|𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗 𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖|
بخش هایی از رمان:
آیهان:یا پولمو بده یا دخترت باید صیغم بشه!
_____________________
ماهلین:من تورو نمیخوام چرا نمیفهمی؟
_____________________
آیهان: یا خودت منو می.بوسی یا زوری میبو.سمت؛😯
_____________________
آیهان:تو خیلی جذ.ابی دختر🤤
_____________________
ماهلین:اومد سمتم اما بهش اجازه ندادم بهم دست بزنه ک یهو😱
_____________________
اگر بقیشو میخوای زود جوین بده و رمانو بخون😁
نکته:این بخش ها کاملا واقعیه و به زودی بهش خواهیم رسید🤗
رمان بسیار هیجانی و جذاب «ازدواج اجباری»
نویسنده و طراح: مائده بآنو✨
https://eitaa.com/Ezdevaj_Ejbari
https://eitaa.com/Ezdevaj_Ejbari
https://eitaa.com/Ezdevaj_Ejbari
آیهان:
شخصیت اصلی داستان،۲۸ سالشه...
صاحب یک شرکت بزرگ بیزینسمن هست✨
تک فرزنده و باباش فوت شده:)
نسبت:پسر آسمان و رفیق مهراد
شخصیت:زود جوش،خوشتیپ،پولدار
|𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗 𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖|
ماهلین:
شخصیت اصلی _ ۱۸ سالشه _ دانشجوی رشته عکاسی _ ✨
نسبت:خواهر ماهان و دختر کمند و آریا
شخصیت:دلسوز ، خوشگل ، مهربون
|𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗 𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖|
آسمان:
۴۰ سالشه _ بلاگر
نسبت:مادر آیهان
شخصیت:دلسوز،مهربون،منفعت طلب
|𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗 𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖|
ماهان:
۱۹ سالشه_ دانشجوی معماری
نسبت:برادر ماهلین و پسر کمند و آریا
شخصیت:خوشتیپ و مهربون
|𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗 𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖|
کمند:
۳۷ سالشه _ خونهدار
نسبت:مادر ماهلین و ماهان،زن آریا
شخصیت:خوشل،مهربون،ناز
|𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗 𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖|