هفته را شروع میکنم ؛
فقط به عشق چهارشنبه هایت یا رضا♥️🕊'.
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
⇨@FZ1389
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یعنی میشه بیام پیشت یه دل سیرگریه کنم !؟
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
⇨@FZ1389
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیچاره اونی که فرش های آبی رو ندیده(:💙
.عشق برای ما مث نماز خوندنه بعدگفتن
اقامه دیگه به هیچ سمتی نگاه نمیکنیم🗿🪴.
⇨@FZ1389
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسه این حال ِ بدت دیگه . . 🚶
_#امیر_حسین–ساجدی
دهــهـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
بـہ وقت عـاشقے #قسمت_شصت_و_هشتم اصلا!...با این دوستات قطع رابطه نکن!... سعی کن روشون تاثیر مثبت بز
بـہ وقت عـاشقے
#قسمت_شصت_و_نهم
مثلا من اول سال با فرمانده واحد مدرسه رفتم اردوگاه شهید رجایی و سه روز موندم...
اونجا یه دورهمی خیلی بزرگ بود!
تازه این اردو برای همه رایگان بود و اینکه همه چیز مثل غذا با خودشون بود!
امکاناتشون خیلی خوب بود!...
با ذوق گفت:
_وایی نمیدونی آخرش بهمون سنگ حرم دادن! تازه مربی ما هم بهمون کادو داد...
خلاصه خیلی خوب بود...
میگم! فرمانده واحد کیه؟
_بسیج دانش آموزی از چندین نفر تشکیل میشه!...که همه هم دانش آموز هستن!
اولیش فرمانده واحده!...که بیشتر باید توی اردوها یا بعضی چیزا شرکت کنه!
دومی! معاون و جانشین هستن! که حضور اونا هم یه جورایی مثل فرمانده واحده!...
بقیه هم شورا یا عضو فعال هستن!
آهااان!...برای اون یکی گروه! چی بود؟
چیه اسلامی؟
_انجمن اسلامی!...
آره!
_اون هم از چندین عضو تشکیل میشه!
اولیش اگر داخل مدارس راهنمایی باشه!
میشه دبیر انجمن!
اما اگر توی دبیرستان یا هنرستان باشه میشه رئیس انجمن!
دومی هم همون معاون و جانشین هستن!...بعدش هم دیگه عضو فعال!
فرق اینا چیه؟ اصلا چرا دو تا گروه هست؟
_این دوتا گروه از جاهایی با هم متفاوتن اما هدف هر دو یکیه!
ببین!...توی هردو گروه ساختن یه جو شادو خوب برای امسال ماست!...که بهمون همراه با تفریح یاد میدن با دوستامون چطور رفتار کنیم!...مثلا تو الان با اونا به مشکل برخوردی!...اونجا هم میتونی مستقیم ازشون کمک بخوای،ولی حتی قبل اینکه بهشون بگی خودشون راه حل میدن!
واقعا؟!
_آره!...تازههه!...نمیدونییی! اونجا یه مربیایی هستن...!بعضیاشون همسن و سال خودمونن اما همه با هم انقد خودمونی رفتار می کنن! انقد شوخی می کنن!...که اصلا احساس بدی پیدا نمی کنی...
دبیر وارد شد!
ای بابا معلما هم همش بدموقع میان!
ریحانه خندید...
_عیب نداره بقیشو زنگ خورد بهت میگم...
باوش
...
...
ریحانه داشت به درس گوش میداد و جزوه برداری می کرد!
چرا اینهمه رو مینویسی؟