eitaa logo
دهــه‌ـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
2.7هزار دنبال‌کننده
12.8هزار عکس
13.2هزار ویدیو
37 فایل
بسم‌رب‌المهدی(عج) روزمرگی‌سه‌تا‌رفیق‌ازتاریخ‌وتمدن ایران❣🇮🇷 تولد¹¹'¹²'¹⁴⁰³تا‌شهادت‌..🤌🏽🌱 کپی؟ازروزمرگی‌هانه،بقیش‌یه‌صلوات‌برای‌امام‌زمان(عج)🥲🎀 لف←313صلوات‌بفرست‌مؤمن🌝🍃 سخنی‌بود:] https://abzarek.ir/service-p/msg/4060909
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
و تاریخِ امروز، به نام شهادت این جوانان ثبت شد...💔🥲 ⇨@FZ1389
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هزار شکر که مشهد هوای ما را داشت ؛ اگر نبود رضا این گدا کجا را داشت. .❤️‍🩹 ⇨@FZ1389
- و قسم به تو که قلبم با اسمت آرام مۍشود . . ! [یااباعبداللّٰھ💚] ⇨@FZ1389
قابل توجه همگی؛ 🙈😂🥺 ⇨@FZ1389
- کاش‌میشد‌عمر ِخودراهدیه‌می‌دادم‌به‌او، زندگی‌را‌دوست‌دارم؛رهبرم‌رابیشتر >>>🙂‍↕️❤️‍🔥 - سلامتیِ آسیدمجتبـٰی‌مون‌ن‌ن‌ن صلواات ⇨@FZ1389
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📗 متن کتابِ « راستي دردهایم کو؟ » روایتی از زندگی شهید مدافع حرم عباس دانشگر قبل از مقدمه: سایه به سایه دنبالت بودم. بی آن که بدانم. این را وقتی فهمیدم که دو سه هزار ورق از حرف‌های کسانی که تو را می‌شناختند جلوی چشم هام بود و من می‌گشتم دنبال نشانه‌ها و زمان‌ها، بل که بفهمم کجا این چهره‌ی آشنا را دیده‌ام. کجا با هم، هم کلام شده بودیم که صدات این‌قدر آشنا بود؟ حیرت می‌کنم. حیرت می‌کنم از این که می‌فهمم، بارها و بارها، زیرِ سقفِ مسجدی کنارم بوده‌ای، توی شبستانِ معتکف‌ها نزدیکِ من نفس کشیده‌ای، با هم پایِ منبر یک سخنران نشسته‌ایم و من تو را ندیده‌ام؛ تو را نشناخته‌ام. تو را نشناخته‌ام؛ اما سایه به سایه دنبالت بوده‌ام... گِل سرنوشت من را انگار این‌طوری سرشته‌اند، دنبالِ سایه‌ی تو بودن. من هنوز هم دنبال تو می‌گردم. هنوز توی جمع‌ها چشم می‌گردانم که ببینم کجا نشسته‌ای. هنوز دوست دارم فکر کنم، زمان، این بعدِ چهارمِ لعنتی، بی‌بازگشت نیست. هنوز خودم را توی باغ انار پدربزرگت، کنار تو می‌بینم که با هم انار می‌چینیم؛ که تو به فانوسِ کم‌رمق گوشه‌ی کرت‌ها و پروانه هاش نگاه می‌کنی و هوایی می‌شوی و من می‌زنم به درِ شوخی، که بی‌خیالِ حرف‌های بزرگ‌تر از سِنت بشوی. عباس! اردی بهشت را تو توی بهشت می‌گذرانی و من پشت درهای همیشه بسته‌ی امام زاده اشرف؛ نزدیکِ جهنم. سایه بازی بس است دیگر! دارد گرم می‌شود. دارم گُر می‌گیرم. یخ در «بهشت» میهمانمان نمی‌کنی؟ نویسنده: محسن حسن‌زاده قسمت:اول
دهــه‌ـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
📗 متن کتابِ « راستي دردهایم کو؟ » روایتی از زندگی شهید مدافع حرم عباس دانشگر قبل از مقدمه: س
📗 متن کتابِ « راستی دردهایم کو؟ » روایتی از زندگی شهید مدافع حرم عباس دانشگر به‌جای مقدمه ما آدم‌های این سیاره خاکی - و به‌ویژه ما شرقی‌ها - با قصه خو گرفته‌ایم. اصلاً ما با قصه زاده می‌شویم و با قصه رشد می‌کنیم. نجواهای آهنگینِ قصه آلودِ شبانه‌ی مادرها و مادربزرگ‌ها. بخشی از خاطرات، گذشته و بلکه آینده ما را ساخته‌اند و می‌سازند؛ قصه‌هایی که گفته می‌شدند برای خفتن! اما ما اندک‌اندک آموخته‌ایم که قصه‌ها فقط برای خفتن نیستند؛ برخی قصه‌ها برای بیداری‌اند؛ و بالاتر از آن، برخی قصه‌ها برای هشیاری‌اند و برای حرکت... قصه‌ی زندگی «عباس دانشگر» و به گمان این قلم، از آن قصه‌های بیدارکننده‌ی هشیاری آفرین است. قصه یک جوانِ دهه هفتادی پر شورِ اهل فکرِ عاشق‌پیشه که به‌رغم سن‌وسال کمش، دوراهی‌های زندگی را خوب می‌شناسد! مثل یک نقشه‌خوان حرفه‌ای که پشت فرمان مسابقه‌ی سرعتِ زندگی نشسته، بی آن که در دام کوره راه‌ها بیفتد و سرگرم مناظر و بازیچه‌ها شود، از کنار ما می‌گذرد و سبقت می‌گیرد... السابقون... پیش‌ازاین کتاب‌هایی با نام‌های « لبخندی به رنگ شهادت»، «آقا داماد»، «آخرین نماز در حلب»، «رفیق شهیدم مرا متحول کرد» و «تأثیر نگاه شهید» با هم دلی و هم کاریِ پدر بزرگوار شهید، «حاج مؤمن دانشگر» فراروی علاقه‌مندان به عباس قرار گرفته است. آن چه در این کتاب خواهید خواند نیز حاصل کوشش خستگی‌ناپذیر پدر بزرگوار شهید است که مهربانانه این قلم را در همراهی برای نوشتن از عباس، بار دادند. این کتاب، پیش‌تر با همین عنوان انتشاریافته بود؛ اما اکنون، در ویرایشی جدید و با اضافاتی مفصل، بارِ دیگر پیش روی شما مخاطبانِ گرامی، قرار گرفته است. « راستی دردهایم کو؟» روایتی است از حیات عباس، که از زبانِ خود او بیان می‌شود. این قلم، کوشیده است که از زبانِ دست‌نوشته‌ها و گفتار عباس بهره بگیرد، به مقصود و احوالات او نزدیک شود و پاره‌های بهم پیوسته‌ی خرده روایت‌های مربوط به او را به هم قفل و زنجیر کند. بر این اساس، تمام آن چه که می‌خوانید، روایت‌هایی کاملاً منطبق با واقعیت است. امید که خواننده هوشیار، نقص‌های این روایت را به دیده اغماض بنگرد. و سلام بر هرکس که طالب حقیقت و حرکت باشد نویسنده:محسن حسن‌زاده قسمت:دوم
از لحاظ روحے احتیاج دارم، ایران رو بہ مقصد کربلـا ترك کنم...💔🫠 ⇨@FZ1389