📍شاخههایی از شجرهٔ طیبه
نگاهی به روح زنانهٔ دیوارنگارهٔ «آفرین درخت»
🏙 #دیوارنگاره
💬 الهه حبیبنژاد
(بخش اول)
• آیا ندانستی که خدا چگونه مثلی زده است؟ کلمه پاک مانند درخت پاک است، ریشهاش استوار و پابرجا و شاخهاش در آسمان است.
«آیه ۲۴ سوره ابراهیم»
✻ در نگاه اول به این اثرِ ساطع و درخشان، درختی نگاهها را به خود جلب میکند. درختی با آغوش باز مادرانه؛ موجودی دارای رشد و نمو، نه جامد و بیحرکت، دارای نظام حساب شدهای که هرکدام از ساقهها و برگهای آن وظیفهای دارند، وظیفهای الهی حتی به مثابهی در آغوش کشیدن طفل بیست و دو روزه. اصل و ریشهٔ آن درخت ثابت و استوار است و ریشههایش را در خاک وطن میفشارد تا جدایی آن سخت و ناممکن شود. شاخههای آن، پست و محدود به این دنیا نیست بلکه سر به آسمان و دارد و همین است که پر بار و مولد است؛ عطر شکوفههای پر شمیماش را راهی باد و ابرهای آسمان میکند تا در جهان برچرخد و باعث ابتهاج و رستاخیزی جهانیان شود. به تماشای آن نور الهی و روزنههای زرد رنگی که نقاش میان برگ و شاخهها نقش کردهاست نشستهام و به وجد آمدهام؛ زیرا نور و ثمرهٔ آن بیحساب نیست و مشمول قوانین آفرینش و سنت الهیست.
🔖 مجلهٔ قریحه
مطالعات جنسیت در هنر و رسانه
@GHarihe_Mag
مجلۀ قریحه
📍شاخههایی از شجرهٔ طیبه نگاهی به روح زنانهٔ دیوارنگارهٔ «آفرین درخت» 🏙 #دیوارنگاره 💬 الهه حبیبنژ
📍شاخههایی از شجرهٔ طیبه
نگاهی به روح زنانهٔ دیوارنگارهٔ «آفرین درخت»
🏙 #دیوارنگاره
💬 الهه حبیبنژاد
(بخش دوم)
✻ تمام خصلتهای این درخت برای من استعارهای از شجرهٔ طیبه است، گویی این درخت نمادی از شجرهٔ شهادت شده باشد. مادربزرگِ شهدا با قلبی سرشار از ایمان میگفت: «فرزندانم ارادت خاصی به امام هشتم داشتند؛ لذا به نیت امام هشتم(ع)، هشت فرزندم در راه انقلاب و ولایت تقدیم شده است.» فرزندانی که در بهشتِ گلها در کنار ریشههای پرصلابتِ درخت زانو زدهاند و دست به دعا بلند کردهاند و شکر خدا را به جا میآورد از آغوش پرمهر درختی که دقیقا با همان ظرافت و لطافت زنانه و محبت و عطوفت مادرانه، شهیدِ نوزاد را از آغوش مادر گرفته و همچون او، به آرامی در آغوش خود تسلی و التیام میدهد و نوزاد را برای آغوش حقیقی و دیدار یار آماده میکند.
✻ جمع خوبان جمع است، دخترکهای میناب را میبینم که پیش از شهیدِ نوزاد از این دنیا پر کشیدهاند و در آسمان بالهایی همچون فرشتگان به آنها هدیه شده تا میان آسمان و ابرهای پر رمز و راز نگارگران، خیر مقدمی به هشت شهید بگویند و به استقبال درخت با عزت و سربلند بیایند.
✻ این اثر حاکی از فهم درست از عناصر تصویری و موقعیت شهادت خانوادگیست که این روح زنانه تصویر، سرچشمهای از زنان هنرمند متعهد و دردمندیست که این تعهد را در خود قبص نکردن و این اثر زنانه را با ۳۱۳ بومی که تک به تکشان جزئی از کل اثر نفیس بوده که تعهد اجتماعی و دردی که نه تنها سرچشمه زیباییها و صفای هنری، بلکه معیار انسانیت است را بسط دادهاند و با مردم و جمعی دیگر خانمها در قالب کار تعاملی همکاری کردهاند، به طوری که بومها را اکثرا مردم خودشان بهثمر رساندند.
✻ در حقیقت این زنان هنرمند با بصیرت قلبی در جسد هنر، روح شیدایی دمیدند و با الهام گیری از معارف الهی و تاریخ ایران در جنگ دفاع مقدس سوم، پیشرو و سرمنشأ برای اجرا این ایده روحانی و خلاقانهٔ تصویرسازی توسط مردم بودند. سرانجام در یک رویداد همدلانهٔ سه روزه، دیوارنگاره بزرگ بومی به نام «آفرین درخت» به تماشای همگان درآمد.
ارجاع: لینک روایت مادربزرگ شهیدان، که این اثر از آن الهام گرفته شده است.
🔖 مجلهٔ قریحه
مطالعات جنسیت در هنر و رسانه
@GHarihe_Mag
📍دامان زن مجاهد معراج الشهداست
آیا به تصویر کشیدن شکوه زن در دهههای گذشته سادهتر بوده است؟
(بخش اول)
🎨 #گرافیک
✻ این پوستر-نقاشی مربوط است به لبنان 1985. یعنی حدود چهلسال پیش و در میانۀ جنگ و اواسط دوران ریاستجمهوری امام شهید که به مناسبت روز «زن مسلمان» طراحی و منتشر شده است. طراح اثر، بیان امام خمینی(ره) را مبنا گذاشته که «دامن زن مرد را به معراج میفرستد» و تلاش کرده همین معنا را با زبان تصویر منعکس کند.
🔖 مجلهٔ قریحه
مطالعات جنسیت در هنر و رسانه
@GHarihe_Mag
مجلۀ قریحه
📍دامان زن مجاهد معراج الشهداست آیا به تصویر کشیدن شکوه زن در دهههای گذشته سادهتر بوده است؟ (بخش او
📍دامان زن مجاهد معراج الشهداست
آیا به تصویر کشیدن شکوه زن در دهههای گذشته سادهتر بوده است؟
(بخش دوم)
🎨 #گرافیک
✻ در تصویر دو مرد را میبینیم که در هالهای از دامن یک زن، یکی مشغول مبارزه و دیگری گلی را بهدست گرفته است. دو مرد با بازوبند و سربند، جمع مقاومت و زندگیسازی را نمایندگی میکنند اما هر دو در احاطۀ حضور زنی قرار دارند که بزرگتر از آنها بهتصویر کشیده شده، شمایلی باشکوه، نورانی و جاری دارد.
✻ در تصویر زنی مسلمان را میبینیم که پوشش او شبیه به پوشش زنهای ایرانی است. گویی که همزمان با گزارۀ امام از زن، نمادهای زن ایرانی هم در اثر ریشه دوانده است. مؤلف تلاش کرده، از یک سو موقعیت زن را از جهت ظاهری با خطوط منحنی، لطیف و فراگیر تصویرپردازی کند و از سویی با نشان دادن قرآن در دست، جهان معنایی و اندیشهای موردِ اتکای زن را توضیح دهد.
✻ همچنان چادر زن در امتدادی پرچمگونه پیدا کرده و در آسمان شعار «یازهرا» را بالا گرفته است. گویی مؤلف میخواسته زن را از حیث هویتشناختی با اندیشۀ قرآن و حافظۀ زهرایی توضیح بدهد.
✻ اما نقطۀ کانونی اثر همین احاطۀ زن است. مولف جملۀ امام راحل را به نوعی حضور پستویی و غیرمستقیم زن تقلیل نداده و اینکه «مرد از دامن زن به معراج میرسد» را به شیوهای مضارع و در وسط میدان رخ نموده است. اینجا مقولۀ خانواده مضمحل نشده بلکه بسط معنایی خانواده به نظام ولایی, نشانگر این است که هنرمند، صورتبندی امام از رابطه و نقش زن و مرد را اعم از روابط خانوادگی فهمیده است. یعنی هر زنی که به میدان جهاد میپیوندد و ارادۀ جهانی دیگر میکند، چنین ظرفیتی مییابد.
✻ نکتۀ دیگر اما شکوه و جلالت این زن است که هنرمند بهطرز آشکاری زن را در ابعاد بزرگتری به نمایش گذاشته تا هم بزرگی وجود او و هم اهمیت تأثیر و نقش او را بیان کند و در این امر هم دچار وسواس و محافظهکاری نشده است. باز لازم است خاطرنشان کنم ما داریم راجع به قابی بحث میکنیم که چهل سال از تألیف آن، نه در هنر ایران بلکه در هنر لبنانی-که از سرریز الهیات و تجربۀ انقلاب اسلامی ایران بهرهمند شده- گذشته است.
✻ پرسشی که اکنون قابل طرح است این است که آیا در جنگ تحمیلی سوم درحالیکه زنان جنگ و جنگیدن را اجتماعی کرده و دامان خود را از خانه تا خیابان گستردهاند، چنین نشانگانی به اثر هنری و روایی تبدیل میشوند؟ و اگر پاسخ مثبت است واکنشهای اجتماعی به چنین چیدمانی چیست؟
🔖 مجلهٔ قریحه
مطالعات جنسیت در هنر و رسانه
@GHarihe_Mag
📍لالههای هرمز؛ میراثِ سرخِ دستانِ مادر
وقتی هنرِ سوزندوزی، راوی پاسداری از میهن میشود
(بخش اول)
🖼#تصویرسازی
💬حمیده عربسرخی
✻ زن کهنسالی در حال دوختن گلهای لاله بر روی حاشیههای خلیج فارس است. تصویر در نگاه اول انگار که با نشان دادن دست کهنسال، ایران را با قدمتی طولانی و عجیب و غریب روایت میکند. لباسی که به تن دارد طرحهایی از طرح سنتی روی خود دارد. انگشتر فیروزهای که به دست آن زناست که فیروزه نمادی از ایران است و نمادی از شهر خراسان است.
🔖 مجلهٔ قریحه
مطالعات جنسیت در هنر و رسانه
@GHarihe_Mag
مجلۀ قریحه
📍لالههای هرمز؛ میراثِ سرخِ دستانِ مادر وقتی هنرِ سوزندوزی، راوی پاسداری از میهن میشود (بخش اول)
📍لالههای هرمز؛ میراثِ سرخِ دستانِ مادر
وقتی هنرِ سوزندوزی، راوی پاسداری از میهن میشود
(بخش دوم)
🖼#تصویرسازی
💬حمیده عربسرخی
لالههایی که روی حاشیه خلیج فارس نقش میبندد، این قِداست را نشان میدهد که ما چقدر در این راه شهید دادیم و اینکه دقیقاً روی تنگه هرمز هم، باز لالههایی قد میکشد؛ این نشان میدهد که ما همچنان در راه وطن و میهن خویش شهید میدهیم اما این تنگه را رها نمیکنیم و شعری که در پایین صفحه در ارتباط با این مسئله نوشته شده نیز به خوبی همین مفهوم را بیان میکند. در این اثر میبینیم پارچهای که دارد تمامیت ایران را نمایش میدهد، پارچه مخمل است. پارچهای گرانقیمت، باارزش و حساس و لطیف که بر روی آن طرح و نقشهای زیبایی از گل لاله، به عنوان نشان و نماد بافته میشود. انگار که ایران مادر است؛ یک مادر قدیمی و کهنسال که در کهنسالیاش هم همچنان دستش به دوختن است و کارش تقدیم شهید به این خاک تا این خلیج برایش باقی و پابرجا و همیشگی بماند. خلیجفارس گویی در تصویر به نمادی از وطن بدل شده و مصراعِ «از خون جوانان وطن، لاله دمیده» در این تصویر نیز عیان و مشخص است و میشود دید که در آبهای نیلگونش، چقدر لاله رشد کردهاست. انگار طراح که خانم سیما صفاری هست، به عنوان یک زن، نقش مادر و نقش یک زن را در تبلور و نشان دادن تداعی هنر در تصویر خودش با استفاده از مفهوم جنسیت و با استفاده از نمادپردازی تلاش کرده تا ایران باقدمت، باارزش، پرتمدن و ماندگار را به نمایش بگذارد. تصویر در عین واقعنگری و نزدیکی به واقعیت تلاش دارد خود را به مخاطب نزدیک کرده و صمیمیتی که در تصویر در حال توصیف آن است را به مخاطب نمایش دهد. پیوند مفهوم وطن و مادر، مادری که دستانش چروکیده شده اما همچنان گلدوزی را رها نکرده. گرد پیری، هنر او را محو نکرده بلکه هنوز دستهای او جادو میکند. هنوز البسه ایران زیبا هست و هنوز مخمل با ارزش است.
🔖 مجلهٔ قریحه
مطالعات جنسیت در هنر و رسانه
@GHarihe_Mag
📍جنگی که با چشم زنانه زیباست
تجلی عقل جمالی در واژههای ریم الوریمی
🖼#موسیقی
💬زهرا ستاری فقیهی
(بخش اول)
✻ ریم الوریمی، شاعر زن اهل تونس در ایام جنگ تحمیلی سوم، شعری در وصف مقاومت مردم ایران و بیعت با رهبری جدید سرود که با نام «خذونی» شناخته میشود. کیفیت مضامین این شعر، انسان را ناگزیر از توجه به جنسیت شاعر میکند؛ چرا که رسالت واژههایش فراتر از ابراز ارادت ساده، نوعی ترجمان قلبی و شهودی از صحنۀ جنگ ایران با جبهۀ استکباری است؛ نگاهی که باطن و حقیقت این نبرد را با عینکی زیباییشناسانه به تصویر میکشد. به بهانۀ مفاهیم این شعر، میتوان بحث از عقل جمالی و ادراک متفاوت زنانه را پیش کشید.
✻ البته نباید فرمی که تأثیر شعر در بستر آن چندین برابر شد را نادیده گرفت. قصیدۀ خانم الوریمی در قالب کلیپی با صدای یک زن دست به دست شد که ترکیب آن صدای زنانه و این مفاهیم قدرتمند بود که یک قطعۀ بهشدت تأثیرگذار و نافذ در اعماق قلب مخاطب ساخت. لحن ملتمس اما در عینحال مقتدر خوانندۀ زن بود که با بیان هر جمله، گویی در وجود آدمی مارش میزد و دلها را منقلب میکرد.
🔖 مجلهٔ قریحه
مطالعات جنسیت در هنر و رسانه
@GHarihe_Mag
مجلۀ قریحه
📍جنگی که با چشم زنانه زیباست
تجلی عقل جمالی در واژههای ریم الوریمی
🖼#موسیقی
💬زهرا ستاری فقیهی
(بخش دوم)
✻ در وهلۀ اول، آنچه در مضامین این شعر پررنگ مینماید، عبور از منطقهای مرزکشی و دوگانهساز است که زبان شعر را به خدمت وحدت امت اسلامی در میآورد. دستکم در این قصیده از دو دوگانۀ شیعه–سنی و عرب-عجم گذر میشود و شاعر، اتصال قلبی و ایمانی را ملاک تعلق به جریان مقاومت میداند. البته رد این دوگانهها در نگاه او به معنای نسبیگرایی و نفی فضیلت نیست؛ بلکه او همزمان که خودش را سر سفرۀ انقلاب اسلامی ایران مینشاند، دوگانۀ اصیل نزاع را هم به میان میکشد: «پرچم شرف را دستهایی فارسی برافراشته کرد.» ریم الوریمی در قصیدۀ دیگری نیز اشاره کرده بود که: «اسلام، جواهری بود که در یک معدن کشف شد و در ایران به یک فیروزۀ صیقلیافته و زیبا تبدیل شد.» این شاعر در برخی از صحنهها خودش را با تمام وجود و احساس، در حماسۀ خیابان ملت ایران شریک میکند و تلاش میکند حب و بغضهای مخاطب که اساس هویت آدمی است را سامان دهد. تنها دوگانهای که برای او اصالت دارد، در احساس ذلت- عزت خودش را نشان میدهد: «مرا به نزد کسانی ببرید که با عزت، قلبم را زنده کردند.» او با حفظ هویت سنی خود، پیش از پایان دادن جمله ارادتش را به امیرالمؤمنین(ع) نشان میدهد: «با ضربت شمشیر حیدری.»
✻ شاعر در تمام طول شعر، عاطفه و ایمان زنانهاش را در جدال با عقل منحط مردانۀ عربی و غربی به تصویر میکشد و این مسئله، در بخشهای مشخصی از ترانه به اوج میرسد: «مرا ببرید تا به ملتهای عرب بگویم عربیّت ما منحرف شده است، مرا ببرید تا از درد کشیدن متجاوزان [اسرائیلی] خوشحال شوم.»
✻ معنابخشی و ترسیم حقیقت جنگ یکی دیگر از خصایص بارز این شعر است. قرار دادن میدان آزادی در کنار تکبیر مردم، تصویر رایج آزادی غربی را به چالش میکشد و آزادی حقیقی را در گروی حفظ ارادۀ انسانی در برابر اسارت جریان طاغوت میداند. دقیقاً همان جایی که در نگاه انسان، هیچچیز بزرگتر و قویتر از خدا نباشد، امکانهای درونی و بیرونی او برای ایستادن در برابر ابرقدرتهای ظاهری فراهم میشود. رقص مولوی، نشانۀ دیگری است که به شاعر این امکان را میدهد به میانجی آن، زمین مادی را به آسمان آزادی برساند. در واقع این همان کاری است که خودش در شعر درحال انجام دادن است: ارزشهای الهی را با قدرت کلمه به دل زندگی کشاندن.
✻ در قسمتی از شعر، سراینده خود را در موقعیت تخاطب با میدان انقلاب قرار میدهد؛ گویی تمام خود را مقابل انقلاب اسلامی حاضر میکند. زنان از آنجایی که بهلحاظ خلقت وجودی، انسان و روابط انسانی برایشان بیشتر جلب توجه میکند، جانبخشی به اشیاء و جذب آنها در جهان انسانی در آثارشان محتملتر است. الوریمی در این لحظه فارغ از لحن و مدل جملات قبلی شعر، با میدان انقلاب به مثابۀ یک موجود جاندار دوستداشتنی تعامل میکند و به او میگوید که تکبیرهای مردم در این میدان، مایۀ عذاب دشمن است.
✻ در انتها، الوریمی تلاش میکند تا عهد و پیمان خود با رهبر جدید ایران را از یک توافق عقلانی فراتر برده و این بیعت را با روح انسانی خود گره بزند. او در اینجا حتی سبک بیعت خود را متمایز از آنچه معمولاً میشناسیم مطرح میکند. از نظر او این پیمان صرفاً بخاطر اینکه فردی در یک فرآیند قانونی و فقهی، زمامداری جامعه مسلمین را بهعهده گرفته اتفاق نمیافتد بلکه از این به بعد قرار است تمام زندگی و عمر مسلمانان به وجود مبارک رهبر بعدی پیوند بخورد. در مجموع شعر او را میتوان یک صورتبندی گرم زنانه دانست که برای فهم واقعیت جنگی که در آن قرار داریم، جهاز زبانی و معنایی تدارک میبیند و آن را به مدد جذابیت واژهها در فاهمۀ عمومی میگستراند.
🔖 مجلهٔ قریحه
مطالعات جنسیت در هنر و رسانه
@GHarihe_Mag
📍 پایان جهان سیاهوسفید مرجان
بازنگری به شکاف خیال مرجان ساتراپی با حقیقت زن ایرانی
🖼️ #انیمیشن
💬 مهلا تکلو
✻ «پرسپولیس» برای جهان، داستان یک دختر ایرانی بود؛ اما آیا برای ایرانیان هم همینقدر آشناست؟
✻ مرجان ساتراپی برای بسیاری از مخاطبان غربی، نه تنها به عنوان یک نویسنده یا تصویرگر ایرانیتبار بلکه یکی از مهمترین راویان ایران پس از انقلاب بود. «پرسپولیس» سالهاست که در دانشگاهها، رسانهها و محافل فرهنگی جهان بهعنوان روایتی معتبر از زندگی زنان ایرانی شناخته میشود. اما این روایت تا چه اندازه نماینده واقعیت جامعه و زن ایرانی است؟
✻ این یادداشت، به بهانه درگذشت ساتراپی، نگاهی انتقادی به میراث فکری و هنری او دارد؛ از بازنمایی حجاب و زن مسلمان تا تصویر جنگ، انقلاب و هویت ایرانی. متنی که تلاش میکند فراتر از شهرت جهانی «پرسپولیس»، نسبت آن را با مفاهیمی چون شرقشناسی، عاملیت زنان و روایتهای مسلط فرهنگی بررسی کند.
🔖 مجلهٔ قریحه
مطالعات جنسیت در هنر و رسانه
@GHarihe_Mag