🔸 وکلای اربعه و منابع غیر امامی
روایات امامی متعددی جایگاه وکلای اربعه امام عصر عج را در دوره غیبت تبیین میکنند، که به ویژه در الغیبة طوسی به تفصیل آمده است (الغیبة طوسی، ص353-396). یکی از ابهامات در این زمینه این است که چرا گزارشهای در مورد این وکلا در کتب غیبت پیشین، مانند ابواب غیبت الکافی، الغیبة نعمانی و کمال الدین کمتر نمود یافته است؟
در پاسخ باید گفت چه بسا برای این مؤلفان، بیشتر نشان دادن قدمت اندیشه غیبت برایشان اولویت داشته است. کتاب غیبت در الکافی نسبتاً مختصر و بنای شیخ کلینی در مجموع الکافی نیز بر اختصار است. و البته کلینی در کافی روایاتی را با واسطه از عمری نقل کرده است (الكافي، ج1، ص329، 330) شاید در کتاب الرسائل نمونههای بیشتری از این دست را بازتاب داده بوده است (نمونه: كمال الدين، ج2، ص484). احتمالاً نگارش کافی در دوره وکالت وکلا نیز به خاطر حساسیت جایگاه وکلای اربعه و مساله اختفا نیز در زیاد نبودن روایات کلینی از وکلا مؤثر بوده باشد، به ویژه او بیشتر همدوره حسین بن روح بوده که تقیهاش بسیار شدید بوده است (الغیبة طوسی، ص384-386، 391). تأکید بر نام نبردن کافی از امام عصر نیز شاهد همین رویکرد کلینی است (الكافي، ج1، ص332-333، نیز ج4، ص162).
کمال الدین شیخ صدوق نیز گرچه وکلا را به طور خاص نشناسانده، ولی در فصل توقیعات، بیش از همه نام چهار وکیل را به عنوان صاحبان توقیع در اسنادش آورده است (كمال الدين، ج2، ص483-486، 489، 501-521). برخی از اخبار وکالت نیز از موثقان از امامین عسکریین است (نمونه: الكافي، ج1، ص330). در این میان گرچه نعمانی از وکلای اربعه نام نبرده، ولی ضمن تأیید اصل جایگاه سفرا (نعمانی، ص173)، هیچ توقیع و خبری نیز از امام عصر عج نیاورده است. نعمانی در شام بوده و ابهامهای مهمی در روابط حدیثی او وجود دارد (نک: اکبری، گزارشهای شامی در مورد کاتب نعمانی)
اما از آثار برجامانده از قرن4 در مورد وکلا میتوان به گزارش کتاب ابن ابی الثلج اشاره کرد (تاريخ أهل البيت نقلا عن الأئمة ع، ص150). با این حال گذشته از منابع الغیبة طوسی مانند کتاب اخبار الوکلاء ابن برنیه و اخبار الوکلاء الأربعة ابن نوح سیرافی در قرن4، تعدادی از منابع فرق شیعی غیر امامی جایگاه وکلاء را بازتاب دادهاند؛ مثلاً در اخبار مربوط به عزاقره، نصیریه و مخمسه.
از آن جمله کلمات خصیبی در انتهای الهداية الکبری است، و عبارات شلمغانی که در الغیبة شیخ (ص307، 324، 404) نمود یافته، و نیز سخنان ابو القاسم کوفی بزرگ مخمسه در عیون المعجزات (ص326) به روایت ابی عمران کرمانی. این آثار بیشتر در مورد سه وکیل نخست با قاطعیت سخن گفتهاند، و عبارات در مورد وکیل چهارم خالی از تردید نیست. این میتواند با کوتاهی مدت وکالت ایشان مرتبط باشد. البته در گزارشهایی بعدها شلمغانی به کلی از تشیع برائت جسته (الغيبة للطوسي، ص391) که محل بحث ما نیست.
نکته مهم این است که غالیان با وجود منازعه مشایخشان بر سر بابیت، و زاویه شدیدی که با وکلا داشتند، نمیتوانستند وکالت ایشان را رد کنند و لذا به تحریف جایگاه وکلا در آثار عام خود روی آوردند. در آثار خاص برجامانده از نصیریه، اهتمامی به وکلا به چشم نمیخورد. و این به خاطر این است که در واقع وکلا با غالیان مرتبط نبودهاند. شاید به همین جهت باشد که به نحو کلی برخی از غالیان مانند نصیریه اهتمام چندانی به روایات امام عصر در دوران غیبت ندارند. حتی در اثر عامی مانند الهدایة الکبری بسیاری از روایات امام عصر مربوط به دوره امام عسکری ع است (الهدایة، 1419ق، 355-366، 363، 366، 368، 387) در روایاتش از امام در دور غیبت معمولاً معلوم نیست چه کسی توقیع را میگیرد (همان، ص371-374). او در مواضعی به اسناد غالیانه آورده توقیعات امام عسکری بر دست محمد بن نصیر خارج میشد (الهداية الكبرى، 1419ق، ص323، 367) و جایگاه عثمان بن سعید و فرزندش را به وکالت مالی امام تحریف کردهاند (الهدایة الکبری، 1419ق، ص370؛ 2007م، ص392-393) (توضیحات بیشتر)
خصیبی در آثارش مکرراً آورده که محمد بن نصیر با امام عصر عج به غیبت رفته است (خصیبی، الهداية، 1419ق، ص396؛ الرسالة، 2006، ص110؛ مرهج، شرح دیوان خصیبی، 1436ق، ص449) این مطلب در بسیار از آثار نصیریان نمود یافته است (طبرانی، البحث و الدلالة، 2016م، ص40؛ الدلائل، ص66، ش198؛ عصمة الدولة، الرسالة المصرية، 2016م، ص447)، پس در نگاه نصیریه خود ابن نصیر میتوانسته واسطه توقیعات امام عصر تلقی شود.
بر این اساس، بررسی منابع غلات بیشتر جایگاه مسلم ایشان و دست کم سه وکیل نخست را نمایاندهاند، در حالی که بیتردید این وکلا امامی و مرتبط با بزرگان امامیه بودهاند. از طرفی روایاتی در برائت ایشان از خطابیه و شخص محمد بن نصیر و شلمغانی در دست است (نمونه: كمال الدين، ج2، ص484؛ کشی، ص520؛ الغيبة طوسي، ص398، 403-406)
@gholow
منابع و ابزارهای جرح و تعدیل رجالی - اکبری.mp3
زمان:
حجم:
18.4M
🎙جرح و تعدیل رجالی؛ درآمدی مختصر دربارۀ منابع و ابزارها
04:48 مقدمه1: آشنایی با کتب رجالی
30:30 مقدمه2: جایگاه اسناد در نقل روایات
37:03 اجتهادی بودن جرح و تعدیل و اهمیت تخصص
قرائن جرح و تعدیل رجالیان
1- قرائن گواهیمحورتر
39:23 احادیث (مزایا و چالشها)
43:31 شهرت (انواع و طبقه)
اقوال پیشینیان
49:34 وجاهت، مباشرت، حسن/ سوء ظاهر عملی/ وکالت (حیطه و مدت): کاستیها
58:12 روایت ثقات/ شیخوخت. گستردگی شواهد نقض
2- قرائن تحلیلیتر
1:03:04 بررسی مضمونی کلامی (گفتمان مذاهب (غلو)، عرضه بر کتاب (تأویل)، و سنت مشهور)
1:04:42 نقد تاریخی
1:05:58 نقد متن و اسناد/ انتسابهای موازی/ اسناد موازی
1:10:36 الگوهای اسناد: طبقات، اضطراب و ثبات، غرابت رجال، زنجیرهها
نقد زبانی
تعارض جرح و تعدیل (سوگیریها/ تخصصها/ یافتهها)
@Gholow
منابع و ابزارهای جرح و تعدیل راویان و تحلیل ساختار اسناد، اکبری.pdf
حجم:
323.4K
جرح و تعدیل رجالی؛ درآمدی مختصر دربارۀ منابع و ابزارها
🔺اسلایدها
@Gholow
اعتبارسنجی حدیث معرفت به نورانیّت، با نگاه به میراث حدیثی غالیان و امامیان، خوروش، حدیث و اندیشه36، 1402.pdf
حجم:
479.9K
اعتبارسنجی حدیث «معرفت به نورانیّت»؛ با نگاه به میراث حدیثی غالیان و امامیان
✍️ امیرحسن خوروش
حدیث و اندیشه، ش36، 1402
حدیث «معرفت به نورانیّت» روایتی است طولانی از سخنان امیرالمؤمنین(ع) با سلمان و ابوذر که در آن به لزوم شناخت ظهور نورانی ایشان اشاره شده است. در این حدیث، مضامینی چون تناسخ اهل بیت(ع) در کالبدهای گوناگون و نیز نقشآفرینی امیرالمؤمنین(ع) در رویدادهایی مانند: حمل نوح(ع) بر کشتی، بیرون کشیدن ابراهیم(ع) از آتش، عبوردادن موسی(ع) از دریا و نجات یونس(ع) از شکم ماهی دیده میشود. این روایت برای نخستین بار در مناقب علوی (5-6ق) آمده و از قرن یازدهم تاکنون مورد اعتنای عالمان بسیاری قرار گرفته و چندین شرح بر آن نوشته شده است. در دوره معاصر نیز مضامین این حدیث از سوی برخی شیعیان، صحیح و عالی خوانده شده است. این در حالی است که برخی چون محمدباقر مجلسی، سند آن را ضعیف و مضامینش را غریب دانستهاند. درونمایههایی چنان بحثبرانگیز و رویکردهایی چنین متفاوت، اهمیّت اعتبارسنجی متنی و سندی این حدیث را آشکار میسازد. با توجّه به شناختهشدهبودن برخی از اصطلاحات و مضامین این روایت در میراث غلاتِ خَطّابی و غرابت آنها در میراث حدیثی امامیّه به نظر میرسد این حدیث در پیوند با غالیان خطّابی پدید آمده باشد.
@Gholow
مروری مختصر بر جایگاه علم رجال در اعتبارسنجی- اکبری.mp3
زمان:
حجم:
5.4M
مروری مختصر بر جایگاه علم رجال در اعتبارسنجی
گزیده نکات:
- مراجعه به آرای رجالیان همواره مستلزم حجت دانستن قول ایشان نیست، و در بسیاری از مبانی و مواضع مختلفی مستلزم اشکال دور نیست.
- علم رجال تنها یکی از ابزارهای اعتبارسنجی است، و توجه به آن به معنای کنارنهادن دیگر ابزارها نیست.
- تضعیفات رجالیان قدیم نه همواره به معنای کنارنهادن همه اخبار راوی است، نه همواره مستلزم رد بخشی از متون احادیث او
- ریشههای تضعیف منحصر در اموری چون غلو و یا منکر بودن اخبار راوی نیست.
- حتی کسانی که میگویند «علم رجال را قبول ندارند» در عمل میان مؤلفان مختلف و نحلههای گوناگون فرق میگذارند. این پذیرش حدودی از علم رجال است. رجال ادامه اسناد کتب موجود نیز معمولا مؤلفان عصر خود بودهاند و حکمی جدا ندارند (سلسله مباحث در لزوم بررسی اسناد)
- قرائنی مانند اهتمام برخی اصحاب بر کتابت، سماع حدیث، عرضه گرچه ارزشمندند ولی کلیت ندارند، و بیشتر در تقویت میراث فقها و ثقات مؤثرند؛ نه اسناد متهمان.
در این گفتار به نقش رجال در فقه الحدیث و سیاقشناسی گزینشهای اخبار، تراجیح، جریانشناسی راویان، کشف جهت صدور و... نپرداختهایم.
@Gholow
تعارض آرا در جرح و تعدیل.mp3
زمان:
حجم:
12.7M
🎙تعارض جرح و تعدیل
زمینههای عمومی اختلافات (سوگیریها/ تخصصها و مبانی/ یافتهها)
انواع تعارضها:
- میان رجالیان (محدودیت. مستندات و شواهد میزان تخصص از اقوال و پژوهشها. مثالها: شیخ طوسی و واقفه، تضعیفات ابن غضائری)
- میان آرای رجالی با نقل محدثان (نقش طریقی: احمد بن هلال، ابن اخی طاهر/ نقش تألیفی: ابن حریش، استرابادی و...)
- میان آرای رجالی با کلام محدثان و توثیقات و تضعیفات عام
- میان آرا یا سیرۀ قدما با برخی ابزارهای اجتهادی
@Gholow
غلوپژوهی | یادداشتهای حدیثی و رجالی
🔸 دعایی در ماه مبارک رمضان - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ
🌙... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا حَضَرَ شَهْرُ رَمَضَانَ فَقُلِ- اللَّهُمَّ قَدْ حَضَرَ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ قَدِ افْتَرَضْتَ عَلَيْنَا صِيَامَهُ وَ أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ اللَّهُمَّ أَعِنَّا عَلَى صِيَامِهِ اللَّهُمَّ تَقَبَّلْهُ مِنَّا وَ سَلِّمْنَا فِيهِ وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِيَةٍ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ* يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.
اللَّهُمَّ أَدْخِلْهُ عَلَيْنَا بِالسَّلَامَةِ وَ الْإِسْلَامِ وَ الْيَقِينِ وَ الْإِيمَانِ وَ الْبِرِّ وَ التَّوْفِيقِ لِمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى.
الكافي، ط - الإسلامية، ج4، ص74
🌺 فرا رسیدن ماه میهمانی خدا مبارک
@gholow
تحلیل ساختار اسناد معنعن، اکبری.mp3
زمان:
حجم:
21.2M
نقد مستندات اطلاق علم امام به جمیع غیب
نمونه (۱۱)
روایت زیر از نمونه روایاتی است که برای علم فراگیر و بیحد امام به همه چیز و نیز برای تدبیر امور عالم به دست امام بدان استناد شده است:
وَ قَالَ ع أَنَا دَحَوْتُ أَرْضَهَا وَ أَنْشَأْتُ جِبَالَهَا وَ فَجَّرْتْ عُيُونَهَا وَ شَقَقْتُ أَنْهَارَهَا وَ غَرَسْتُ أَشْجَارَهَا وَ أَطْعَمْتُ ثِمَارَهَا وَ أَنْشَأْتُ سَحَابَهَا وَ أَسْمَعْتُ رَعْدَهَا وَ نَوَّرْتُ بَرْقَهَا وَ أَضْحَيْتُ شَمْسَهَا وَ أَطْلَعْتُ قَمَرَهَا وَ أَنْزَلْتُ قَطْرَهَا وَ نَصَبْتُ نُجُومَهَا وَ أَنَا الْبَحْرُ الْقَمْقَامُ الزَّاخِرُ وَ سَكَّنْتُ أَطْوَادَهَا وَ أَنْشَأْتُ جَوَارِيَ الْفُلْكِ فِيهَا وَ أَشْرَقْتُ شَمْسَهَا وَ أَنَا جَنْبُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ وَ قَلْبُ اللَّهِ وَ بَابُهُ الَّذِي يُؤْتَى مِنْهُ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّداً أَغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ وَ أَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ وَ بِي وَ عَلَى يَدَيَّ تَقُومُ السَّاعَةُ وَ فِيَّ يَرْتَابُ الْمُبْطِلُونَ وَ أَنَا الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ أَنَا بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ. (مناقب آل أبي طالب عليهم السلام لابن شهرآشوب، ج3، ص387)
اما چنانکه روشن است ساختار این روایت مطابق اسناد و منابع غالیان است که در فضای انگارۀ تفویض خلق و رزق، همه امور عالم در ادوار مختلف را در دست امام میدانند. گستردگی این ادبیات در اخبار غالیان، و نبود آن در اسناد مشخصاً امامی، در پژوهشی نشان داده شده است (اکبری، نصیریه، ص354-358).
از اشکالات این ژانر غالیانه، ناهمخوانی آن با بسیاری از آیات است؛ از جمله:
- آیات حضورنداشتن رسول الله ص در وقایع امم پیشین (هود: 49؛ القصص: 44، 46 و 86؛ آل عمران: 44؛ یوسف: 102؛ عنکبوت: 48؛ شوری: 52 و…).
- آیات محدودیت قدرت رسول الله ص برای آوردن نشانه یا عذاب یا هدایت خلق (القصص: 56؛ البقرة: 272؛ آل عمران: 128؛ یونس: 99-100؛ الأنعام: 35، 107؛ الجن: 21؛ الأعراف: 188؛ التوبة: 80؛ المنافقون: 6)
- آیات توحیدی که امور مذکور در خطب جعلی مورد بحث را به عنوان اوصاف مختص و منحصر در خداوند ذکر میکنند، و صریحاً یا به استلزام خلق و رزق و تدبیر امور عالم بدست غیر خداوند را رد میکنند. (فاطر: 3؛ الروم: 40؛ رعد: 16؛ زمر: 38 و…)
در روایت فوق، بر خلاف آیات قرآن که وقوع «الساعة» را بیرون از قدرت و علم رسول الله ص شمرده، آن را در دست امیرالمؤمنین ع میداند.
در انتهای روایت نیز تعابیر قرآنی مختص خداوند در آیۀ ۳ سورۀ حدید، برای امیرالمؤمنین ع به کار میرود که با فضای غالیانه تناسب دارد. در برخی تحریرهای چنین روایاتی پس از کاربرد این تعابیر و کافرخواندنشان از سوی اهل مسجد، حضرت علی ع تأویلاتی غیر غالیانه را برای این تعابیر به کار میبرند. در پژوهشی ضمن بررسی این تحریرها، نشان داده شده که متن روایات با فضای غالیان تناسب دارد و در آن گویا امام برای ساکت کردن اهل ظاهر تأویل ظاهری و غیرغالیانه را مطرح کردهاند. در حالی که در واقعیت تاریخ و احادیث امامی، امام در برخی از احکام نیز تقیه میکردهاند؛ چه برسد به اینکه در مسجد تعابیر موهم الوهیتشان را بگویند تا تکفیر شوند (اکبری، نقش بازشناسی عقاید و احادیث نُصَیریان در اعتبارسنجی و فهم میراث روایی امامیه، بخش4-5-4).
همچنین در ادامه روایت مورد بحث نیز ادعا شده که امام باقر علیه السلام نیز تأویلاتی غیر غالیانه برای این روایت ذکر کردهاند. گرچه این تأویلات تکلفآمیز و دشوار با هدف ترویج اصل روایت ساخته شده، اما کسانی که این تأویلات را میپذیرند امکان استناد به عبارات غلوآمیز آن از ایشان گرفته میشود، و یا اینکه تأویلات را نمیپذیرند که در این صورت روایت بر ظاهر غالیانه و الوهیت امام باقی خواهد ماند.
گفتنی است، از علمای قدیم، نباطی عاملی تحریری از این روایت را از غلات دانسته، و بهخاطر منافات با خشوع امیر المومنین ع دربرابر خداوند جعلی شمرده است (الصراط المستقيم، ج۱، ص۹۵).
#علم_غیب
@Gholow
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ سید محمد احمدی
این روایت که مرحوم علامۀ #مجلسی (ره) در #بحار از كتاب «نزول القرآن في شأن أمير المؤمنين (ع)» نوشتۀ ابوبكر محمد بن مؤمن شيرازي (متوفای ۶۶۴ هـ) آن را نقل فرموده، در منبعی قدیمی تر از «المناقب» ابن شهرآشوب (م ۵۸۸ هـ) یافت نشد. بنابر نقل بحار این عبارات مربوط به خطبهای است که حضرت امیرالمؤمنین (ع) در مسجد جامع بصره ایراد فرمودهاند، که خود باعث تعجب است، چگونه چنین خطبهای با چنین مضامینی در شهری غیر شیعه نشین بیان گردیده اما در منابع معتبر یا حتی غیر معتبر متقدم منعکس نشده.
در هر حال گذشته از اشکال سندی (در واقع فقدان سند!) مضامین مزبور خلاف صریح یا دستکم ظاهر آیات متعددی از #قرآن مجید است؛ به طوریکه ناقلان خطبه، شرح و تأویلی برای آن از قول حضرت باقرالعلوم (ع) نقل کردهاند (باز هم بی سند!) تا غرابت فقرات آن را برطرف سازند.
پر واضح است که چنین مضامینی از روشن ترین مصادیق روایاتی است که میبایست بر قرآن عرضه شده و کنار گذارده شود.
و نکتۀ قابل توجه اینکه سخنرانِ خوانندۀ این عبارات، همان کسی است که از دوری #حوزه ها از قرآن شکایت داشت. رطب خورده منع رطب کی کند!
@Faede_v_Borhan
جعل و کتمان.pdf
حجم:
314.7K
جعل و کتمان برای پردهپوشی بر مطاعن معاویة بن ابی سفیان
✍ علی عادل زاده
(چگونه میتوان با مقایسه تحریرهای مختلف یک ماجرا، دستِ جعل و تحریف را در آن نشان داد؟)
https://alasar.blog.ir/1403/04/20/Moawiah
نقش غالیان در انحراف معنوی زیارت و راهبردهای مقابله با غلو.mp3
زمان:
حجم:
22.4M
نقش غالیان در انحراف معنوی زیارت و راهبردهای مقابله با غلو
🎙عمیدرضا اکبری
مرکز نشستهای آستان قدس
1 اسفند 1403
دبیر: دکتر محمدحسین پیشاهنگ
موضع منفى غاليان متقدم به زيارت:
- طعن بر مزارات و رد بر زائران
- زيارات غاليانه نصيريه
ورود غلو به زيارات در منابع امامى
تحريف زيارت و عزا در جامعه امروز و راهکارهای مقابله
پرسش و پاسخ
@gholow