#short_story #unit8 #level2
داستان کوتاه
Tricky Turtle
Ricky the rabbit and Tera the turtle met by the edge of the river. “No one is capable of beating me in a race!” Ricky said. He was confident—his smile conveyed that.
“I can beat you,” Tera said.
Ricky laughed with delight.
Tera said, “We will race tomorrow. The destination is the hill.”
Ricky agreed. Tera concentrated on winning the race. She was not faster than Ricky.
لاکپشت حیلهگر
ریکی خرگوش و تیرا لاکپشت در کنار رودخانه به هم برخورد کردند. ریکی گفت «هیچکس نمیتواند در مسابقهای مراا شکست دهد (از من جلو بزند!») او مطمئن بود - لبخندش این را نشان میداد.
تیرا گفت «من میتوانم از تو جلو بزنم (تو را شکست دهم)».
ریکی با شادی خندید.
تیرا گفت: «ما فردا مسابقه میدهیم. مقصد تپه است.»
ریکی موافقت کرد. تیرا بر روی بردن مسابقه تمرکز کرد. او سریعتر از ریکی نبود.
⛔️کپی و نشر به هر شکل حرام⛔️
🌸 @Essential_English_Words 🌸
ashamed ( adj. ) #adjective #unit8 #level3
شرمنده، خجل، شرمسار
➖➖➖➖➖➖➖➖
burst ( v. ) #verb #unit8 #level3
ترکیدن، منفجر شدن/کردن
🌸 @Essential_English_Words 🌸
elegant ( adj. ) #adjective #unit8 #level3
زیبا، ظریف، شیک، باسلیقه
➖➖➖➖➖➖➖➖
fabric ( n. ) #noun #unit8 #level3
پارچه
🌸 @Essential_English_Words 🌸