«ذکر نادعلی صغیر»
خوانش جهت بطلان سحر یهود، نابودی دشمن و پیروزی ایراناسلامی🇮🇷✌🏻
#مهمات چاپ و انتشار در تجمعات
"قَلَمدُخت"
«ذکر نادعلی صغیر» خوانش جهت بطلان سحر یهود، نابودی دشمن و پیروزی ایراناسلامی🇮🇷✌🏻 #مهمات چاپ و انتش
فقط اسم علی یه جوری لرزه به تن و بدن این حرومیا میندازه که خدا میدونه. حالا دیگه از ذکرِ فوقِ ارزشمند نادعلی نگم که میتونه چه سحر و جادوهایی از یهود باطل کنه!
میپرسید شما چیکار کنید؟
شما خیلی راحت میتونید برید کافینت و با اندازه دلخواه این ذکر رو چاپ کنید. ترجیحا لمینیت بشه که هم استحکام و موندگاری بیشتره داره هم اگر دست بیوضو خورد مشکلی پیش نیاد. بعدم توی تجمع پخش کنید و اینطوری هر نفر که به واسطه شما این ذکر رو بخونه، حسابی سد نوری ایران جان محکم میشه✨️
پیش پیش قبول باشه💙🦋
اگر همین الان یکی سرم را بشکافد و سعی کند کمی درونش را ببیند، خواهد فهمید اتاقک کوچک مغزم از انبار قدیمیترین سمساری شهر هم شلوغتر است. آنقدر که قالیچهی مادربزرگ مشعباس تویش هست، در کنده شدهی پیکان بابای حاج غلام هم هست. شجرهنامهی خاک خوردهی عتیقه هم پیدا میشود.
ای کاش کسی بیاید یکی دو تا دستمال نمدار شده و تشت آب و طی دستهداری بدهد دستم و با هرچه زور در چنته دارد درِ آهنیِ مغزم را، که صدای قیژ قیژش کل وجود آدم را میلرزاند، به رویم قفل کند.
آدمایی که تو لحظه زندگی میکنن هیچ وقت فکرشم نمیکنن یه روز برای به دست آوردن اون لحظهها گریه کنن، براش تلاش کنن و باز هم بهش نرسن!
"قَلَمدُخت"
از بعد جنگ ۱۲ روزه این بو به مشامم غریبه شده بود... بوی خاک؟ بوی باروت؟ بوی خون؟ هیچ وقت تصویر بولدوزری که اون چنگکک نحسشو میزد زیر آوار دنبال بدنهای مطهر... یادم نمیره! یادم نمیره اون بویی که از غبار خاک بلند میشد و حال آدمو بد میکرد... بویی که هرکسی نمیفهمه معنیش چیه... الکی نیست ما به محل انفجارها میگیم مقتل الشهدا! اینجا همه چیز روضست!