برام مهم نیست این موضوع متقابل هست یا نه اما من دلم برای ادما تنگ میشه؛ برای جاها، حس هایی که داشتم، روزایی که گذروندم، چیزایی که تجربه کردم. و این همیشه برام غم میاورده.
پرایوتِ دتری
کودک درون دختر خالم عالیه🦦
داره با بچه دختر داییمون بازی میکنه بعد من حوصله صدا بچه رو ندارم😭😂.
پرایوتِ دتری
رفتم داخل خونه بچه آمد دنبالم میگه توهم بیا بازی من ذوققق :))
حوصله بچه ندارم ولی خیلی بچه هارو دوست دارم خیلییی.
پرایوتِ دتری
ولی جوری که در هر صورت با عموم و خانوادش خش میگذره 🛐🛐.
ولی این چند روز به شدت به عموم و زن بچش وابسته شدم کلا پیش هم بودیم این روزا و دیشب تا الان ندیدمشون جوری دلتنگ شدم انگار یک ماهه ندیدمشون😭🚶🏻♀️.
هدایت شده از {Cold heart}
حالا شاید یذره عصبی، روانی، سگ اخلاق باشم ولی دل مهربونی دارم💅🏻