اگر سقوط کنی حتی ضعیف ترین ها نیز به تو رحم نخواهند کرد،پس ایستاده بمیر!...
_ مسیج
𝙴𝚝𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕 𝙳𝚛𝚎𝚊𝚖
«چشم نقره ای» ...۳ (اگه یه نفر بیاد که منو نابود کنه... قطعا بعد از من تورو نابود میکنه...این بخاطر
«چشم نقره ای»
...۴
امشب یه شب سرد و کمی طوفانیه... باید همینم باشه چون داخل بهاریم...بخاطر امتحانات پیش رو هم زیاد به چشم نمیاد...ولی همه بچه ها واسشون مهمه؟...واسه بعضیا مثل فرجه میمونه...برای بعضی هم یه شب دیگه...و داستان جایی جالب میشه که اولین شب با عنوان بیشتر زنده موندن یه نفر باشه...
+بگیرش!
-گرفتم!
همه اینو میدونن به هرکسی تذکر داده شده شب بیرون نباشن...به هر حال ممکنه همون کسی که از نظر همه ضعیفه تو شب جور دیگه ای به نظر برسه...میدونی..داخل شب سایه بعضی چیزا معلوم نیست...و بعضی چیزا هم خود تاریکی میشن...فکر کنم منظورمو الان نمیفهمی...
×ولم کنید! تروخدا...ت...روخدا... لطفاً...ترو..خدا...
فقط قسمتی از نور روشون افتاده بود...اما با این حال معلوم بود سن زیادی نداشتن...
+لعنتی میشه یکم جلو اون صدا کثافتی رو بگیری؟
-شب و روز تو خیاعبونیم...*صدا صرفه...چه انتظاری داری؟
براشون مهم نبود؟ واقعا مهم نبود جون یه نفر دیگه رو بگیرن و فقط نگران صدای حال بهم زنشون بودن؟...از اینجور موجوداتی کم نیستن...علاوه بر اونا یه نفر دیگه هم هست که صدای اونا براشون مهمه...
•هی...
+ه...هاع؟
-اون از بچه هاعه؟
+نه احمق خودشو نشون نمیده...معلو...
•پس علاوه بر خودم دوست دارم یه چیز دیگه رو هم نشون بدم...
داخل اونجایی که زندگی میکردن سطل آشغالی ها داخل کوچه ها بود که ظاهر شهرو بهم نریزن... قاعدتاً هم آهنی بود...صدای یه نفرشون مزخرف بود...به آشغالا تعلق داره...اونم چند بار...چندین بار...
+لعن..تی...لع..لع...
دوست داری صورتشو بهت نشون بدم؟یا خودت دوست داری ببینی؟
+...
•هیچکدوم رو انتخاب نکردی...پس بزار رو صورت خودت نشون بدم...
+هح...هح...تو...
•قبلش اون دختره باید بره...
مثل هر رمانی یه مرد اومده بود نجات پرنسس...البته پسر بود...شایدم نه...شاید هیولا بود...با تابیدن نور روی صورتایی که نمیتونن صرفه کنن تاریکی هم ناپدید میشه...همین! حقشون بود...بریم سر کار و زندگیمون...
....
#طلا
خلاصه اینکه معذرت اگه بد شده...همونطور که میبینید خیلی وقته داستانو نذاشتم...
𝙴𝚝𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕 𝙳𝚛𝚎𝚊𝚖
داخل شب سایه بعضی چیز ها معلوم نیست...و بعضی چیزا هم خود تاریکی میشن...
اگه یه کتاب بود حتما این قسمت متن رو هایلایت میکردم.حالا بستگی داره دلم میومد اون کتابو هایلایتی کنم یا نه.
𝙴𝚝𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕 𝙳𝚛𝚎𝚊𝚖
_ موزیک
این اهنگ رو خیلی دوستدارم.طوری که اون روی دیگه خودم رو بهم نشون داد و باعث شد یه همچین طرح رندومی رو بکشم،یه جنون خاص و یهویی بود...
حسی که آهنگ میده رو نمیتونم توی یه کلمه براتون توصیف کنم...
_ پوسته