پرایوتِ دتری
دیگه امیدی نیست و وقتی امیدی نباشه انتظاری هم نیست برا خوشبختی یا رسیدن به چیزی و کسی. دیگه ذوقی نیس
نه استرس نه ذوق نه ترس نه هیجان نه غم نه شادی همین قدر بی دغدغه و راحت🤌🏻🦦.
هدایت شده از فِنتانیل.
از آدمایی خوشم میاد که میان میگن: این حرفت ناراحتم کرد، با این حرفت خیلی ذوق کردم؛ اینا روابط انسانی رو پبچیده نمیکنن.
ما قرن ها پای وطن پیدا و آشکار مانده ایم ؛؛
ما پای فرهنگی کهن با نام ایران مانده ایم
پخته نخواهی شد، مگر بعد از آنکه احساس کردی سرشار از سخنی، ولی لازم نمی دانی به کسی چیزیاز آن بگویی!
پرایوتِ دتری
بعدا؟ بعدا دیگه گُل میاری سرخاکم.
بعدا؟
بعدا دیگه نفسی نیست که برای داشتنت از سلامت روانش بگذره.