ای خلق، خاک پای تو یا ثامن الحجج
جان جهان فدای تو یا ثامن الحجج
قرآن پر از ثنای تو یا ثامن الحجج
ایمان بود ولای تو یا ثامن الحجج
دین را به جز ولای تو اصل و اصول نیست
تهلیل بی ولای تو هرگز قبول نیست
@gholow
❌نادرستی اطلاق واژه «خالق» بر بندگان در بیان مرحوم شیخ مفید
✍️«میگویم: مخلوقات فعل انجام میدهند، احداث میکنند، اختراع میکنند، میسازند و کسب میکنند، و نمیگویم: ایشان "خلق" میکنند و "خالق" هستند، و در استفاده از کلمه "خالق" از آنچه خداوند فرموده پا فراتر نمیگذارم، و از موارد قرآنی استفاده از این کلمه تجاوز نمیکنم.
و بر این نظر اجماع امامیه است.»
📚أوائل المقالات، ص۵۸.
https://t.me/madraseh_kalam/2174
@gholow
غلوپژوهی | یادداشتهای حدیثی و رجالی
📜 خلاصه فصول کتاب
نصیریه: تاریخ، منابع و عقاید
✍️ عمیدرضا اکبری
مطالعه در سایت درایات:
deraayaat.ir/nusayriyah/
@gholow
㘆⠆㜆 㔆⼆✆ 䄆䠆䈆 ✆䐆㤆✆⼆䜆۲۰۲۳-۰۶-۱۲_۱۴'۱۶'۳۴'.mp3
زمان:
حجم:
20.8M
صوت کرسی ترویجی با عنوان «نقد دیدگاه علامه عسکری درباره عبدالله بن سبا و اثبات وجود تاریخی وی» با ارائه دکتر طاووسی مسرور، عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی تهران
@gholow
کتاب «أصفیاء أمیر المؤمنین علیه السلام» منسوب به ابن فضّال و بازمانده هایی از آن
✍علی عادل زاده
مطالعه:
https://deraayaat.ir/alasfia/
@gholow
با شما در دنیا و آخرت
فأسألُ اللهَ... أنْ يَجْعَلَني مَعَكم في الدُّنْيا والآخِرَةِ... (ابن قولویه، كامل الزيارات، ص١٩٥، مكتبة الصدوق)
👌از اسماعیل بن سهل روایت شده است که گفت: برای امام جواد علیه السلام نامه نوشتم: «به من چیزی بیاموز که اگر آن را بگویم، در دنیا و آخرت با شما باشم.» پس به خطّ خودش که میشناختم برای من نوشت: «سوره انّا انزلناه را بسیار بخوان و دو لبت را به استغفار تر کن.»
أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ أَبِي مَسْرُوقٍ النَّهْدِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ سَهْلٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع عَلِّمْنِي شَيْئاً إِذَا أَنَا قُلْتُهُ كُنْتُ مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ قَالَ فَكَتَبَ بِخَطٍّ أَعْرِفُهُ أَكْثِرْ مِنْ تِلَاوَةِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ وَ رَطِّبْ شَفَتَيْكَ بِالاسْتِغْفَارِ (شیخ صدوق، ثواب الأعمال، ص۱۶۵).
https://t.me/Alasar_1/76
@gholow
بررسی_چهار_دلیل_مهم_از_ادله_قرآنی_وحدت_وجود،_محمدعلی_صابری،_تحقیقات.pdf
حجم:
4.7M
بررسی چهار دلیل مهم از ادله قرآنی وحدت وجود
✍محمدعلی صابری
تحقیقات کلامی، ش39، اسفند 1401ش، ص49-67
اهل تصوّف و عرفان در عالم اسلامی، برای اثبات نظریّه وحدت وجود به آیات و عباراتی از کتاب خدا تمسّک جستهاند. از مهمترین این آیات میتوان به «هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الباطِن…» (حدید: 3)، «فَأینما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجهُ اللّه» (بقره: 115)، «و ما رَمَیتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللهَ رَمَی» (انفال: 17) و «هُوَ مَعَکُم أیْنَ ما کُنتُم» (حدید: 4) اشاره کرد. از شاخصترین افرادی که این آیات و عبارات را بر وحدت وجود تطبیق دادهاند، روزبهان بقلی، ابنعربی و سیدحیدر آملی هستند. این نوشتار با ارائه نمونههایی از اینگونه استنادات در طول تاریخ تصوّف اسلامی و سنجش آنها با قواعد تفسیری و روایات و همچنین نظرات مشهور مفسّران از شیعه و سنی، نشان داده تمامی استنادات مزبور دچار اشکالات اساسی بوده و آیات مذکور بر این نظریّه دلالتی ندارند، بلکه بر مواردی همچون ازلیّت، ابدیّت، علم، قدرت و سلطنت مطلقه خداوند دلالت دارند.
🔺متن مقاله در سایت ابن عربی
@gholow
دیدگاه فقیه مؤسّس، در تبیین جایگاه «ولایت نعمت» برای اهل بیت علیهمالسلام و روایت "نحن صنائع اللّه"
حاصل بیانات:
• مقصود از ولی نعمت، دیدگاه اهل معقول (فلاسفه) در باب قاعده امکان اشرف و واسطه فیض بودن اهل بیت ع _بدین معنا که ایشان عطاکننده وجود و علم و مال و... باشند_ نیست، و چنین معنایی خلاف ضرورت متشرعه است.
• وساطت فیض اهل بیت ع به این معنا است که ایشان علت غایی آفرینش هستند.
• ضبط صحیح حدیث "والخلق بعد صنائع لنا" است نه "صنائعنا"؛ زیرا اگر در اصل نامه امیرالمؤمنین علیهالسلام "صنائعنا" ضبط شده بود، دستآویزی برای معاویه بود تا از آن سوء استفاده کرده و شخصیت امام را به اتهام ادّعای ربوبیت تخریب کند.1
📋تقریرات ولایت فقیه آیت اللّه شیخ عبدالکریم حائری یزدی، (مخطوط)، ص۷۳. مقرر: آیت الله محمدعلی اراکی
—————————————————
1. البته ضبط درست روایت هر کدام که باشد استفاده معنای ربوبیت از آن نادرست است. برای توضیحات بیشتر بنگرید: اینجا.
@gholow
اصالت کتاب الکافی؛ آسیبشناسی تاریخی انتقادها
✍️عمیدرضا اکبری و امیرحسن خوروش
مطالعات تاریخی قرآن و حدیث، ش74، 1402ش
https://jsm.journals.iau.ir/article_703961.html
از دیرباز الکافی کلینی اثری معتبر نزد عالمان امامی به حساب میآمده است. اما در دورۀ حاضر برخی نویسندگان در اصالت نسخههای موجود از الکافی خدشه کردهاند. این پژوهش پاسخگوی این پرسش است که چه شواهد تاریخی اصالت الکافی را تضعیف یا تقویت میکند؟ بنابر نتیجۀ پژوهش، همخوانی بسیار بالای اسناد الکافی با تهذیب، گستردگی طرق روایت الکافی، توجه بالا به آن در طبقات مختلف و تناسب روایات کتب حدیثی و فهارس از کلینی با الکافی موجود از جمله دلایل اصالت نسخه است. انتقادها بر اصالت کتاب الکافی از سویی متکی به برداشتهایی نادرست دربارۀ جامعیت منابع قدیم است که انتظار دارند کل الکافی در منابعی مانند تهذیب نمود یابد؛ و از سوی دیگر مبانی نادرستی که اصالتسنجی آثار کهن را تنها وابسته به قدمت نسخ خطی و یا اتصال طرق اجازه میداند. نبود نگاه تاریخی به متون و اسناد الکافی و اطلاعات منابع دربارۀ الکافی موجب شده ناقدان از تفاوتها میان الکافی و آثار کهن تحلیلی خطا ارائه دهند، و از قرائن اصالت الکافی غفلت کنند.
@gholow
غلوپژوهی | یادداشتهای حدیثی و رجالی
اصالت کتاب الکافی؛ آسیبشناسی تاریخی انتقادها ✍️عمیدرضا اکبری و امیرحسن خوروش مطالعات تاریخی قرآن و
🔸تذکری دربارۀ مقالۀ «اصالت کتاب الکافی»
شاید برخی با توجه به شهرت بالای کتاب الکافی دفاع از اصالت آن را ضروری ندانند. ولی باید در نظر داشت، اولاً این دست از انتقادها رو به فزونی است، و مهمتر اینکه برخی از انتقادها بر کافی و نسخ آن، از سنخ همان اشکالاتی است که بر بسیاری از دیگر منابع کهن نیز شده است؛ انتقاداتی که به ویژه بر تأخر نسخه، عدم اتصال طریق و اشکال بر مضامین برخی روایات کتاب تأکید دارد. بنا بر این مقاله بالا که مجموعه ابزارهای زیادی برای اصالتسنجی الکافی بهره گرفته، به نحو عمومی میتواند برای اصالت بسیاری از دیگر منابع نیز بهره گرفته شود.
چنانکه پیشتر کسانی انتساب آثاری شیعی مانند تصحیح الإعتقادات، رجال ابنغضائری، مناقب کوفی، المسترشد طبری، بصائر الدرجات، المقالات و الفرق، طب الصادقین و بسیاری از آثار نصیریه را رد یا در آن تشکیک کردهاند، و دربرابر نویسنده در مقالاتی (بعضاً مشترک با دیگر نویسندگان) با برخی از این ابزارها و روشهایی دیگر شواهدی بر اصالت این آثار ارائه کرده است.
@gholow
سندسازیهای کتاب طب الأئمة منسوب به فرزندان بسطام
✍ عمیدرضا اکبری
مطالعات فهم حدیث، ش18، 1402.
https://mfh.journals.ikiu.ac.ir/article_3053.html
چکیده:
کتاب طبالأئمة به عبدالله و حسین، فرزندان بسطام منسوب است. عموم راویان صدر اسانید، همچون خود آن دو ناشناختهاند. فرزندان بسطام در اسانید کتاب، بیشتر واسطۀ روایت از طریقی خاص فرض شدهاند. جای پرسش است که حدود و ریشه این ضعفها چیست؟ با مقایسۀ اسانید و مشابهیابی آنها در دیگر منابع، معلوم میشود نامهای ابتدای بیشترِ اسانید، ساختگی و کاملاً بیضابطه است و تنها نام تعداد انگشتشماری از مشایخ صدر اسناد، واقعی است. البته، شواهدی از تعویض در ادامه هر دو دسته از اسناد در دست است. سندسازیِ تعویضیِ ضابطهمند در کتاب، شاخصههایی متفاوت با سندسازی بیضابطه در ابتدای اسناد دارد و این دو نوع سندسازی عمومی در دو مرحله صورت گرفته است. از میان چند شیخ شناختهشده در صدر اسناد، بیشترشان از غالیاناند و در طبقات متقدمتر اسناد کتاب هم شواهد توجه مؤلف به سرانِ خطابیه مانند ابوالخطاب، ابنمهران و شریعی بسیار است و هم شاخصههای اختصاصی اسانید غالیان خطابی. البته، مؤلف از برخی دفاتر حدیثی امامیه نیز به صورت وجادهای بهره برده است. مؤلف کتاب و تحریفگر اسناد به صورت قطعی شناخته نشده، ولی رجال، الگوهای سندسازی، توصیفات اختصاصی اسناد و تحریفات آن در طبالأئمة تناسب بسیار بالایی با کتاب نصیری الهدایة خصیبی دارد.
@Al_Rijal
غلوپژوهی | یادداشتهای حدیثی و رجالی
این بار بی مقدمه از سر شروع کرد این روضه خوان پیر از آخر شروع کرد مقتل گشوده شد همه دیدند روضه را ا
▪️روضه شیرخواره سید الشهدا علیه السلام
بست بر روی سر عمامه پیغمبر را
رفت تابلکه پشیمان کند لشگر را
من به مهمانیتان سوی شما آمدهام
یادتان نیست نوشتید بیا آمدهام
یادتان نیست نوشتید کوه فراهم کردیم
پشت تو لشگر انبوه فراهم کردیم
ننوشتید زمین ها همه حاصلخیز است
باغ هامان همه دور از نفس پائیز است
ننوشتید که ما در دلمان غم داریم
در فراوانی این فصل تو را کم داریم
ننوشتید که هستیم تو را چشم به راه
نامه نامه لک لبیک اباعبدالله
حرفهاتان همه از ریشه و بن باطل بود
چشمه هاتان همه از آن ده بالا گل بود
باز در آینه کوفی صفتان رخ دادند
آیه ها را همه با هلهله پاسخ دادند
نیست از چهره آینه کسی شرمنده
که شکمها همه از مال حرام آکنده
بی گمان درصدف خالیشان دری نیست
بین این لشگر وامانده دگر حری نیست
بی وفایی به رگ و ریشه ی آن مردم بود
قیمت یوسف زهرا دو،سه من گندم بود
آی مردم پسر فاطمه یاری میخواست
فقط از آن همه، یک پاسخ آری میخواست
چه بگویم به شما هست زبانم قاصر
دشت لبریز شد از جمله هل من ناصر
در سکوتی که همه ملک عدم را برداشت
ناگهان کودک شش ماهه علم را برداشت
همه دیدند که در دشت هم آوردی نیست
غیر آن کودک گهواره نشین مردی نیست
چون ابوالفضل به ابروی خودش چین انداخت
خویش را از دل گهواره به پائین انداخت
خویش را از دل گهواره می اندازد ماه
تا نماند به زمین حرف ابا عبدالله
آیه آیه رجز گریه تلاوت میکرد
با همان گریهٔ خود غسل شهادت میکرد
عمق این مرثیه را مشک و علم میدانند
داستان را همهی اهل حرم میدانند
بعد از عباس دگر آب سراب است سراب
غیر آن اشک که درچشم رباب است رباب
مرغ در بین قفس این در و آن در میزد
هی از این خیمه به آن خیمه زنی سر میزد
آه بانو چه کسی حال تو را میفهمد
اصغر از فرط عطش سوخت خدا میداند
میرسد ناله ی آن مادر عاشورایی
زیر لب زمزمه دارد پسرم لالایی
کمی آرام که صحرا پر گرگ است علی
و خدای منو تو نیز بزرگ است علی
میروی زیر عبای پدرت آهسته
کودک من به سلامت سفرت آهسته
پسرم میروی آرام و پر از واهمه ام
بیشتر دل نگران پسر فاطمه ام
پسرم شادی این قوم فراهم نشود
تاری از موی حسین بن علی کم نشود
تیر حس کردی اگر سوی پدر می آید
کار از دست تو، از حلق تو بر می آید
خطری بود اگر، چاره خودت پیداکن
قد بکش حنجره ات را سپر بابا کن
آه بانو چه کسی حال تو را میفهمد
اصغر از فرط عطش سوخت خدا میفهمد
داغ در چهره تو چند برابر گشته
طفل سیراب شده خنده کنان برگشته
حمیدرضا برقعی
صلی الله علیک یا اباعبد الله
#مرثیه_سید_الشهدا
@gholow2