eitaa logo
دهــه‌ـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
2.4هزار دنبال‌کننده
10.9هزار عکس
10.6هزار ویدیو
32 فایل
بسم‌رب‌المهدی(عج) روزمرگی‌دوتا‌رفیق‌ازتاریخ‌وتمدن ایران❣🇮🇷 تولد¹¹'¹²'¹⁴⁰³تا‌شهادت‌..🤌🏽🌱 کپی؟ازروزمرگی‌هانه،بقیش‌یه‌صلوات‌برای‌امام‌زمان(عج)🥲🎀 لف←313صلوات‌بفرست‌مؤمن🌝🍃 سخنی‌بود:] https://abzarek.ir/service-p/msg/4060909
مشاهده در ایتا
دانلود
دهــه‌ـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
• هادی یک انسان بسیار عالی بود. مثل بقیه تنها تفاوت او عمل دقیق به دستورات دین بود. برای همین در مسیر خودسازی و عرفان قرار گرفت. اما مسیر عرفانی زندگی او در نجف به چند بخش تقسیم می‌شود. مانند آنچه که بزرگان گفته‌اند، مسیر من الخق الی الحق و... به خوبی طی نمود. هادی زمانی که در نجف در محضر بزرگان تحصیل می‌کرد، نیمی از روز را مشغول تحصیل و بقیه را مشغول کار بود. در ابتدا برای انجام کار حقوق می‌گرفت، اما بعد ها کارش را فقط برای رضای خدا انجام می‌داد. ♥️☘ https://eitaa.com/FZ1389
دهــه‌ـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
• از خود طلبه کمک می‌گرفت و منازل مردم مستضعف، ولی مؤمن نجف را لوله‌کشی آب می‌کرد. خستگی برای این جوان معنا نداشت. از صبح زود تا ظهر سرکلاس بود. بعد هم کمی غذا می‌خورد و سوار بر دوچرخه‌ای که خریده بود، به خانه‌های مردم می‌رفت و مشغول کار می‌شد🌱° برخی از دوستان هادی نمی فهمیدند❗️یعنی نمی‌توانستند تصور کنند که یک طلبه که قرار است لباس روحانی بپوشد چرا این کار ها را انجام می‌دهد⁉️ 🔅برخی فکر می‌کردند که لباس روحانیت یعنی آهسته قدم برداشتن و ذکر گفتن و دعا کردن‌و... برای همین به او ایراد می‌گرفتند. حتی برخی ها به اینکه او با دوچرخه به حوزه می‌آید ایراد می‌گرفتند❗️ • ⇨https://eitaa.com/FZ1389
دهــه‌ـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
• °دوست شهید♥️🍃° در موسسه یاد گرفته بودیم که هر کداممان حداقل با یک شهید دوست باشیم. دوست من شهید نور محمدی بود و دوست محسن، عمویش. قبر این دو شهید نزدیک هم بود و هر موقع با هم می‌رفتیم گلزار شهدای نجفآباد، مسابقه می‌گذاشتیم. عقیده داشتیم هرکی زود تر برسد، حاجتش روا می‌شود. محسن همیشه زودتر می‌رسید. آخرش هم اول حاجت روا شد. https://eitaa.com/FZ1389
دهــه‌ـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
. قرار بود حاج قاسم برود رابر برای سخنرانی در مراسم یادواره شهدای عشایر شمس‌الدینی. عبدالمالک ریگی تهدید کرده بود که:《اگه سلیمانی بیاد، انتحاری می‌فرستم و فلان و چنان می‌کنم.》 شورای تامین راهبر گفته بود حاجی نیاید. وقتی فهمید، گفت:《من میام ببینم عبدالمالک چه غلطی می‌خواد بکنه!》 شب قبلِ مراسم، خودم با یک پراید رفتم فرودگاه دنبالش. می‌خواست قنات ملک یا هر جای دیگر که احتمالش می‌رفت، گفت:《بریم روستا کهنوج.》 فردا مراسم یادواره برگزار شد و حاج قاسم سخنرانی کرد؛ یک قطره خون هم از دماغ کسی نیامد. ☘✨ https://eitaa.com/FZ1389
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مۍ‌دَهَداین‌دِل‌گُۅـٰاھۍ‌پیرِمـٰاسِیِدعَلۍ‌، پَرچَم‌اَزدَستِ‌تۅبَردَستـٰانِ‌مَھدۍ‌مۍرِسَد'' ﮼وَطــن…💔﮼پرچـم‌تومـاراکفـن…🇮🇷 🕊♥️ ⇨https://eitaa.com/FZ1389