eitaa logo
غلوپژوهی | یادداشت‌های حدیثی و رجالی
815 دنبال‌کننده
73 عکس
13 ویدیو
111 فایل
بررسی‌های رجالی، تاریخی و اعتقادی ارتباط با مدیر: @amid30 كانال اصلی در تلگرام: https://t.me/gholow2
مشاهده در ایتا
دانلود
_ الگویابی اسناد کلینی به کتاب زراره بن اعین، حاتمی، فرجامی، تحقیقات علوم قرآن و حدیث30، 1395ش.pdf
حجم: 507.8K
الگویابی اسناد کلینی به کتاب زراره بن اعین، سمیرا حاتمی، اعظم فرجامی، تحقیقات علوم قرآن و حدیث، ش30، 1395ش «زرارة بن أعین» از اصحاب اجماع و از پرروایت‌ترین راویان کتب امامیه است. فهرست‌نگاران امامی طریق خاصی به کتاب او دارند. افزون بر رجال‌شناسان، محدثان از جمله کلینی (329ق)، الگو یا اسناد ثابتی برای روایات زرارة بن اعین داشتند. در این پژوهش با استخراج وشمارش تمام روایات زراره در الکافی و سپس یافتن اسنادی که دارای بیشترین فراوانی و تکرار هستند، الگوی کلینی کشف، و با طرق رجالی مقایسه می‌شود. در این فرآیند، راویان اولی که از زراره حدیث گرفتند، بررسی می‌شوند، و با تطبیق سند روایات با طرق و الگوهای ثابت، درجه اعتبار احادیث مشخص، و موارد ارسال و ضعف اسناد برطرف می‌شود. اسناد بی‌الگو و غیرمألوف کلینی از زراره معمولاَ اعتبار کمتری دارند؛ زیرا راویان مجهول، ضعیف یا غیرامامی در این اسناد، فراوان یافت می‌شوند. @gholow
JavdanRaz.mp3
زمان: حجم: 16.8M
بازخوانی انتقادی کتاب «علی راز سر به مهر» نوشته محمدعلی امیرمعزی (بخش نقد) 🎙دکتر محمد جاودان ▫️شنبه ۱۳ دی‌ماه ۱۴۰۴ ش. ▫️قم، مرکز مطالعات میراث علوی 0:00 یک‌دست فرض کردن تشیع قبل از آل بویه 4:20 محوریت دادن به جریان‌های حاشیه‌ای ضعیف و اقلیت 6:20 کمرنگ کردن پیام توحید در برابر جنبه آخرالزمانی 7:40 خلط میان آخرت‌شناسی و جنبه‌های آخرالزمانی 13:08 ادعاهای بزرگ و فاقد دلیل کافی مانند بازنویسی قرآن و اسلام در زمان عبدالملک 16:10 وصف بودن مؤمن و اسم بودن مسلم 18:10 اشکالات استناد به تعبیر دین علی (ع) 19:45 پاک کردن صورت مسأله غلو 22:15 سهل‌انگاری در پذیرش روایات و عدم نقد تاریخی 23:00 تکیه افراطی و گزینشی بر دیدگاه‌های خاورشناسان 23:55 نمونه: «أروی» نام مادر عثمان 25:32 القای گسست تاریخی در مکتب بغداد و نادیده گرفتن بخش زیادی از سنت شیعی مانند مکتب قم 28:20 بازتاب نیافتن تحریف بنیادین قرآن در تاریخ 30:11 طرح دعاوی ضعیف به صورت احتمال و مسلم فرض گرفتن آن‌ها در مباحث بعدی 30:53 کاربرد تعابیر غالیانه و نسبت دادن عقاید غالیانه به مسلمانان مانند برتری امیرالمؤمنین (ع) بر رسول اکرم (ص)!، سرشت دوگانه انسانی-ربانی، ناسوتی-لاهوتی، اتحاد امام با خدا! و ... 33:05 تعلیل عجیب برای انتقال پایتخت از مدینه به کوفه در زمان امیرالمؤمنین (ع) با وجود علل تاریخی شفاف @Gholow
اصل همبستگی متن و منبع و تأثیر پدیدۀ نقل به معنا در اعتبارسنجی https://deraayaat.ir/hambastegi/ از قواعد مهم در مطالعات تطبیقی، اصل همبستگی متن و منبع است که در کشف ریشه متون و اسناد تأثیر به‌سزایی دارد. بر اساس این اصل، یکسانی یا شباهت بالای الفاظ دو متن، نشانه اشتراک در مصدر مکتوب است. یعنی یکی از دیگری، یا هر دو از منبع مکتوب سومی اقتباس شده‌اند. در ضبط شفاهی معمولاً متن‌ها از جهت تعابیر و ترتیب‌ جملات تفاوت پیدا می‌کنند و خصوصاً اگر گزارش، خیلی کوتاه و آهنگین نباشد، عادتاً نقل به مضمون می‌شود... متن مقاله @Al_Rijal
همبستگی متن و منبع روایات در نظر محقق شوشتری ✍️ محمد قندهاری توجه به اصل همبستگی متن و منبع، از دیرباز در میان عالمان اسلامی و محدثان سده‌های نخستین رایج بوده است، و به ویژه از آن در حوزه نقد اسناد و کشف تحریفات بهره می‌بردند. در میان عالمان شیعی گرچه روش‌های دیگری در نقد اسناد و متون رایج‌تر بوده است، اما برخی فقیهان و رجالیان گذشته نیز هستند که به اهمیت بالای این قاعده التفات یافته‌اند و به صراحت بر آن تأکید کرده‌اند. مرحوم محمدتقی شوشتری در بسیاری از مواضع آثار خود، به شیوه‌های مختلف به این اصل تذکر داده که دو راوی - مستقل از هم - عادتاً نمی‌توانند یک خبر را با لفظی واحد روایت کنند و لذا اگر ویژگی‌های متنی دو روایت از حدی به هم نزدیک‌تر بود، این دو متن می‌بایست از یک راوی رسیده باشد. او در نمونه‌های مختلفی کاربرد این اصل توضیح داده است. در این نوشتار، برخی از این نمونه‌ها را مرور می‌کنیم. در نمونه اول، محقق شوشتری روایتی از کافی را با روایت دیگری از تهذیب در همان موضوع مقایسه می‌کند. روایت کافی از حماد از حلبی: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَمْلُوكِ بَيْنَ شُرَكَاءَ فَيُعْتِقُ أَحَدُهُمْ نَصِيبَهُ قَالَ إِنَّ ذَلِكَ فَسَادٌ عَلَى أَصْحَابِهِ لَا يَقْدِرُونَ عَلَى بَيْعِهِ وَ لَا مُؤَاجَرَتِهِ قَالَ يُقَوَّمُ قِيمَةً فَيُجْعَلُ عَلَى الَّذِي أَعْتَقَهُ عُقُوبَةً وَ إِنَّمَا جُعِلَ ذَلِكَ عَلَيْهِ لِمَا أَفْسَدَه روایت تهذیب از سلیمان بن خالد: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَمْلُوكِ يَكُونُ بَيْنَ شُرَكَاءَ فَيُعْتِقُ أَحَدُهُمْ نَصِيبَهُ قَالَ إِنَّ ذَلِكَ فَسَادٌ عَلَى أَصْحَابِهِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ بَيْعَهُ وَ لَا مُؤَاجَرَتَهُ قَالَ يُقَوَّمُ قِيمَةً فَيُجْعَلُ عَلَى الَّذِي أَعْتَقَهُ عُقُوبَةً إِنَّمَا جُعِلَ ذَلِكَ لِمَا أَفْسَدَهُ در جدول زیر متون و اسانید این دو روایت با هم مقایسه شده است، این دو روایت با دو سند مجزا روایت شده‌اند، اما متون آن‌ها اختلاف ناچیزی دارند. وی این طور استدلال می‌کند که به دلیل یکی بودن الفاظ، این دو روایت می‌بایست در حقیقت دو نسخه از روایتی واحد از یک راوی باشند که با دو طریق از آن راوی روایت شده است و بعدتر در یکی از دو طریق، در اثر تحریفات (عمدی یا سهوی) در نام راوی اصلی، به راوی دوم منتسب شده است، چراکه «بعید است که دو نفر خبری با مضمون واحد را با لفظی واحد روایت کنند.» فلا بدّ أنّ أحدهما «الحلبيّ» و «سليمان ابن خالد» تحريف الآخر فيبعد أن يكون نفران رويا خبرا بمضمون واحد و لفظ واحد (الأخبار الدخيلة، ج۳، ص۱۶۴) شوشتری، مشابه همین استتناج را درباره روایات دیگری که با متون نزدیک به هم از دو راوی متفاوت روایت شده‌اند بیان کرده است. مثلاً درباره دو روایت مشابه که به عبدالله بن سنان و سماعة منسوب شده‌اند، می‌نویسد: «والظاهر أنّ الأصل في الرّاوي واحد إمّا عبد اللّه بن سنان وإمّا سماعة فيبعد أن يروي رجلان خبرا متّفقي اللّفظ و المعنى و لا يكونان معا» (الأخبار الدخيلة، ج‌۲، ص ۴۴) و یا به طور مشابه، دو روایتی که با متون نزدیک از عبداللّه بن طلحة و عبدالله بن سنان روایت شده را در اصل یک روایت می‌داند و سپس نحوه روایتگری جوامع متقدم و متأخر را نقد کرده است. (الأخبار الدخيلة، ج‌۳، ص۲۰۲-۲۰۳) مطالعۀ ادامۀ مطلب در سایت درایات: deraayaat.ir/hambastegi-Shushtari/ @Gholow
پاسخ به برداشت‌هایی نادرست دربارۀ اصل همبستگی متن و منبع پیشتر در معرفی اصل همبستگی متن و منبع گفته شد که بنا بر آن، یکسانی یا شباهت بالای الفاظ دو متن، نشان از ریشۀ مکتوب مشترک آن دو است (توضیح دربارۀ دلائل، شرائط و جرئیات). در نوشتاری در کانال حدیث‌پژوهی تلاش شده نقدها و نقض‌هایی بر قاعده همبستگی مطرح کنند. ولی به این نوشتار اشکالات بسیار زیادی قابل طرح است که به برخی از آن به اختصار اشاره می‌شود. ۱. اسلوب پژوهش تاریخی به طور کلی، مسائل کلان تاریخی و از جمله تاریخ حدیث شیعه را نمی‌توان بر اساس توصیه‌های ائمه ع به شیعیان یا داده‌های موردی تحلیل کرد. همان‌گونه که تاریخ عملکرد صحابه را نمی‌توان بر اساس توصیه‌های پیامبر به صحابه تحلیل کرد. برای نمونه، تأکیدات امامان ع بر کتابت به تنهایی نشان نمی‌دهد این تأکیدات به چند درصد اصحاب رسیده، چند درصد بدان اهتمام کرده‌اند، چند درصد امکانات کتابت فوری را داشته‌اند، و خلاصه چند درصد احادیث در طبقه اول مکتوب بودند، چند درصد در طبقۀ دوم و... یا مثلاً روایات تند علیه واقفه، یا سیره یونس بن عبد الرحمن نشان نمی‌دهد چقدر از امامیه از آنان پرهیز کرده‌اند. غیر از دیدگاه روایتگری امامیه از دوران استقامت واقفیان تحلیل‌های دیگر هم درباره روایات امامیه از واقفه می‌توان داشت که با واقعیات تاریخی متناسب‌تر است. این‌ها هریک نیازمند پژوهش مفصل و با ابزارهای گسترده بوده، و صغری‌کبری‌های ساده نمی‌تواند جای‌گزین واقعیت شود. به همین صورت درباره موضوع همبستگی، آوردن چند شاهد جزئی در تکرار برخی روایات قصار از سوی امامان (حتی اگر بر فرض قطعی می‌بود) نشان نمی‌دهد در حالت کلی، اخبار در فرایند نقل شفاهی تا چه حد نقل به لفظ یا معنا می‌شده‌اند. ۲. آزمایش پیشنهادی برای این منظور آزمایش‌هایی راهگشا است، که افراد در فرایند نقل شفاهی خبری واحد تا چه میزان الفاظ را حفظ می‌کنند. البته نمونه‌های بسیاری در دست است که نشان می‌دهد در فرایند نقل شفاهی حتی تغییراتی در کلمات روایات تک‌سطری نیز رخ می‌داده است. به همین صورت در دوره معاصر، روایات هرچند کوتاه از جلسات واحد اشتراک کامل در الفاظ ندارند، مگر آنکه یکی از مکتوب دیگری بهره برده باشد. بر این اساس، در نگاهی مقبول همه فضاهای پژوهشی و البته محدثان نقاد کهن، اتحاد الفاظ دو نوشته هرچند در حد یک سطر، بسیاری اوقات، به معنای اقتباس یکی از دیگری یا هر دو از مکتوبی دیگر تلقی می‌شود، و احتمال اتحاد اتفاقی کلمات (هرچند در حد ۱۰-۲۰ کلمه پیاپی) یا توارد اذهان مرجوح است. در آزمونی ساده پیشنهاد می‌شود مخاطبان بدون مراجعه دوباره به یادداشت حاضر، (یا گفتاری که تازه شنیده‌اند) یکی از جملات ابتدای همین نوشته که هنوز ۳-۴ دقیقه بیشتر از مطالعهٔ آن نمی‌گذرد، یا عبارتی از جلسه ضبط‌شده چند ساعت قبل خود را نقل کنند و ببینند چقدر این یک جمله با اصل جمله اتحاد لفظی دارد. حال عجیب نیست که در جاهایی که ضبط حدیث مبنی بر مکتوب نباشد، یا املا و کتابت لحظه‌ای نشود (و گاه پس از دهها سال و یا در چند طبقه شفاها نقل شود)، یا مثلاً جمله‌ای کوتاه و آهنگین و تکرارشونده (با قصد ویژه حفظ و ابلاغ) نباشد، الفاظ بیشتر تغییر داشته باشند. همچنین انس با نمودارهای اسناد و متون حدیث اسلامی و مقایسه الگوی تغییر تحریرهای مختلف خبر در کنار اسناد فهم قاعده همبستگی را سهل‌یاب‌تر می‌کند‌ به ویژه در حدیث عامه نمودارهای نرم‌افزارهای جامع خادم و جوامع الکلم برای این منظور بسیار راهگشا است. در حدیث امامی نیز گرچه تاکنون کمتر مطالعات متنی انجام شده است، اما چنان‌که استاد مددی نیز تذکر داده است، بررسی‌ها و مقایسه‌های متنی آفاق جدیدی را بر روی ما می‌گشاید. این مطالعات می‌تواند از طریق مقایسه تفاوت‌های متون نقل‌های مختلف از روایات واحد برخی کتب پُرسَنَد مانند بصائر و وسائل یا با تأمل در الگوهای متنی اخبار ثقات و ضعفا انجام شود. همچنین مطالعات فهرستی در کشف اینکه خبر در کدام طرق و طبقات شفاهی و در کدام مکتوب نقل شده نیز مفید است. مطالعات موردی بسیاری که نقد برخی اخبار صورت گرفته نشان می‌دهد نتایج قاعده همبستگی تناسب بسیار بالایی با دیگر ابزارهای اعتبارسنجی دارد. برای نمونه مقالات: لواسانی، «تجمیع اخبار اخلاقی در حدیث یا اباذر»؛ عادل‌زاده و اکبری، «بررسی تطبیقی گزارشِ تفسیرِ عرفانی سوره توحید به روایتِ ابن بابویه و تفاسیر خراسانی»؛ همیشان، «نقد روایت سؤالات زندیق از امیرالمؤمنین(ع) در الإحتجاج طبرسی، در موضوع تحریف قرآن»؛ «حدیث اسید بن صفوان؛ نقش جریان‌شناسی راویان و ساختار اسناد در اصالت‌سنجی روایت»؛ ذاکری و اکبری، «اتهام ابوالمفضل شیبانی به تحریف و جعل اسناد». @Gholow
۳. ضعف مستندات موردی ناقد مثال‌های موردی نویسنده محترم حاکی از درنیافتن محل بحث است. روشن است که در برابر این نکته وجدانی و عقلایی، نمی‌توان به روایات تکرار یک مطلب از سوی امامان استناد کرد. عباراتی مثل «کان یقول» و «قال مثله» نه بر یکسانی الفاظ، بلکه بر یکسانی مضمون یا اصل مطلب در دفعات مختلف بیان آن دلالت دارد. «کان یقول» دلالت بر یکسانی الفاظ در دفعات مختلف بیان یک امر واحد نمی‌کند. بلکه تعبیر ماضی استمراری (در عربی و فارسی مانند او می‌گفت) بسیاری اوقات در مقام وصف یک جلسه یا بیان اعتقاد شخص و... به کار می‌رود، و تکرار واقعه مشابه در آن لازم نیست. پس برای استنباط یکسانی الفاظ از این جنس شواهد، قرائن محکم‌تری لازم است. تک‌شاهدی که در آن راوی از «اتحاد پاسخ دو امام در واو و یا» گفته (کافی، ج1، ص354) نیز به روشنی قابل حمل بر مبالغه در یکسانی است. حتی اگر بر اطلاق‌گیری از ظاهر لفظ این خبر اصرار شود، باز این مورد خاص می‌توانسته از این سنخ باشد که راوی حدیث جدید را با کتابت لحظه‌ای خود در جلسه پیشینش مقایسه کرده، و لازم نیست فرض کنیم راوی نادری بعد از گذشت سال‌ها عین الفاظ جملاتی از امام پیشین را در ذهن داشته و سپس با ضبط عین کلمات امام بعد، در زمان روایت برای راوی طبقه بعدی ادعا کند دو حدیث در واو و یاء متحد بودند. به هر حال، گذشته از ضعف سند روایت، روشن است صرف واحد بودن خبر کافی است تا نتواند ملاک رد یا تأیید یک قاعده قرار گیرد. ۴. بی‌ارتباطی مستندات ناقد شیوع تکرار عین الفاظ یک خبر از سوی یک یا چند معصوم ع، حتی بر فرض پذیرش و داشتن مستندات محکم، بر خلاف نظر نویسنده، تأثیری در بحث همبستگی ندارد. زیرا حتی اگر یکی از امامان بعدی عین الفاظ حکمت چندجمله‌ای یا خطبه‌ای از رسول الله ص را در جلسه‌ای تکرار کنند، در فرایند نقل شفاهی راویان، انتظار این است عبارات نقل‌های صحابه رسول الله با نقل اصحاب امامان تفاوت‌هایی داشته باشد، و در فرض اتحاد دو متن (دست‌کم چندجمله‌ای) پای وجوه انتقال مکتوب (مانند عرضه خبر صحابه رسول الله ص بر امام ع، جعل سند، و در برخی نمونه‌ها ارسال، تسری یا سرقت سند) مطرح می‌شود. ۵. نقد انگاره پیراستگی حدیث شیعه نوشته‌اند: «باید به تفاوت جدی تاریخ حدیث شیعه با تاریخ حدیث عامه از جهات مختلف از جمله بحث سنددهی، انتقال شفاهی و مکتوب، کتابت و تدوین و نشر در زمان معصوم علیه السلام و… توجه داشت و مهم‌تر آنکه اساسا جعل، دس، قلب، سندسازی و دیگر آسیب‌هایی که در تراث عامه به وفور یافت می‌شود به هیچ روی قابل تعمیم به فضای حدیثی شیعه نیست.» این عبارت مبهم است و اگر در این مقام است که سندسازی و سرقت حدیث در حدیث امامیه نبوده، ادعایی بی‌دلیل و بلکه خلاف پژوهش‌های بسیار است. البته حدیث عامه در قرن اول به خاطر محدودیت‌های کتابت و نقش حکومت‌ها و جریان‌ها در سندسازی آسیب بسیار دیده که امامیه با وجود ضعفش در حدیث قرن اول، این کاستی را با جایگاه امامان علیهم السلام خاصه امام باقر و امام صادق علیهما السلام جبران کرده است. با این همه، در ادامه حدیث امامی نیز متأثر راویان کذاب مانند ابوالبختری‌ها، خصیبی‌ها، مفسر استرابادی و… شده، و بعدها نیز وجود امثال بکری، میرلوحی، مرندی تا منصوری و بندانی و... به گسترش سندسازی‌ها دامن زده است، و حتی برخی فقیهان را متأثر از خود ساخته است. چنان‌که آسیب‌های عمومی حدیث مانند ارسال، تسری، ادراج، تصحیف و… نیز با داشتن هزاران نمونه، در تغییرات اسناد نقش داشته است؛ و گستردگی اسناد عامه و متهمان به غلو و ضعفا در اسناد امامی اثرپذیری حدیث امامی از دیگر فرق را ناگزیر می‌سازد. (برای نمونه، نگر: نسبت اخبار عامه و فرق با سنت حدیثی امامیه) بنابراین نمی‌توان با این کلیت و بدون پاسخگویی به پژوهش‌های بسیار، حدیث امامی را به کلی پیراسته و تافته جدابافته از همه فرق معرفی کرد. @Gholow
تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور ✍ مصطفی صادقی علمی‌ترین رویکرد در بررسی موضوعات مربوط به مهدویت و ظهور، رویکرد انتقادی-تاریخی است. متأسفانه به زبان فارسی آثار کمی در این باره وجود دارد. کتاب «تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور» نوشته مصطفی صادقی از معدود کتاب‌هایی است که با نگاه انتقادی و تاریخی چند مورد از علائم مشهور ظهور را بررسی و نقد می‌کند و نشان می‌دهد که این روایات و علائم به دلیل کارایی در نزاع‌های اموی-عباسی و دیگر نزاع‌های فرقه‌ای و سیاسی سده‌های نخستین اسلام، چگونه ساخته و جعل شده‌ و کم کم به متون حدیثی راه پیدا کرده‌اند. کتاب را پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم منتشر کرده است. (علی صالحی) در این اثر ارزشمند ارتباط برخی نشانه‌های ظهور با وقایع سده‌های نخستین مقایسه شده است. @Gholow
هدایت شده از میراث امامان
💠 حجج پیدا و پنهان حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الوليد رضي الله عنه عن محمد بن الحسن الصفار و سعد بن عبد الله و عبد الله بن جعفر الحميري عن أحمد بن محمد بن عيسى‌ و إبراهيم بن هاشم جميعا عن عبد الرحمن بن أبي نجران عن عاصم بن حميد عن أبي حمزة الثمالي عن عبد الرحمن بن جندب الفزاري عن كميل بن زياد النخعي‌ عن كميل بن زياد النخعي قال: أخذ أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ع بيدي‌... اللَّهُمَّ بَلَى لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً، لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَيِّنَاتُهُ، وَ كَمْ ذَا وَ أَيْنَ أُولَئِكَ؟ أُولَئِكَ وَ اللَّهِ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً، يَحْفَظُ اللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَيِّنَاتِهِ، حَتَّى يُودِعُوهَا نُظَرَاءَهُمْ وَ يَزْرَعُوهَا فِي قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ؛ هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الْبَصِيرَةِ وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْيَقِينِ وَ اسْتَلَانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ، وَ صَحِبُوا الدُّنْيَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى؛ أُولَئِكَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِهِ؛ آهِ آهِ، شَوْقاً إِلَى رُؤْيَتِهِمْ. (كمال الدين و تمام النعمة، ج‌1، ص289-290) از امیرالمومنین علیه السلام نقل شده که فرمود: بلى زمين از حجّت برپاى خدا خالی نماند، يا پديدار و شناخته است و يا ترسان و پنهان از ديده‌هاست. تا حجّت‌های خدا باطل نشود و نشانه‌هايش از ميان نرود. اينان چندند، و كجایند؟ به خدا سوگند کم‌شمارند، و نزد خدا بزرگ مقدار. خدا حجت‌ها و نشانه‌هاى خود را به آنان نگاه مى‌دارد، تا به همانندهایشان بسپارند و در دل‌هاى نظیرانشان بكارند. دانش با نور حقيقت‌بينى بر آنان تافته و آنان روح يقين را دريافته و آنچه را ناز پروردگان دشوار ديده‌اند آسان پذيرفته‌. و بدان‌چه نادانان از آن رميده‌اند خو گرفته‌اند. با تن‌هایی همنشين دنيايند که روحش به ملأ اعلى آویخته است. اينان خدا را در زمين او جانشينانند و مردم را به دين او مى‌خوانند. وه كه چه آرزومند ديدار آنانم. 📚 نمونه طرق از کمیل: الغارات ط - الإسلامية، ج‌1، ص89 از أبو زكريا يحيى بن صالح الحريري‌؛ الكافي، ج‌1، ص335، 339 با دو سند از ابن محبوب عن هشام بن سالم عن أبي حمزة عن أبي إسحاق السبيعي‌؛ الغيبة للنعماني، ص25، 136-137 به همان سند و به طریق دیگر از ابن محبوب؛ الخصال، ج‌1، ص186 به طریقی نادر و غریب از مجاهد؛ كمال الدين و تمام النعمة، ج‌1، ص288-294 به 8 طریق از عاصم بن حمید از ابوحمزه از ابن جندب، 2 طریق از ابومخنف از ابن جندب و 2 طریق از فضیل بن خدیج (با واسطۀ ابومخنف و نصر بن مزاحم) و 1 طریق از ابی صالح. و در انتها افزوده: «ولهذا الحديث طرق كثيرة» منابع زیدی: مجموع الإمام القاسم الرسي، ص61؛ تيسير المطالب في أمالي أبي طالب، ص203 مسنداً از کلبی از ابو صالح؛ الأمالي الخميسية، شجرى جرجانى، ج‌1، ص88 مسنداً از عاصم؛ مناقب کوفی، ص94-96 به طریق دیگر از عاصم. منابع عامی: العقد الفريد، 2/ 82 مسنداً از ابومخنف؛ الجليس الصالح الكافي، ص584 دو طریق منقطع. حلية الأولياء وطبقات الأصفياء - ط السعادة، 1/ 79-80 به طریق دیگر از عاصم بن حمید. در برخی طرق عامی و زیدی تعبیر «إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً» نیامده است. بحث مرتبط در رابطه با شواهد شهرت و استنادات گسترده به این روایت در منازعات از عصر حضور ائمه علیهم السلام: «نقش احادیث مشهور در شکل‌گیری باور شیعه به پیوستگی سلسلهٔ امامت»، ص97-102. @Al_Meerath
20120329115737-2126-21.pdf
حجم: 503.5K
اثبات تاریخی وجود امام زمان عج از راه بررسی منصب وکالت در عصر غیبت صغری حسین قاضی‌خانی مشرق موعود ش۹، ۱۳۸۸ش. بحث در اثبات وجود امام دوازدهم شيعيان امامي، در گذر تاريخ همواره مطرح بوده است. امروزه افرادي مانند احمد الكاتب وجود وي را رد و بحث نواب اربعه را ساختگي برمي شمارند. مقاله حاضر درپي جواب گويي به اين گونه بحث هاست. در نوشته پيش رو، كوشيده شده است با بررسي منصب وكالت در عصر غيبت صغرا از راه شناخت وكلا و چگونگي فعاليت هاي آنان به اثبات وجود امام زمان از راه تاريخي و نه از راه هاي كلامي و حديثي پرداخته شود. در ابتدا نويسنده درپي اين مطلب است كه آيا در منابع كهن شيعي اطلاعات تاريخي در مورد منصب وكالت در دوره غيبت صغرا به گونه اي كه بتوان اين منصب را تاييد كرد وجود دارد؟ سپس با اثبات وجود اين منصب در منابع كهن شيعي به بررسي واقعيت تاريخي آن پرداخته، آن گاه با كنار هم قرار دادن و تحليل داده هاي تاريخي درپي اثبات وجود امام دوازدهم از طريق منصب وكالت برآمده است. یادداشت مرتبط: وکلای اربعه و منابع غیر امامی @gholow
گونه شناسی مدعیان دروغین وکالت امام زمان در عصر غیبت صغری با رویکردی نقد بر احمد الکاتب، حسین قاضی‌خانی و صفری، مشرق موعود ش۱۹، ۱۳۹۰ش..pdf
حجم: 286K
گونه شناسی مدعیان دروغین وکالت امام زمان عج در عصر غیبت صغری با رویکردی نقادانه بر نظر احمد الکاتب حسین قاضی‌خانی و نعمت الله صفری مشرق موعود ش۱۹، ۱۳۹۰ش.  هنگام بررسی نقش نهاد وکالت در عصر غیبت صغرا، سخن از کارگزاران خائن و مدعیان دروغین وکالت، اهمیتی ویژه می یابد. از آن جا که افرادی موجه و صاحب نفوذ از این دست در میان شیعیان امامی دیده می شدند، مخالفت اینان می توانست تعارض هایی را در جامعه امامیه پدید آورد. احمد الکاتب با استفاده از این نکته، با غیرواقعی نشان دادن تعداد این افراد، سعی دارد از مخالفت و نزاع اینان با متصدیان وقت منصب وکالت، هیمنه ای بسازد تا ساختگی بودن اصل منصب وکالت در روزگار غیبت صغرا را نتیجه بگیرد و به تبع آن، وجود امام زمان را منکر شود.این نوشتار، بر آن است تا با واکاوی و تحلیل داده های تاریخی، در آغاز خواننده را با اوضاع و فضای سیاسی، فرهنگی و ... آن دوران آشنا سازد تا نقش این اوضاع، در بروز ادعاها و مخالفت های مدعیان دروغین آشکار گردد. سپس در ادامه، با گونه شناسی این افراد و رفتارهایشان، از ناکارآیی ادعاها و مخالفت های آنان در به چالش کشاندن جدی اصل منصب وکالت، پرده بردارد.همچنین با نگاهی به ادعاهای احمد الکاتب در این زمینه، درصدد پاسخ گویی به ادعاهای ایشان است. @gholow
14799-ar-tahghigh-latif-hol-toghi-sharif.pdf
حجم: 1.4M
📙تحقیق لطیف حول التوقیع الشریف ✍️آیت الله ید الله دوزدوزانی با مراجعه به منابع روایی وکتاب های بزرگان شیعه درمی یابیم بحث وگفت وگو درباره دیدار با امام عصر عج در بین شیعیان از زمان تولد حضرت، متداول بوده، و از جمله مسائل مرتبط توقیع امام عج برای نایب چهارم مرحوم سمری در نهی از ادعای مشاهده است. نویسنده کتاب به بررسی امکان یا عدم امکان مشاهده و رؤیت امام زمان عج می‌پردازد که پس از بررسی و تحقیق علمی کاملی براساس روایات، ادعای مشاهده حضرت حجت‌ عج را رد می‌کند و تأکید می‌کند: «امام ع به سبب مصلحت مشاهده را نهی‌ کرده‌اند، چون اگر این‌گونه نبود امروزه هر فردی در هر کوی و برزنی ادعا می‌کرد که آقا را مشاهده کرده و ایشان به وی توصیه‌هایی کرده‌اند.» ایشان در مصاحبه با «رسا» نیز گوید: «درباره موضوع مشاهده، 10 سال تحقیق میدانی از افراد مدعی بدون واسطه داشته‌ ام که هر فردی نیز ادعای عجیب داشته است، ولی به این نتیجه رسیده‌ ام که 99 درصد سخن این افراد کذب است.» و به نقد موارد پرآسیب پرداخته و در مورد مصداقی از مشاهده نیز «به قطع نرسیده‌ ام، ولی برای سخن افرادی که به قطع رسیده‌ اند ارزش قائل هستم.» @duzduzani_ir @gholow