غلوپژوهی | یادداشتهای حدیثی و رجالی
این بار بی مقدمه از سر شروع کرد این روضه خوان پیر از آخر شروع کرد مقتل گشوده شد همه دیدند روضه را ا
▪️صلی الله علی روحك و بدنك و علی الأرواح التی حلت بفنائك
من روضه خوانِ غربتِ آقای عالمم
بیتابِ سربریدهٔ ماهِ محرّمم
با گریه هر غروب من از حال میروم
با هر فرازِ ناحیه گودال میروم
صبح و غروب، ندبهکنان گریه میکنم
این روضه را به مادرمان هدیه میکنم
برنیزه تکیه داد و ز جایش بلند شد
دردش گرفته بود، ندایش بلند شد
فرمود: زندهام به کجا حمله میکنید؟
نامردها به خیمه چرا حمله میکنید؟
کارِ مرا تمام نکرده، کجا؟ سنان!
اینجا کنارِ لشگری از گرگها بمان
با یالِ غرق خون شده برگشت ذوالجناح
با زین واژگون شده برگشت ذوالجناح
اینجا به بعد ضربه زدنها شروع شد
اینجا به بعد شیونِ زنها شروع شد
دیدم خودم به چشم ترم وای وای وای
بیرون زدند اهلِ حرم وای وای وای
دنبالِ ذوالجناح هراسان وبی پناه
با عمه آمدند به بالای قتلگاه
جدِ مرا محاصره کردند یک سپاه
دیدم چگونه عمهٔ ما میکند نگاه
هرکس رسید نیزهٔ خود را شکست و رفت
یک استخوان ز سینهٔ آقا شکست و رفت
یک عده بر تمام تنش سنگ میزدند
یک عده بر لباسِ تنش چنگ میزدند
در آن میانه حرمتِ آئینهها شکست
وقتی که شمر آمد و بر سینهاش نشست
از دستِ او محاسنِ جدم رها نشد
هرچه کشید خنجرِ خود، سر جدا نشد
تا که ز رویِ پیکرِ بیسر بلند شد
فریاد یا بُنَیَ ز مادر بلند شد
اینجا به بعد گریهی من رنگِ خون شود
گیسو به دست شمر ز مقتل برون رود
اینجا به بعد زخمِ دلِ ما نمک زدند
باور کنید عمهی مارا کتک زدند
راه فرار از حرم آنروز بسته شد
با چوبّ نیزه پهلوی زنها شکسته شد
آن شب زنانِ سوخته یاور نداشتند
آن شب بنات فاطمه معجر نداشتند
قاسم نعمتی
#مرثیه_سید_الشهدا
طفل صغير أبی عبدالله الحسين عليه السلام
ابومخنف از عقبة بن بشير أسدی چنین نقل میکند:
امام باقر (علیه السلام) به من فرمود: ای بنی اسد، برای ما در میان شما خونی است [یعنی خونی که ریخته شده و قصاص نشده است].
گفتم: خداوند تو را رحمت کند، گناه من چیست؟ سپس پرسیدم: آن [خون]، چیست؟
فرمود: کودکی از حسین را برای او آوردند، آن کودک در دامن ایشان بود که یکی از شما -بنی اسد- تیری به سوی او انداخت و او را ذبح کرد. پس حسین، دست خود را از خون او پر کرد و سپس آن را در زمین ریخت. آنگاه فرمود:
پروردگارا، اگر یاری از آسمان را از ما نگاه داشتهای پس آن را برای بهتر [از اینجا] قرار ده، و برای ما از این ظالمان انتقام گیر.
-----------------------------------
قال أبو مخنف: قال عقبة بن بشير الأسدي: قال لى أبو جعفر محمد بن على بن الحسين: إنّ لنا فيكم -يا بنى أسد- دماً. قال: قلت: فما ذنبي أنا في ذلك؟ رحمك الله يا أبا جعفر، و ما ذلك؟
قال: أُتيَ الحسينُ بصبىّ له، فهو في حجره إذ رماه أحدكم -يا بنى أسد- بسهم فذبحه، فتلّقى الحسين دمه، فلمّا ملأ كفّيه صبّه في الأرض، ثم قال: ربّ، إن تك حبستَ عنّا النصر من السماء فاجعل ذلك لما هو خير، وانتقم لنا من هؤلاء الظالمین.
تاریخ الطبري، ج۴، ص٣۴٢
عظم الله أجورنا و أجورکم بمصابنا بالحسین و أهل بیته علیهم السلام
t.me/HadithFehrestRejal/349
@Gholow
🔹دیدگاه آیت الله سید علی سیستانی درباره مزار عبد الله بن عبد الرحمن الأصم🔹
من أغراض الوضع في الحديث الترغيب في الخير والترهيب عن الشر.
وهو من اغراض الوضع لدى الوضاع الصالحين على تعبير بعض الكتّاب حيث كانوا يتوهمون انه يجوز وضع الحديث لترغيب الناس الى الاعمال الصالحة وتخويفهم عن الشرور.
وقد حكى العلامة المامقاني في مقياس الهداية عن بداية الشهيد الثاني انه ذهب الكرامية – وهم طائفة منتسبون بمذهبهم الى محمد بن كرام السجستاني وبعض المبتدعة من الصوفية – الى جواز وضع الحديث للترغيب والترهيب ترغيباً للناس في الطاعة وزجراً لهم عن المعصية. واستدلوا بما روي في بعض طرق الحديث: من كذب علي متعمداً ليضل به الناس فليتبوأ مقعده من النار. وحمل بعضهم ذلك على من قال انه ساحر او مجنون وقال آخر انما قال: من كذب علي ونحن نكذب له ونقوي شرعه. ونقل عن بعض المنسوبين الى الخير وضع أحاديث في فضل كل سورة من سور القرآن معللاً بانا رأينا الناس قد رغبوا عن القرآن فوضعنا لهم هذا الحديث ليصرفوا قلوبهم الى القرآن.
وقد عقد في الأضواء على السنة المحمدية باباً في الوضّاع الصالحين قال فيه نقلاً عن ابن حجر: «قد اغتر قوم من الجهلة فوضعوا أحاديث الترغيب والترهيب وقالوا نحن نكذب له لا عليه بل فعلنا ذلك لتأييد شريعته. وحكى عن يحيى بن سعيد القطان انه قال: لم نر الصالحين في شيء اكذب منهم في الحديث» (الأضواء، ص138).
ولعل بعض من ينسب الى الوضع والكذب من رواتنا ممن يروون الأحاديث في الحث على الأمور الصالحة والزجر عن الأفعال القبيحة من هذا القبيل فينبغي ان لا نغتر بلسان الحديث ومضمونه فنظنه صادراً وان كان الراوي وضاعاً بتوهم أنهم لا يكذبون في مثل هذه المضامين.
فمنهم عبد الله بن عبد الرحمن الاصم قال فيه النجاشي بصري ضعيف غال ليس بشيء روى عن مسمع كردين وغيره له كتاب المزار سمعت ممن رآه فقال لي هو تخليط. وقال ابن الغضائري: ضعيف مرتفع القول وله كتاب في الزيارات ما يدل على خبث عظيم ومذهب متهافت وكان من كذابة اهل البصرة.(معجم رجال الحديث ج 10 ص 252)
ومن العجيب ان ابن قولويه يروي عنه في كتاب كامل الزيارات كثيراً مما يدل على أن أحد مصادره كتاب هذا الرجل.
وكذلك يروي في عدة موارد عن محمد بن ارومة وقد رماه القميون بالغلو. ويروي ايضاً عن جعفر بن محمد بن مالك الفزاري وقد قال فيه النجاشي: «كان ضعيفاً في الحديث قال احمد بن الحسين: كان يضع الحديث وضعاً ويروي عن المجاهيل. وسمعت من قال كان ايضاً فاسد المذهب والرواية. ولا أدري كيف روى عنه شيخنا النبيل الثقة ابو علي بن همام و شيخنا الجليل الثقة ابو غالب الرازي رحمه الله. وقال فيه ابن الغضائري كذاب متروك الحديث جملة وكان في مذهبه ارتفاع ويروي عن الضعفاء والمجاهيل وكل عيوب الضعفاء مجتمعة فيه» (معجم رجال الحديث ج 4 ص 119).
إلى غير ذلك من الضعفاء الذين يروي عنهم ابن قولويه. وقد ذكرنا مراراً ان هذا ما يمنع القول بتوثيقه لجميع رواته مع ان عبارته لا تدل عليه ايضاً.
والحاصل ان هؤلاء كلهم يروون روايات المزار و فضل الزيارة ونظائر ذلك من الأمور الخيرية ولعل الذي دعاهم الى جعل هذه الروايات التي يظهر منها معالم الكذب و الوضع هو هذه الأغراض الصالحة بزعمهم وقد تداولها العلماء بالرواية والعمل تسامحاً في ادلة السنن. وقد استقر الامر اخيراً على عدم ثبوت الاستحباب الشرعي بهذا التسامح والبحث في هذه الروايات من هذه الجهة خارج عن محل الكلام.
📚المصدر: تقرير السيد مرتضى المهري| تعارض الأدلة 3 | بحث السيد السيستاني دام ظله
https://t.me/jabeer12
@Gholow
🔹نظر استاد سید احمد مددی درباره سبک جعل عبدالله بن عبدالرحمن اصم به ویژه در مزار🔹
«پس ما الآن این حدیث را از دو راه داریم: یکی از راه کوفه که سکونی سنی نقل کرده است و به همین دلیل روی نقد و انتقادات شیعه نرفته است، یکی هم از خط بصره که حدیث بصره فی نفسه خیلی نقادی نشده است، مضافاً بر این که ثبوتش در بصره هم خیلی واضح نیست و محل اشکال است؛ چون خط غلو بصره آن را نقل کرده است. ما احتمال دادیم که این حدیث از مسمع نباشد و شاید اصم بصری حدیث سکونی را به مسمع نسبت داده است؛ چون دروغگو سند را هم جعل میکند و لازم نیست حتما در مضمون دروغ بگوید.»
https://www.ostadmadadi.ir/persian/lesson/9542/
«روایتی بود از محمد بن علی صیرفی یا ابو سمینه که اشد الکذابین در خط کوفه است و در خط بصره هم اشد الکذابین اصم است. البته ما احتمال میدهیم که وی دروغگو به آن معنا نبوده است، بلکه یک چیزی از حدیث را شنیده و خودش اضافاتی به آن کرده است؛ چون من احادیثش را مقابله کردم و دیدم که احادیثش اصل دارد ولی خیلی اضافات دارد.»
https://www.ostadmadadi.ir/persian/book/11460/8571/
«... اصمش از همه بدتره، عبدالرحمن ابن عبدالله اصم بصری اين ديگه مثل رأس رئيس خط غلوه بصره اند ... در خط بصره شديدترين تعبيرات برای اصم به کار بردند ... رواياتش زياده نسبتاً رواياتش که من نگاه کردم خود من حس میکنم خيلی نقل به مضمون میکنه کم و زياد میکنه مثل بعضی آقايون هستند رو منبر خيلی میپرورانند مثلاً همان روايت ممکنه جای ديگه کمتر آمده اين يک جور ديگهاش کرده ... به هر حال رواياتش مقايسه که کرديم انصافاً خيلی يعنی متن روايت درش مثل دخل و تصرفی شده حالا ممکنه دروغ نگفته مضمون را به اصطلاح، غرض اصم اضعفه يعنی اشد انواع غلات و منحرفين در کوفه جناب همين اصمه ...»
https://www.ostadmadadi.ir/persian/book/11460/8571/
«در روات بصری اشد از اصم نداریم [در ضعف] : عبدالله بن عبدالرحمن بصری. ... اصم بصری، کتابی در مزار دارد. ابن غضائری می گوید: تشهد که جعل خودش است. عجیب این است که مقداری از آن در کامل الزیارات آمده است. انصافاً ضعیف است ولی فکر می کنم که ابن غضائری خیلی تند شده است. سبک اصم یه مقدار مثل قصه گویی بوده است که قصه را بازمی کند و پیازداغش را زیاد می کند. یعنی روایات اصم بی اصل نیست بلکه از آنچه شنیده است، برداشت آزاد می کند. مثلاً حدیثی که نیم سطر بوده 6 سطر می کند! به قول امروزی ها زبان حال اضافه می کند. سبک قصصی است، مطلب را باز می کند. به عبارت دیگر «تخلیط» می کند: مطلبی که جای دیگر هست بزرگش کرده است ... ضعیف به معنایی که جعل کند روشن نیست ولی حدیثش ضعیف است. روشن نیست حریز نقل کرده باشد بلکه تعویض و ترکیب کرده است ترکیب طرق و اسناد به اجازات و ...»
https://www.ostadmadadi.ir/persian/book/11527/8710/
@Gholow
واکاوی میراث بکر بن عبد الله بن حبیب.pdf
حجم:
1.8M
واکاوی میراث روایی بکر بن عبد الله بن حبیب
روح الله شهیدی
علی عادل زاده
چکیده:
ابومحمد بکر بن عبدالله بن حبیب مزنی رازی از راویانِ پرتکرار در کتب شیخ صدوق است که با وجود اهمیت و اثرگذاری روایاتش، درباره او اطلاعات اندکی در کتب رجال وجود دارد. در این مقاله با استفاده از دادههای موجود در روایاتِ او به بررسی احوال شخصی، مذهب، راویان و مشایخ او پرداختهایم. همچنین مشکلاتِ موجود در روایاتِ او مانندِ اضطراب در اسناد و ناسازگاری آنها با متون، مشکلاتِ محتوایی مانند مخالفت با نصوص معتبر، اشکالات تاریخی، انتساب موازی و... را بررسی کرده و شواهد قابلتوجهی از سندسازی، جعل، تغییر کارکرد روایات پیشین و... نشان دادهایم. تاریخگذاری روایات، بررسی الگوی اسناد و دیگر شواهدِ متنی و سندی، احتمال نقشآفرینی خود بکر بن عبدالله بن حبیب را در پردازش نهایی برخی از این روایات پررنگ میسازد.
@Gholow
غالیان و تحریف غدیر، اکبری، ۱۴۰۴.mp3
زمان:
حجم:
12.1M
غالیان و تحریف غدیر؛ با تأکید بر نصیریه
عمیدرضا اکبری
مدرسه بهاره غدیرپژوهی، اصفهان، 18 خرداد 1404
@Gholow
واکاوی سبک کلینی در روایت از بصائر الدرجات، پژوهشهای رجالی، اکبری.pdf
حجم:
808.3K
🔰واکاوی سبک کلینی در روایت از بصائر الدرجات و نقش آن در تعیین مؤلف کتاب و تصحیح روایات مشترک
✏️ عمیدرضا اکبری ، مجید جعفری ربانی
پژوهشهای رجالی، ش۳، 1399ش.
کتاب کافی کلینی و کتاب بصائرالدرجات صفار دو اثر مهم در روایات امامیه در زمینۀ جایگاه امامت هستند. بیش از 400 حدیث مشترک در دو کتاب فوق به چشم میخورد؛ اما در سند بیش از 90% این احادیث در کافی نام صفار نیامده است و تفاوتهایی در اوایل اسناد و گاه متون روایات مشترک وجود دارد. مطالعۀ پیشرو به این پرسش میپردازد که آیا شواهدی از توجه کلینی به کتاب بصائر، بیش از موارد یادکردش از صفار وجود دارد؟ این نوشتار با تطبیق و مقایسۀ اخبار دو کتاب نشان داده که کلینی ضمن استفاده از بصائر، محتملاً با مراجعه به منابع بصائر یا با اتکا به سماعهای خود از دیگر مشایخ، اسنادی متفاوت آورده است. در نهایت آماری تفصیلی در وضعیت اخبار مشترک دو کتاب ارائه شده که بنابر آن، قرائن مؤید استفادۀ کافی از بصائر در بیش از 60% از اخبار مشترک است. از جمله فوائد مهم این پژوهش کمک به تصحیح اسناد و متون و نیز نقد برخی دیدگاههای جدید در نادرستی نسبت بصائر به صفار است.
@Al_Rijal
غلوپژوهی | یادداشتهای حدیثی و رجالی
وَحَسبُكَ دَاءً أَن تَبِيتَ بِبِطنَةٍ وَحَولَكَ أَكبَادٌ تَحِنّ إِلَي القِدِّ «درد تو اين بس كه شب
وَحَسبُكَ دَاءً أَن تَبِيتَ بِبِطنَةٍ
وَحَولَكَ أَكبَادٌ تَحِنّ إِلَي القِدِّ
«درد تو اين بس كه شب سير بخوابى و گرداگردت جگرهايى بُوَد در آرزوى پوست بزغاله» (نهج البلاغه، ترجمه شهیدی)
پویش کمک به اطعام مسلمانان غزه که از طریق شیعیان غزه و لبنان پیگیری میشد همچنان برقرار است.
دغدغهمندان میتوانند کمکهای خود را به حساب شیخ علی یعقوب یوسف در قم واریز کنند:
شماره کارت:
6037697516068803شبا:
IR 19 0190 0000 0021 1879 8070 02به نام علی یوسف _ بانک صادرات این کارت بانکی مخصوص گردآوری کمک است و اعلام مبالغ واریزشده لازم نیست. ................. شماره کارت برای واریز در عراق: (حساب الأخ حسين رضا ببغداد - ماستر كارد) رقم الحساب للتبرع بالبطاقة مباشرة:
7139947498رقم الكارت للتبرع عن طريق المنفذ:
5556960167150160@Gholow
مفضل_بن_عمر_و_کتاب_التوحید_منسوب.pdf
حجم:
518K
مفضل بن عمر و کتاب التوحید منسوب به او
✍محمد کاظم رحمتی
@gholow
اشکالات محتوایی استاد سید محمدرضا سیستانی به کتاب توحید مفضل
📚قبسات من علم الرجال، ج۱، ص۵۶۳-۵۶۵
@Gholow