نگاه به‌سوی زمین انسان اروپایی را قادر ساخت که برای ماده، ثروت و مالکیت، ارزشهایی پدید آورد که با آن نگرش هماهنگ باشد. این ارزشها توانسته‌اند خود را در مکتبهای و به نمایش بگذارند و بر تفکر فلسفی اخلاقی در اروپا سایه افکنند. از سوی دیگر، انقطاع ارتباط حقیقی انسان اروپایی با خداوند متعال و نگاه او به‌سوی زمین به‌جای آسمان، باعث شد هرگونه اندیشۀ حقیقی دربارۀ سرپرستی والا از جانب بالا یا هر نوع محدودیت واجب‌شده بر او خارج از چارچوب ذاتش، از ذهن او زدوده شود. این امر او را از نظر روحی و فکری آماده کرد تا به حق خود نسبت به ایمان بیاورد و مالامال از احساس استقلال و شود. بدین ترتیب، آزادی نقش اصلی در اقتصاد اروپایی پیدا کرد و فرایند توسعه توانست از احساس راسخ انسان اروپایی نسبت به آزادی، استقلال و فردگرایی برای موفقیت اقتصاد آزاد به‌عنوان وسیله‌ای هماهنگ با تمایلات رسوخ‌کرده در روح و اندیشۀ ملت‌های اروپایی بهره ببرد. نفس آزادی کلیدی بود که مفهوم را برای انسان اروپایی باز کرد. آزادی برای هر انسان این حق را قائل شد که بدون هیچ محدودیتی حرکت کند مگر آنکه شخص دیگری در طرف مقابل باشد که او را محدود کند. بدین ترتیب، اندیشۀ نزاع در ذهن انسان اروپایی پدیدار شد و مانند سایر اندیشه‌های اساسی که ماهیت تمدن مدرن غربی را شکل داده، خود را در عرصۀ فلسفه نشان داد. این نزاع اثر بزرگی در جهت‌دهی اقتصاد مدرن اروپایی و فرایند توسعۀ همراه آن داشت چه آنجا که اقتصاد شکل فردی می‌گرفت و خود را در رقابت داغ و نامحدود بین بنگاهها و طرحهای شخصی سرمایه‌داری در پرتو اقتصاد آزاد نشان می‌داد و رشد می‌کرد و ثروت کلی را ازطریق درگیری و رقابت برای بقا افزایش می‌داد و چه آنجا که اقتصاد شکل طبقاتی می‌گرفت و خود را در تجمعات انقلابی نمایان می‌ساخت که زمام تولید را در کشور به دست می‌گرفت و تمامی نیروها را به نفع توسعۀ اقتصادی به حرکت درمی‌آورد. این اخلاقیات اقتصاد اروپایی متفاوت است با اخلاقیاتی که امت در درون جهان اسلام درنتیجۀ تاریخ دینی خود دارد. انسان شرقی که رسالت‌های آسمانی او را پرورش داده و مدتی طولانی تحت تربیت اسلام قرار گرفته است، بالطبع پیش از نگریستن به زمین به آسمان می‌نگرد و پیش از آنکه از جهان مادی و عالم محسوس تأثیر بپذیرد، تحت تأثیر عالم غیب است. شیفتگی عمیق انسان شرقی نسبت به عالم غیب پیش از جهان محسوس، خود را در سطح فکری مسلمانان د‌ر قالب رویکرد اندیشه‌ای جهان اسلام به‌سوی افقهای عقلی معرفت بشری و دوری از زمینه‌های مرتبط با واقعیت‌های محسوس نمایان ساخت. این در طبع انسان مسلمان باعث محدودشدن نیروی فریبندگی ماده و قابلیت انگیزش آن نسبت به انسان مسلمان شده است. این غیب‌گرایی، انسان جهان اسلام را از احساس آزادی شخصی و آزادی اخلاقی به سبک انسان اروپایی دور می‌سازد. احساس انسان مسلمان به محدودیت درونی بر مبنایی اخلاقی به نفع جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند، باعث می‌شود به‌جای اندیشۀ نزاع که بر فکر اروپایی‌های مدرن حاکم است، انسجام و ارتباطی عمیق با جامعۀ خود پیدا کند. اگر این اخلاقیات انسان جهان اسلام را به‌عنوان حقیقتی تجسم‌یافته در وجود امت لحاظ کنیم، می‌توان از آن در الگوی اقتصاد در جهان اسلام استفاده کرد و آن را در چارچوبی قرار داد که با آن اخلاقیات هماهنگ باشد و به نیروی محرک و انگیزاننده تبدیل شود. اگر زمین در چارچوب آسمان قرار گیرد و کار با طبیعت، صفت واجب و مفهوم عبادت بگیرد، آنگاه همان نگاه غیب‌گرا در انسان مسلمان به نیرویی محرک و قدرتی برانگیزاننده به‌سوی در ارتقای سطح اقتصادی تبدیل می‌شود. در اینجا اهمیت به‌عنوان الگوی اقتصادی روشن می‌شود که قادر است از اخلاقیات انسان جهان اسلام استفاده کند و آن را به نیروی بزرگ محرک و سازنده در فرایند توسعه و عامل موفقیت برنامه‌ریزی سالم برای حیات اقتصادی تبدیل کند. اگر را بپذیریم می‌توانیم از این اخلاقیات استفاده کنیم و آن را در مبارزه با عقب‌ماندگی به کار بگیریم، برعکس زمانی که الگوهای اقتصادی دیگری را انتخاب می‌کنیم که از نظر روحی و تاریخی با زمینۀ اخلاقی دیگری مرتبط است. 🆔 @DrSaeedi
10.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نظریه تعادل عمومی بردارهای قدرت در پروفسور برای کسانی که گوشی برای شنیدن دارند و می‌خواهند ببینند نظریه اقتصاد اسلامی دکتر درخشان چیست. : در مناظره تلویزیونی با آقای غنی‌نژاد که متاسفانه بدون تحصیلات اقتصادی، مترجم افکار هایک، اقتصاددان تندروی لیبرال، در ایران است و با زور رسانه‌های لیبرال تبدیل به بت مهندسان اقتصادخوانده شده بدون اینکه هیچ مرجعیتی در میان اقتصاددانان داشته باشد، هدف اصلی از مناظره نشان دادن مخالفت و ضدیت لیبرالیسم اقتصادی با فرهنگ و سیاست اسلامی و با دیدگاههای امامین انقلاب اسلامی بود و لذا دکتر درخشان از تبیین دیدگاههای اقتصادی خود چشم پوشی کرد تا غرض اصلی تحت‌الشعاع قرار نگیرد. اگرچه رسانه‌های لیبرال بلافاصله فهمیدند که چه گاف بزرگی داده‌اند و از همان لحظه اول شروع به تقطیع مناظره و هجمه سنگین علیه دکتر درخشان کردند و توپ را در زمین اقتصاد اسلامی انداختند. متاسفانه برخی از دوستان اقتصاد اسلامی هم غافل از غرض اصلی مناظره و تحت تاثیر فشار رسانه‌ای لیبرالها، به انتقاد از نحوه تبیین اقتصاد اسلامی توسط دکتر درخشان پرداختند و عملا پازل لیبرالیسم را در فرار به جلو تکمیل کردند. این را هم اضافه کنم که شبهاتی که درباره اقتصاد اسلامی در رسانه‌های لیبرال مطرح می‌شود آنقدر پیش پا افتاده است که پاسخهای آن چند لایه داده شده است. حتی با یکبار مطالعه پاسخ بسیاری از این شبهات را به صورت استدلالی و‌ منطقی خواهید دید. اما چه میشود کرد با کسی که گوشهای خود را گرفته تا سخنی نشنود! درباره اندیشه‌های دکتر درخشان 🆔 @DrSaeedi