و اینکه من از یه روایت دیگه خونده بودم و اون طولانی و البته دردناک تر بود
مرگ فرهاد اینجوری بود که بعد از اینکه بهش خبر میدن شیرین مرده اون تیشهای که دستش بوده و باهاش کار میکرده اون لحظه که خبر رو میشنوه بالای سرش بوده و از شدت ناراحتی از دستش ول میشه و به سرش میخوره و اینجوری میمیره
/
اره ، چندین تا روایت داره
من طبق چیزی که نظامی گنجه ای نوشته براتون تعریف کردم که به عشق بین خسرو و شیرین بیشتر توجه کرده و داستانو عاشقانه نشون داده
𝘚𝘬𝘺 .
وقتی شیرین خواست که بازگردد، اسبش زمین خورد و دیگر نتوانست از زمین بلند شود. فرهاد اسب را، در حالی ک
چقدر قوی بوده اسب و شیرینو با هم کول کرده برده پایین کوه
𝘚𝘬𝘺 .
خسرو با بزرگان مشورت کرد و از آنان راه چاره خواست. آنان گفتند باید شخصی را به کوه بفرستی تا به فرهاد
این همون تهشه که میگین افتاده رو سرش مرده