برای کمک داوطلبانه برای امدادگری به یه بنده خدایی هرچی اطلاعات توی فرمی که فرستاده بود رو دادم تا عضو کانال و گروهی که میگفت بشم؛
ریز به ریز اطلاعات رو دادم....
بعد الان اینطوریم که کار درستی بود؟ یکم زود اعتماد نکردم؟
۳۲۸ تومن دادم سر رسید...
خدایا، امیدوارم موقعی که آخر این «سررسید» سر رسید، بگم آفرین که ۳۲۸ تومن رو دادی و به وضع الانم که موندم که خوب شد خریدم یا نه، بخندم.
توی ویراستی #پینترست رو سرچ کردم و برای بار هزارم به خودم چی گفتم که چرا همون موقع که ذخیره میکردم عکسها رو توی پوشهها، دانلودشون نکردم....
واقعا به تفاوت سلیقه پی بردم.
تنها اپلیکیشنی که عمیقاً دلم براش تنگ شده فقط پینترسته.
W̶o̶r̶d̶s̶-̶
_
نامهی من به شما، شهید آوینی:
وقتی که از بیستم فروردین گذشت، ناگهان این جمله را در استوریِ شخصی دیدم:
بیستم فرودین سال روز شهادت شهید آوینی-
دو شب گذشت و در این دوشب تنها به این فکر میکردم که سخنی از شما نگفتم؛
شمایی که تا یادم است برایم عزیز بودید و هستید.
در اجتماع امشب، از کنار موکبی رد شدم و به لطف خواهر کوچکترم که چشمش به جایِ شیشهای افتاده بود که در آن تعدادی کاغذ گذاشته و زیر آن نوشته بودند « نیت کن، روزی امروزت رو از شهدا بگیر و بخون و بعد بذار سرجاش برای نفر بعدی»، نیت کردم و یک کاغذ برداشتم...
و چه شد؟
اسم شما را در زیرِ جملهی «تنها آنها که با خدا پیوند دارند، از طوفان نمیترسند» دیدم :)
دلم مالامال از حس مسرتبخشی شد، این فکر از ذهنم گذشت که: «نگاه کن! حواسشان به دل و نیتت است!»
هم جملهی شما و هم اسم شما، گویی دو جواب به دلم و ذهنم بود.
اگر چه من فرصت آنکه از شما سخن بگویم را نداشتم ولی شما با من سخن گفتید که حواستان به ما است و «هو» را به من نشان دادید.
از شما متشکرم که در لحظهای که حتی فکرش را نمیکردم با من صحبت کردید :)♥️
سلام ما را به رهبر شهیدمان برسانید و از شما میخواهم که همچنان حواستان به ما باشد.
یا علی(ع)