دیدگاه فقیه مؤسّس، در تبیین جایگاه «ولایت نعمت» برای اهل بیت علیهمالسلام و روایت "نحن صنائع اللّه"
حاصل بیانات:
• مقصود از ولی نعمت، دیدگاه اهل معقول (فلاسفه) در باب قاعده امکان اشرف و واسطه فیض بودن اهل بیت ع _بدین معنا که ایشان عطاکننده وجود و علم و مال و... باشند_ نیست، و چنین معنایی خلاف ضرورت متشرعه است.
• وساطت فیض اهل بیت ع به این معنا است که ایشان علت غایی آفرینش هستند.
• ضبط صحیح حدیث "والخلق بعد صنائع لنا" است نه "صنائعنا"؛ زیرا اگر در اصل نامه امیرالمؤمنین علیهالسلام "صنائعنا" ضبط شده بود، دستآویزی برای معاویه بود تا از آن سوء استفاده کرده و شخصیت امام را به اتهام ادّعای ربوبیت تخریب کند.1
📋تقریرات ولایت فقیه آیت اللّه شیخ عبدالکریم حائری یزدی، (مخطوط)، ص۷۳. مقرر: آیت الله محمدعلی اراکی
—————————————————
1. البته ضبط درست روایت هر کدام که باشد استفاده معنای ربوبیت از آن نادرست است. برای توضیحات بیشتر بنگرید: اینجا.
@gholow
اصالت کتاب الکافی؛ آسیبشناسی تاریخی انتقادها
✍️عمیدرضا اکبری و امیرحسن خوروش
مطالعات تاریخی قرآن و حدیث، ش74، 1402ش
https://jsm.journals.iau.ir/article_703961.html
از دیرباز الکافی کلینی اثری معتبر نزد عالمان امامی به حساب میآمده است. اما در دورۀ حاضر برخی نویسندگان در اصالت نسخههای موجود از الکافی خدشه کردهاند. این پژوهش پاسخگوی این پرسش است که چه شواهد تاریخی اصالت الکافی را تضعیف یا تقویت میکند؟ بنابر نتیجۀ پژوهش، همخوانی بسیار بالای اسناد الکافی با تهذیب، گستردگی طرق روایت الکافی، توجه بالا به آن در طبقات مختلف و تناسب روایات کتب حدیثی و فهارس از کلینی با الکافی موجود از جمله دلایل اصالت نسخه است. انتقادها بر اصالت کتاب الکافی از سویی متکی به برداشتهایی نادرست دربارۀ جامعیت منابع قدیم است که انتظار دارند کل الکافی در منابعی مانند تهذیب نمود یابد؛ و از سوی دیگر مبانی نادرستی که اصالتسنجی آثار کهن را تنها وابسته به قدمت نسخ خطی و یا اتصال طرق اجازه میداند. نبود نگاه تاریخی به متون و اسناد الکافی و اطلاعات منابع دربارۀ الکافی موجب شده ناقدان از تفاوتها میان الکافی و آثار کهن تحلیلی خطا ارائه دهند، و از قرائن اصالت الکافی غفلت کنند.
@gholow
غلوپژوهی | یادداشتهای حدیثی و رجالی
اصالت کتاب الکافی؛ آسیبشناسی تاریخی انتقادها ✍️عمیدرضا اکبری و امیرحسن خوروش مطالعات تاریخی قرآن و
🔸تذکری دربارۀ مقالۀ «اصالت کتاب الکافی»
شاید برخی با توجه به شهرت بالای کتاب الکافی دفاع از اصالت آن را ضروری ندانند. ولی باید در نظر داشت، اولاً این دست از انتقادها رو به فزونی است، و مهمتر اینکه برخی از انتقادها بر کافی و نسخ آن، از سنخ همان اشکالاتی است که بر بسیاری از دیگر منابع کهن نیز شده است؛ انتقاداتی که به ویژه بر تأخر نسخه، عدم اتصال طریق و اشکال بر مضامین برخی روایات کتاب تأکید دارد. بنا بر این مقاله بالا که مجموعه ابزارهای زیادی برای اصالتسنجی الکافی بهره گرفته، به نحو عمومی میتواند برای اصالت بسیاری از دیگر منابع نیز بهره گرفته شود.
چنانکه پیشتر کسانی انتساب آثاری شیعی مانند تصحیح الإعتقادات، رجال ابنغضائری، مناقب کوفی، المسترشد طبری، بصائر الدرجات، المقالات و الفرق، طب الصادقین و بسیاری از آثار نصیریه را رد یا در آن تشکیک کردهاند، و دربرابر نویسنده در مقالاتی (بعضاً مشترک با دیگر نویسندگان) با برخی از این ابزارها و روشهایی دیگر شواهدی بر اصالت این آثار ارائه کرده است.
@gholow
سندسازیهای کتاب طب الأئمة منسوب به فرزندان بسطام
✍ عمیدرضا اکبری
مطالعات فهم حدیث، ش18، 1402.
https://mfh.journals.ikiu.ac.ir/article_3053.html
چکیده:
کتاب طبالأئمة به عبدالله و حسین، فرزندان بسطام منسوب است. عموم راویان صدر اسانید، همچون خود آن دو ناشناختهاند. فرزندان بسطام در اسانید کتاب، بیشتر واسطۀ روایت از طریقی خاص فرض شدهاند. جای پرسش است که حدود و ریشه این ضعفها چیست؟ با مقایسۀ اسانید و مشابهیابی آنها در دیگر منابع، معلوم میشود نامهای ابتدای بیشترِ اسانید، ساختگی و کاملاً بیضابطه است و تنها نام تعداد انگشتشماری از مشایخ صدر اسناد، واقعی است. البته، شواهدی از تعویض در ادامه هر دو دسته از اسناد در دست است. سندسازیِ تعویضیِ ضابطهمند در کتاب، شاخصههایی متفاوت با سندسازی بیضابطه در ابتدای اسناد دارد و این دو نوع سندسازی عمومی در دو مرحله صورت گرفته است. از میان چند شیخ شناختهشده در صدر اسناد، بیشترشان از غالیاناند و در طبقات متقدمتر اسناد کتاب هم شواهد توجه مؤلف به سرانِ خطابیه مانند ابوالخطاب، ابنمهران و شریعی بسیار است و هم شاخصههای اختصاصی اسانید غالیان خطابی. البته، مؤلف از برخی دفاتر حدیثی امامیه نیز به صورت وجادهای بهره برده است. مؤلف کتاب و تحریفگر اسناد به صورت قطعی شناخته نشده، ولی رجال، الگوهای سندسازی، توصیفات اختصاصی اسناد و تحریفات آن در طبالأئمة تناسب بسیار بالایی با کتاب نصیری الهدایة خصیبی دارد.
@Al_Rijal
غلوپژوهی | یادداشتهای حدیثی و رجالی
این بار بی مقدمه از سر شروع کرد این روضه خوان پیر از آخر شروع کرد مقتل گشوده شد همه دیدند روضه را ا
▪️روضه شیرخواره سید الشهدا علیه السلام
بست بر روی سر عمامه پیغمبر را
رفت تابلکه پشیمان کند لشگر را
من به مهمانیتان سوی شما آمدهام
یادتان نیست نوشتید بیا آمدهام
یادتان نیست نوشتید کوه فراهم کردیم
پشت تو لشگر انبوه فراهم کردیم
ننوشتید زمین ها همه حاصلخیز است
باغ هامان همه دور از نفس پائیز است
ننوشتید که ما در دلمان غم داریم
در فراوانی این فصل تو را کم داریم
ننوشتید که هستیم تو را چشم به راه
نامه نامه لک لبیک اباعبدالله
حرفهاتان همه از ریشه و بن باطل بود
چشمه هاتان همه از آن ده بالا گل بود
باز در آینه کوفی صفتان رخ دادند
آیه ها را همه با هلهله پاسخ دادند
نیست از چهره آینه کسی شرمنده
که شکمها همه از مال حرام آکنده
بی گمان درصدف خالیشان دری نیست
بین این لشگر وامانده دگر حری نیست
بی وفایی به رگ و ریشه ی آن مردم بود
قیمت یوسف زهرا دو،سه من گندم بود
آی مردم پسر فاطمه یاری میخواست
فقط از آن همه، یک پاسخ آری میخواست
چه بگویم به شما هست زبانم قاصر
دشت لبریز شد از جمله هل من ناصر
در سکوتی که همه ملک عدم را برداشت
ناگهان کودک شش ماهه علم را برداشت
همه دیدند که در دشت هم آوردی نیست
غیر آن کودک گهواره نشین مردی نیست
چون ابوالفضل به ابروی خودش چین انداخت
خویش را از دل گهواره به پائین انداخت
خویش را از دل گهواره می اندازد ماه
تا نماند به زمین حرف ابا عبدالله
آیه آیه رجز گریه تلاوت میکرد
با همان گریهٔ خود غسل شهادت میکرد
عمق این مرثیه را مشک و علم میدانند
داستان را همهی اهل حرم میدانند
بعد از عباس دگر آب سراب است سراب
غیر آن اشک که درچشم رباب است رباب
مرغ در بین قفس این در و آن در میزد
هی از این خیمه به آن خیمه زنی سر میزد
آه بانو چه کسی حال تو را میفهمد
اصغر از فرط عطش سوخت خدا میداند
میرسد ناله ی آن مادر عاشورایی
زیر لب زمزمه دارد پسرم لالایی
کمی آرام که صحرا پر گرگ است علی
و خدای منو تو نیز بزرگ است علی
میروی زیر عبای پدرت آهسته
کودک من به سلامت سفرت آهسته
پسرم میروی آرام و پر از واهمه ام
بیشتر دل نگران پسر فاطمه ام
پسرم شادی این قوم فراهم نشود
تاری از موی حسین بن علی کم نشود
تیر حس کردی اگر سوی پدر می آید
کار از دست تو، از حلق تو بر می آید
خطری بود اگر، چاره خودت پیداکن
قد بکش حنجره ات را سپر بابا کن
آه بانو چه کسی حال تو را میفهمد
اصغر از فرط عطش سوخت خدا میفهمد
داغ در چهره تو چند برابر گشته
طفل سیراب شده خنده کنان برگشته
حمیدرضا برقعی
صلی الله علیک یا اباعبد الله
#مرثیه_سید_الشهدا
@gholow2
تأملی در مبانی ملای دربندی در کتاب اسرار الشهاده
✍️ محمد جعفری و عمیدرضا اکبری
deraayaat.ir/darbandi/
چکیده: بر ملاآقای دربندی نقدهای متعددی نوشته شده است و عالمان گوناگونی از فضل و البته از آسیبهای گسترده اثرش اسرار الشهادة گفتهاند. این نوشتار بنا دارد، زمینهها و مبانی دربندی در ارائه روایاتی نادر در مقتلش اسرار الشهادة را بررسی کند. در فضای برخی تسامحات در قرون اخیر، عواملی مانند نشستن مکاشفه، خواب و تحلیل به جای روایت و داستانسازی بهخاطر اتکا به حافظه بر آسیبهای مقتل دربندی دامن زده است. مجموعه مبانی دربندی مانند قاعده کمالیت مصائب، استناد به ولایت مطلقه امامان یا فضائل سید الشهداء ع، استناد به مشهور عوام یا منبر روضهخوانان موجب شده ایشان برخی مطالب را بدون هیچ سند حتی ضعیفی به عنوان واقعهای تاریخی بپذیرد. با برخی از این مبانی، گاهی مسلمات فقهی را نیز به نفع مطلبی بیمنبع کنار نهاده و در روشی مضطرب و بر خلاف برخی از کلمات خودش، حتی گاهی از پذیرش غنا در روضه و یا اسقاط تکالیف از اهل بیت ع سخن گفته است.
@gholow
هدایت شده از رنگ خدا
#خطر_خطیبان_خاطی
✔️ زشتی گناه دروغگویی به نام دین و در لباس روحانیت و برروی منبر مقدس حسینی بر کسی پوشیده نیست.
✔️لذا صریحا عرض می کنم که اساسا پذیرفتنی نیست بزرگواران حوزوی (دامت برکاتهم) امثال آقای #بندانی_نیشابوری را به مجالس خود دعوت کنند.
✔️وظیفهٔ شرعی ما طلاب این است که مصرانه و با پیگیری مستمر از امثال این آقا تقاضای مدرک معتبر کنیم تا شاید....
يا إلهي ورَبّي وسَيِّدي ومَولايَ ، لِأَيِّ الاُمورِ إلَيكَ أشكو ؟!
حوزهٔ علمیهٔ قم
بیمقدارترین خادم حسینی
محمد عندلیب همدانی
سوم شهریور ۱۴۰۲
@andalibhamedani
چهل حدیث حسینی.pdf
حجم:
16.9M
کتاب چهل حدیث حسینی
صلی الله علیک یا أبا عبدالله
در این کتاب، چهل حدیث مربوط به امام حسین (ع) و زیارت ایشان جمع آوری شده است. متن عربی احادیث خطاطی شده و ترجمهی هر حدیث در صفحهی روبروی آن قرار دارد. سعی شده است احادیثی معتبر از کتاب کامل الزيارات گردآوری شود.
پس از این احادیث نیز چند زیارت مطلقه و مخصوصه امام حسین (ع) آمده است. بخشهایی از زيارت که مربوط به جزئیات و آداب آن است نیز به فارسی ترجمه شده است.
در پایان نیز زیارت آل یاسین، زیارت جامعه صغیره و جامعه کبیره و دو دعای جامع قرار گرفته است که برای دعا کردن پس از زيارت، مناسب است.
این کتاب، توشهای مناسب برای زائران حسینی است و از این روی که دارای برخی از زیارات از راه دور است برای کسانی که مشرف نشدهاند نیز مفید خواهد بود ان شاء الله.
با استفاده از لینک فهرست کتاب میتوانید به صفحهی دلخواه منتقل شوید.
این کتاب هم برای عربزبانان و هم برای فارسزبانان محل استفاده خواهد بود.
برای دانلود سریعتر میتوانید کتاب را از لینک زیر دانلود کنید:
https://B2n.ir/40HadithHoseini
در ثواب نشر این کتاب سهیم باشید.
شادی روح حضرت امّ البنین (سلام الله علیها) صلوات
https://t.me/HadithFehrestRejal
@gholow
▪️ مروری بر ادله شهادت حضرت رسول الله صلی الله علیه وآله
در منابع فریقین روایات فراوانی در زمینه شهادت نبی اکرم ص و مسمومیت ایشان دستیاب است که تأیید آن در کلمات جمع زیادی از بزرگان فریقین دیده میشود. (مفید، المقنعة، ص456؛ طوسی، تهذيب الأحكام، ج6، ص2؛ طبرسی، مجمع البیان، ص156؛ حلی، منتهي المطلب، ج2، ص887. از عامه ابن مسعود: السیرة النبویه، ابن کثیر، ج 4، ص449؛ مسند أحمد، ج1، ص408؛ المعجم الکبیر، طبرانی، ج10، ص109، یکی از انصار: انساب الأشراف، بلاذری، ج1، ص576؛ شعبی: المستدرک، نیشابوری، ج3، ص60، ح 4395/99؛ قول ابن سعد: المجدی فی الانساب، علوی، ص6 و…)
علاوه بر اخبار خاص در شهادت حضرت رسول الله ص (بصائر الدرجات، ج1، ص503/ ح6، الكافي، ج1، ص533) هم چنین اخباری نیز به نحو عموم سخن از شهادت یا مسمومیت پیامبر ص و اهل بیت ع دارد. (نمونه: سليم بن قيس، ج2، ص837-838؛ بصائر الدرجات، ج1، ص503/ ح5 عيون أخبار الرضا، ج2 ص203؛ كفاية الأثر، ص162) که اسنادی برخی قویتر است، (الأمالي للصدوق، ص63؛ عيون أخبار الرضا ع، ج2، ص256 خبر اباصلت، طوسي، الغيبة، ص388 خبر شیخ حسین بن روح) و مقبول بسیاری از علمای امامیه است. (نک: إعتقادات الإمامية للصدوق، ص99؛ إعلام الورى، ص367) و هر چند که برخی در عمومیت شهادت کل ائمه ع تردید نمودهاند. (تصحيح اعتقادات الإمامية، مفید، ص132) اما نگارنده به ردی بر اصل شهادت رسول الله ص در کلمات اعلام امامیه دست نیافتم.
▪️علت شهادت حضرت رسول الله ص
اخبار در اصل مسمومیت حضرت رسول الله ص اتفاق دارد. ولی در مصداق ماجرای آن اختلاف است:
1- سم زن یهودیه
2- سم دختران سران سقیفه
1️⃣ اسناد اخبار سم یهودیه بیشتر و قویتر است. حتی شهید ثانی ادعای استفاضه و یا تواتر آن و بقای آثار آن تا وفات ایشان را کرده است (مسالك الافهام، ج11، ص459: «... ﻭﺃﻛﻞ ﻣﻨﻪ ﻫﻮ ﻭﺑﻌﺾ ﺃﺻﺤﺎﺑﻪ، ﻓﻤﺎﺕ ﺭﻓﻴﻘﻪ ﻭﺑﻘﻲ ﻳﻌﺎﻭﺩﻩ ﺃﻟﻤﻪ ﻓﻲ ﻛﻞ ﺃﻭﺍﻥ ﺇﻟﻰ ﺃﻥ ﻣﺎﺕ ﻣﻨﻪ ص») که البته این ادعا جای بررسی دارد.
غیر از خبر غیر صریح ابن ظریف -که خواهد آمد- دو سند بصائر الدرجات (ج1، ص503؛ مختصر البصائر، ص82) آمده؛ از جمله به سند رایج جعفر بن محمد اشعری از عبدالله بن میمون قداح (توثیق شده) که گرچه صحیح مصطلح نیست، اما در آثار حدیثی و فهارس طریق اصلی تا قداح است. با وجود احتمال ارسال در روایات قداح یا تشابهاتش با اخبار عامه، اولویت سندش بر اخبار مرسل دسته دوم بعید نیست.
در عامه نیز در آمار جوامع الکلم از 74 موضع، 26 مورد از ابوهریره، از انس 19، از ابن عباس 6، از جابر 6، از ابو سعید خدری 4 جا و 13 طریق مرسل آوردهاند و 4 موردِ منفرد نیز از دیگر صحابه است. و در تحریر مختصر اشاره به درد از 12 مورد، 5 جا از عائشه است.
🔺اما برخی به استناد اشکال متنی خبر یهودیه آن را رد نمودهاند:
1. آگاهی دیر هنگام رسول الله ص از مسمومیت با اصل هدف اخبار الهی ناسازگار است.
پاسخ:
گرچه باید نسبت به تأخیر وحی پاسخی داشت. اما وجوهی از اخبار متصور است؛ مانند اینکه صرف اعلان برای رد تحدی یهودیه کفایت میکرد. (قرب الإسناد، ص326؛ راوندی، قصص الأنبياء ع، ص313 خبر حسن بن ظریف از ثقات) و تأخیر برای رسیدن به فوز شهادت باشد. البته این جمع اخبار بر فرض صحت آن است. و بر فرض نادرستی میتوان تعارضشان را پذیرفت.
دربارۀ اصل مسموم شدن نیز قضای خداوند بر این است که معصوم و نبی در همه حال همه جزئیات نزدش نباشد. (و لو کنت اعلم الغیب لاستکثرت من الخیر) تا امر و امتحان خود را جاری سازد. چنانکه در روایاتی آمده:
أيوب بن نوح و إبراهيم بن هاشم عن إبراهيم بن أبي محمود قال: قلت لأبي الحسن الرضا ع: الإمام يعلم متى يموت؟ قال: نعم، قلت: فأبوك حيث بعث إليه يحيى بن خالد بالرطب و الريحان المسمومين علم به؟ قال: نعم، قُلْتُ: فَأَكَلَهُ وَ هُوَ يَعْلَمُ فَيَكُونُ مُعِيناً عَلَى نَفْسِهِ؟! فَقَالَ: «لَا، إِنَّهُ يَعْلَمُ قَبْلَ ذَلِكَ لِيَتَقَدَّمَ فِيمَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ، فَإِذَا جَاءَ الْوَقْتُ أَلْقَى اللَّهُ عَلَى قَلْبِهِ النِّسْيَانَ لِيُمْضِيَ فِيهِ الْحُكْمَ». (مختصر البصائر، ص61/ ح27؛ بصائر الدرجات، ج1، ص484 از احمد بن محمد از ابن ابی محمود)
2. اختلافات اخبار سم یهودیه که احتمال جعل را تقویت میکند.
پاسخ: این اشکال ناشی از عدم تفصیل بین اسناد و متون مختلف است. فراوان اتفاق میافتد که در تاریخ اصل واقعهای درست است و یک هسته اولیه صحیح دارد، و در طبقات بعدی و اسناد ضعیف تحریفاتی حول آن صورت میگیرد. اگر امکان تفصیل بین اخبار صحیح و غیرصحیح واقعه باشد، اشکالات متنی اسناد ضعیف به اسناد قویتر سرایت نمییابد. (در اینجا مانند پردازش خاص خبر ابو جمیله در الأمالي للصدوق، ص224 و خبر تفسير منسوب، ص177) و دلیلی نداریم اصل واقعه را انکار کنیم.
@gholow
3. رد خبر یهودیه به خاطر فاصله چند ساله آن با شهادت حضرت:
پاسخ: اولاً وقوع حادثه در فتح خیبر مورد اختلاف است. ثانیاً سموم انواع بسیاری دارد؛ و میتواند در طول زمان و در ایام مختلفی حضرت را رنجور سازد (نک: فوائد مطرز، ج1، ص172؛ بصائر الدرجات، ج1، ص503؛ مختصر البصائر، ص82). مثل بعضی از سموم شیمیایی که حد شدیدش زود میکشد، و اگر کمتر باشد، بعد از سالها میکشد. ولی تأیید این وجه نیازمند قرائنی فراتر از اخبار ماجرای یهودیه است.
4. برخی خبری در سلامت حضرت رسول در آخرین منبرشان (صحيح ليس به وجع: الكافي، ج1، ص406) را ناسازگار با مسمومیت در اثر سم یهودیه دانستهاند.
پاسخ: گذشته از اشکال سند، تعبیر وجع به معنای درد، و بیماری دردآور هر دو به کار میرود، (نک: الفروق في اللغة، ص234؛ لسان العرب، ج8، ص380) و تعبیر صحیح -خصوصاً با وجود احتمال نقل به مضمون- ممکن است در اینجا ناظر به نبود درد در آن زمان باشد.
5- منع شرعی خوردن طعام گوشت اهل کتاب.
پاسخ: معلوم نیست اصحاب یهودیه را میشناختهاند.
2️⃣ دسته دوم:
1- تنها خبر صریح از عبدالصمد بن بشیر در تفسیر آیه انقلاب به اعقاب (آل عمران: 144) این است که عایشه و حفصه به پیامبر ص سم خورانده و آن دو عامل شهادت پیامبر ص بودند (عياشي، ج1، ص200) سند خبر عیاشی در دست نیست. ولی احتمال دارد او روایت را از سیاری گرفته باشد. در سند سیاری (متهم به ضعف)، محمّد بن خالد برقی (که در حدیث ضعیف است و کثیراً از ضعفا نقل میکند) مرسلاً از عبدالصمد روایت را کاملتر نقل کرده است. و در آن این زیاده را دارد که «نسخ الموتَ القتلُ» (القرائات، ص36).
اگر روایت را ناظر به ظاهر و نه تأویل باطن آیه بدانیم، گویی روایت «أو» را به معنای بل و در اضراب شمرده است. چنین استعمالی برای «أو» ممکن است و بنا بر نظر برخی در آیات هم مثالی دارد، (الصافات: 147؛ نک: أمالي المرتضى، ج2، ص56؛ بحار الأنوار، ج26، ص71) ولی در خور توجه است که اولاً در سیاق آیات مجاور آیه انقلاب، تعبیر موت أو قتل به معنای رایجش (ابهام) به کار رفته است. (آل عمران: 157-158) ثانیاً فصاحت استعمال اضراب در شرط استعمال جای بررسی دارد. گفته میشود اضراب برای ابطال یا انتقال به کار میرود. و در روایت مورد بحث تعبیر «نسخ» به ابطال نزدیکتر است. آیا معنای قطعی ابطال را در شرط -که لحنی مردد دارد- به کار میبرند؟ (نیز نک: مغنی الادیب، ص71، 87)
عیاشی بلافاصله روایات دیگری را نیز در تفسیر آیه آورده که بخش پاسخ امام با عنایت به عباراتش احتمالاً ناظر به انحراف اصحاب پس از رسول خداست.
2- خبر علی بن ابراهیم (تفسیر منسوب به قمی، ج2، ص376) در ذیل آیه تحریم: 3 ممکن است صحیح باشد. لکن ایشان سند را ذکر نکرده، و متن خبرش تنها به نیت آن فتنهگران بر قتل اشاره دارد، و برای اثبات وقوع قتل توسط آنان کافی نیست.
3- اما خبر نباطی (الصراط المستقیم، ج 3، ص168) خود متن کامل یک روایت نیست. بلکه چکیده یک خبر، و گویی چکیده همان گزارش تفسیر قمی است؛ نه سندی مجزا. خصوصاً که میدانیم تفسیر قمی از مصادر بیاضی بوده است.
4- خبر لدود در منابع عامه مبنی بر خوراندن اجباری دارو به رسول اکرم توسط آن فتنهگران، احتمال دسیسه بر قتل را جدا تقویت میکند، خصوصاً که در عامل این کار اختلاف است. (بخاري، ج7، ص17؛ ج8، ص40؛ مسلم، ج7، ص24، 194؛ تاريخ طبري ج2، ص438؛ قس: سنن ترمذي، ج4، ص155)، و از طرفی عایشه در علت امتناع حضرت ص ازخوردن دوا میگوید: قلنا کراهیة المريض للدواء. آیا نعوذ بالله رسول خدا برای دارو خوردن بهانه میگرفتهاند؟ یا منتقد دارو بودند؟ آیا به تجویز دیگران مشکوک بودهاند، یا دسیسه ایشان؟ شاید دلالت خبر بر مشکوک بودن پیامبر به این دارو قوی باشد. به ویژه که در آن آمده که دستور داند همه حاضران از دارو بخورند.
جنایات خاندان سقیفه در حمله به بیت وحی، جنگ جمل و…استبعادی باقی نمیگذارد. ولی این استناد چالشهایی دارد و در برخی از گزارشها آمده همه از دارو خوردند. (نمونه: مسند أحمد، ج41، ص364) البته این فراز میتواند صحیح و یا جعلی در دفاع از ظالمان باشد. اثبات تاریخی مسأله مهم قتل با روایتی متشابه مشکل است.
پس سندی قوی در این زمینه وجود ندارد؛ مگر اینکه بعدها قرینه قطعی بر صحتش بیابیم. ترجیح خبر عبد الصمد به اتکای مخالفت با عامه نیز زمانی ممکن است که اصل صدور خبر ثابت باشد. نک: t.me/gholow2/378.
احتمال علامه مجلسی در تأثیر هر دو سم نیز شاهدی ندارد. (بحار الأنوار، ج22، ص516)
در خور توجه که در منابع خطابیه و غالیان اتهامهای بسیاری را بر ظلمهای واقعی دو غاصب و دخترانشان افزودهاند. با انقطاع سند عیاشی، آیا ممکن نیست تندروان خبر خوراندن دارو در منابع عامه را دستمایه نسبت مسموم کردن قرار داده باشند؟ یا حتی اتفاقاً خبرشان با خبر دارو سازگار شده باشد؟
اطلاعات ما هنوز کافی نیست.
@gholow
🔻پاسخ به تکذیب خبر عبد الصمد بن بشر
... در برابر بعضی از بیاعتباری و مشکوک بودن خبر عبد الصمد در سم نوشاندن به رسول الله ص فراتر رفته، آن را رد کرده و گفتهاند: «ادعای این روایت آنقدر مهم و بزرگ است که اگر صحت میداشت، باید روایات معتبری از ائمه ع دراینباره به دست ما میرسید.»
این نقد تمام نیست. زیرا فرض خبر عیاشی این است که آن دو این عمل را به نحوی انجام داده که دیگران نفهمند. بنابراین اگر خبر صحیح باشد، اهل بیت ع نمیتوانستند آن را به نحو عمومی آشکار سازند. چه در آن صورت با نبود شاهد، دشمنان معصومین ع را متهم به دروغ میکردند، و البته این عمل در برابر صاحبان قدرت خلاف تقیه میبود. پس منعی ندارد، که تنها این را به بعضی از اصحاب خاص گفته باشند. هرچند اکنون دلیل کافی بر اثبات وقوع این مطلب نداریم و ضعف و نادربودن خبر باقیمانده تأمل بر انگیز است.
نیز چنین اشکال کردند که اگر آن دو قاتل بودند، امیرالمؤمنین که قطعاً به این مسأله آگاه تر بودند، چرا دست کم بعد از جنگ جمل که شرایط مجازات (هم از جهت قدرت حضرت، و هم قبول اجتماعی) فراهم بود نه تنها آن دو را مجازات نکردند؟ بلکه فرمودند: «لَهَا بَعْدُ حُرْمَتُهَا الْأُولَى» (نهج البلاغه، خ156)
که این اشکال نیز تمام نیست. زیرا حضرت در برابر جنگ جمل نیز او را مجازات نکردند، و به جهت مصالح، متعرض مواردی چون برگزداندن فدک نیز نشدند. و بر فرض صحت گزارش علم الهی حضرت به جنایت آن دو زن، مگر صرف علم امام برای اجرای حدود در ظاهر کافی بود؟
🔻 در آخر گفتنی است برخی از عالمان عامه به استناد برخی از آیات از حمله تعبیر «یعصمک» در آیه تبلیغ (المائدة: 67) و آیه إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ (الزمر: 30) از اساس شهادت حضرت رسول ص را رد کردهاند (زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۴۲۳؛ فخر، مفاتیح الغیب، ج۹، ص۳۷۷). اما ضعف این استناد آَشکار است. زیرا یعصمک از جهت حدود مجمل است. استناد به آیه انک میت نیز برای نفی قتل، مستلزم نفی قتل مردم (إنهم میتون) نیز هست، که ضرورتاً باطل است. این تعبیر مانند «كل نفس ذائقة الموت» است.
🔸 خلاصه بحث:
1- در اصل شهادت حضرت رسول الله ص اشکال چندانی نیست و مورد قبول بیشتر علما قرار گرفته، و گویا منتقدان در اقلیت هستند، و ادله آنان ضعیفتر است.
2- در مورد علت شهادت اسناد اخبار مسمومیت حضرت به وسیله یهودیه قویتر از اخبار دسیسه سران سقیفه است. و سند دسته دوم در منابع ذکر نشده است. ولی از نظر متنی بر اخبار سم یهودیه اشکالات بیشتری گرفته اند، که برای نقدهای متنی بر هر دو دسته جواب هایی ارائه شده است. هرچند در مجموع و با عنایت به اضطراب برخی از این اخبار و نیز با عنایت به خبر لدود تردیدها باقی است.
3- وجوهی که در ترجیح دسیسه سران سقیفه ارائه شده قطعی و کافی نیست.
4- فعلاً دلیلی قطعی بر انکار اصل اخبار هیچ یک از دو دسته در علت مسمومیت حضرت ص ارائه نشده است. چنانکه رد یا تأیید هر یک از دو دسته نیز نیازمند پژوهشهای مفصلتری است.
@gholow