پاسخ به برداشتهایی نادرست دربارۀ اصل همبستگی متن و منبع
پیشتر در معرفی اصل همبستگی متن و منبع گفته شد که بنا بر آن، یکسانی یا شباهت بالای الفاظ دو متن، نشان از ریشۀ مکتوب مشترک آن دو است (توضیح دربارۀ دلائل، شرائط و جرئیات).
در نوشتاری در کانال حدیثپژوهی تلاش شده نقدها و نقضهایی بر قاعده همبستگی مطرح کنند. ولی به این نوشتار اشکالات بسیار زیادی قابل طرح است که به برخی از آن به اختصار اشاره میشود.
۱. اسلوب پژوهش تاریخی
به طور کلی، مسائل کلان تاریخی و از جمله تاریخ حدیث شیعه را نمیتوان بر اساس توصیههای ائمه ع به شیعیان یا دادههای موردی تحلیل کرد. همانگونه که تاریخ عملکرد صحابه را نمیتوان بر اساس توصیههای پیامبر به صحابه تحلیل کرد.
برای نمونه، تأکیدات امامان ع بر کتابت به تنهایی نشان نمیدهد این تأکیدات به چند درصد اصحاب رسیده، چند درصد بدان اهتمام کردهاند، چند درصد امکانات کتابت فوری را داشتهاند، و خلاصه چند درصد احادیث در طبقه اول مکتوب بودند، چند درصد در طبقۀ دوم و...
یا مثلاً روایات تند علیه واقفه، یا سیره یونس بن عبد الرحمن نشان نمیدهد چقدر از امامیه از آنان پرهیز کردهاند. غیر از دیدگاه روایتگری امامیه از دوران استقامت واقفیان تحلیلهای دیگر هم درباره روایات امامیه از واقفه میتوان داشت که با واقعیات تاریخی متناسبتر است.
اینها هریک نیازمند پژوهش مفصل و با ابزارهای گسترده بوده، و صغریکبریهای ساده نمیتواند جایگزین واقعیت شود.
به همین صورت درباره موضوع همبستگی، آوردن چند شاهد جزئی در تکرار برخی روایات قصار از سوی امامان (حتی اگر بر فرض قطعی میبود) نشان نمیدهد در حالت کلی، اخبار در فرایند نقل شفاهی تا چه حد نقل به لفظ یا معنا میشدهاند.
۲. آزمایش پیشنهادی
برای این منظور آزمایشهایی راهگشا است، که افراد در فرایند نقل شفاهی خبری واحد تا چه میزان الفاظ را حفظ میکنند. البته نمونههای بسیاری در دست است که نشان میدهد در فرایند نقل شفاهی حتی تغییراتی در کلمات روایات تکسطری نیز رخ میداده است. به همین صورت در دوره معاصر، روایات هرچند کوتاه از جلسات واحد اشتراک کامل در الفاظ ندارند، مگر آنکه یکی از مکتوب دیگری بهره برده باشد. بر این اساس، در نگاهی مقبول همه فضاهای پژوهشی و البته محدثان نقاد کهن، اتحاد الفاظ دو نوشته هرچند در حد یک سطر، بسیاری اوقات، به معنای اقتباس یکی از دیگری یا هر دو از مکتوبی دیگر تلقی میشود، و احتمال اتحاد اتفاقی کلمات (هرچند در حد ۱۰-۲۰ کلمه پیاپی) یا توارد اذهان مرجوح است.
در آزمونی ساده پیشنهاد میشود مخاطبان بدون مراجعه دوباره به یادداشت حاضر، (یا گفتاری که تازه شنیدهاند) یکی از جملات ابتدای همین نوشته که هنوز ۳-۴ دقیقه بیشتر از مطالعهٔ آن نمیگذرد، یا عبارتی از جلسه ضبطشده چند ساعت قبل خود را نقل کنند و ببینند چقدر این یک جمله با اصل جمله اتحاد لفظی دارد. حال عجیب نیست که در جاهایی که ضبط حدیث مبنی بر مکتوب نباشد، یا املا و کتابت لحظهای نشود (و گاه پس از دهها سال و یا در چند طبقه شفاها نقل شود)، یا مثلاً جملهای کوتاه و آهنگین و تکرارشونده (با قصد ویژه حفظ و ابلاغ) نباشد، الفاظ بیشتر تغییر داشته باشند.
همچنین انس با نمودارهای اسناد و متون حدیث اسلامی و مقایسه الگوی تغییر تحریرهای مختلف خبر در کنار اسناد فهم قاعده همبستگی را سهلیابتر میکند به ویژه در حدیث عامه نمودارهای نرمافزارهای جامع خادم و جوامع الکلم برای این منظور بسیار راهگشا است.
در حدیث امامی نیز گرچه تاکنون کمتر مطالعات متنی انجام شده است، اما چنانکه استاد مددی نیز تذکر داده است، بررسیها و مقایسههای متنی آفاق جدیدی را بر روی ما میگشاید. این مطالعات میتواند از طریق مقایسه تفاوتهای متون نقلهای مختلف از روایات واحد برخی کتب پُرسَنَد مانند بصائر و وسائل یا با تأمل در الگوهای متنی اخبار ثقات و ضعفا انجام شود. همچنین مطالعات فهرستی در کشف اینکه خبر در کدام طرق و طبقات شفاهی و در کدام مکتوب نقل شده نیز مفید است.
مطالعات موردی بسیاری که نقد برخی اخبار صورت گرفته نشان میدهد نتایج قاعده همبستگی تناسب بسیار بالایی با دیگر ابزارهای اعتبارسنجی دارد. برای نمونه مقالات:
لواسانی، «تجمیع اخبار اخلاقی در حدیث یا اباذر»؛
عادلزاده و اکبری، «بررسی تطبیقی گزارشِ تفسیرِ عرفانی سوره توحید به روایتِ ابن بابویه و تفاسیر خراسانی»؛
همیشان، «نقد روایت سؤالات زندیق از امیرالمؤمنین(ع) در الإحتجاج طبرسی، در موضوع تحریف قرآن»؛
«حدیث اسید بن صفوان؛ نقش جریانشناسی راویان و ساختار اسناد در اصالتسنجی روایت»؛
ذاکری و اکبری، «اتهام ابوالمفضل شیبانی به تحریف و جعل اسناد».
@Gholow
۳. ضعف مستندات موردی ناقد
مثالهای موردی نویسنده محترم حاکی از درنیافتن محل بحث است. روشن است که در برابر این نکته وجدانی و عقلایی، نمیتوان به روایات تکرار یک مطلب از سوی امامان استناد کرد. عباراتی مثل «کان یقول» و «قال مثله» نه بر یکسانی الفاظ، بلکه بر یکسانی مضمون یا اصل مطلب در دفعات مختلف بیان آن دلالت دارد. «کان یقول» دلالت بر یکسانی الفاظ در دفعات مختلف بیان یک امر واحد نمیکند. بلکه تعبیر ماضی استمراری (در عربی و فارسی مانند او میگفت) بسیاری اوقات در مقام وصف یک جلسه یا بیان اعتقاد شخص و... به کار میرود، و تکرار واقعه مشابه در آن لازم نیست. پس برای استنباط یکسانی الفاظ از این جنس شواهد، قرائن محکمتری لازم است.
تکشاهدی که در آن راوی از «اتحاد پاسخ دو امام در واو و یا» گفته (کافی، ج1، ص354) نیز به روشنی قابل حمل بر مبالغه در یکسانی است. حتی اگر بر اطلاقگیری از ظاهر لفظ این خبر اصرار شود، باز این مورد خاص میتوانسته از این سنخ باشد که راوی حدیث جدید را با کتابت لحظهای خود در جلسه پیشینش مقایسه کرده، و لازم نیست فرض کنیم راوی نادری بعد از گذشت سالها عین الفاظ جملاتی از امام پیشین را در ذهن داشته و سپس با ضبط عین کلمات امام بعد، در زمان روایت برای راوی طبقه بعدی ادعا کند دو حدیث در واو و یاء متحد بودند.
به هر حال، گذشته از ضعف سند روایت، روشن است صرف واحد بودن خبر کافی است تا نتواند ملاک رد یا تأیید یک قاعده قرار گیرد.
۴. بیارتباطی مستندات ناقد
شیوع تکرار عین الفاظ یک خبر از سوی یک یا چند معصوم ع، حتی بر فرض پذیرش و داشتن مستندات محکم، بر خلاف نظر نویسنده، تأثیری در بحث همبستگی ندارد. زیرا حتی اگر یکی از امامان بعدی عین الفاظ حکمت چندجملهای یا خطبهای از رسول الله ص را در جلسهای تکرار کنند، در فرایند نقل شفاهی راویان، انتظار این است عبارات نقلهای صحابه رسول الله با نقل اصحاب امامان تفاوتهایی داشته باشد، و در فرض اتحاد دو متن (دستکم چندجملهای) پای وجوه انتقال مکتوب (مانند عرضه خبر صحابه رسول الله ص بر امام ع، جعل سند، و در برخی نمونهها ارسال، تسری یا سرقت سند) مطرح میشود.
۵. نقد انگاره پیراستگی حدیث شیعه
نوشتهاند:
«باید به تفاوت جدی تاریخ حدیث شیعه با تاریخ حدیث عامه از جهات مختلف از جمله بحث سنددهی، انتقال شفاهی و مکتوب، کتابت و تدوین و نشر در زمان معصوم علیه السلام و… توجه داشت و مهمتر آنکه اساسا جعل، دس، قلب، سندسازی و دیگر آسیبهایی که در تراث عامه به وفور یافت میشود به هیچ روی قابل تعمیم به فضای حدیثی شیعه نیست.»
این عبارت مبهم است و اگر در این مقام است که سندسازی و سرقت حدیث در حدیث امامیه نبوده، ادعایی بیدلیل و بلکه خلاف پژوهشهای بسیار است. البته حدیث عامه در قرن اول به خاطر محدودیتهای کتابت و نقش حکومتها و جریانها در سندسازی آسیب بسیار دیده که امامیه با وجود ضعفش در حدیث قرن اول، این کاستی را با جایگاه امامان علیهم السلام خاصه امام باقر و امام صادق علیهما السلام جبران کرده است. با این همه، در ادامه حدیث امامی نیز متأثر راویان کذاب مانند ابوالبختریها، خصیبیها، مفسر استرابادی و… شده، و بعدها نیز وجود امثال بکری، میرلوحی، مرندی تا منصوری و بندانی و... به گسترش سندسازیها دامن زده است، و حتی برخی فقیهان را متأثر از خود ساخته است. چنانکه آسیبهای عمومی حدیث مانند ارسال، تسری، ادراج، تصحیف و… نیز با داشتن هزاران نمونه، در تغییرات اسناد نقش داشته است؛ و گستردگی اسناد عامه و متهمان به غلو و ضعفا در اسناد امامی اثرپذیری حدیث امامی از دیگر فرق را ناگزیر میسازد. (برای نمونه، نگر: نسبت اخبار عامه و فرق با سنت حدیثی امامیه) بنابراین نمیتوان با این کلیت و بدون پاسخگویی به پژوهشهای بسیار، حدیث امامی را به کلی پیراسته و تافته جدابافته از همه فرق معرفی کرد.
@Gholow
تحلیل تاریخی نشانههای ظهور
✍ مصطفی صادقی
علمیترین رویکرد در بررسی موضوعات مربوط به مهدویت و ظهور، رویکرد انتقادی-تاریخی است. متأسفانه به زبان فارسی آثار کمی در این باره وجود دارد. کتاب «تحلیل تاریخی نشانههای ظهور» نوشته مصطفی صادقی از معدود کتابهایی است که با نگاه انتقادی و تاریخی چند مورد از علائم مشهور ظهور را بررسی و نقد میکند و نشان میدهد که این روایات و علائم به دلیل کارایی در نزاعهای اموی-عباسی و دیگر نزاعهای فرقهای و سیاسی سدههای نخستین اسلام، چگونه ساخته و جعل شده و کم کم به متون حدیثی راه پیدا کردهاند. کتاب را پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم منتشر کرده است. (علی صالحی)
در این اثر ارزشمند ارتباط برخی نشانههای ظهور با وقایع سدههای نخستین مقایسه شده است.
@Gholow
هدایت شده از میراث امامان
💠 حجج پیدا و پنهان
حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الوليد رضي الله عنه عن محمد بن الحسن الصفار و سعد بن عبد الله و عبد الله بن جعفر الحميري عن أحمد بن محمد بن عيسى و إبراهيم بن هاشم جميعا عن عبد الرحمن بن أبي نجران عن عاصم بن حميد عن أبي حمزة الثمالي عن عبد الرحمن بن جندب الفزاري عن كميل بن زياد النخعي عن كميل بن زياد النخعي قال: أخذ أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ع بيدي... اللَّهُمَّ بَلَى لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً، لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَيِّنَاتُهُ، وَ كَمْ ذَا وَ أَيْنَ أُولَئِكَ؟ أُولَئِكَ وَ اللَّهِ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً، يَحْفَظُ اللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَيِّنَاتِهِ، حَتَّى يُودِعُوهَا نُظَرَاءَهُمْ وَ يَزْرَعُوهَا فِي قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ؛ هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الْبَصِيرَةِ وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْيَقِينِ وَ اسْتَلَانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ، وَ صَحِبُوا الدُّنْيَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى؛ أُولَئِكَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِهِ؛ آهِ آهِ، شَوْقاً إِلَى رُؤْيَتِهِمْ.
(كمال الدين و تمام النعمة، ج1، ص289-290)
از امیرالمومنین علیه السلام نقل شده که فرمود:
بلى زمين از حجّت برپاى خدا خالی نماند، يا پديدار و شناخته است و يا ترسان و پنهان از ديدههاست. تا حجّتهای خدا باطل نشود و نشانههايش از ميان نرود. اينان چندند، و كجایند؟ به خدا سوگند کمشمارند، و نزد خدا بزرگ مقدار. خدا حجتها و نشانههاى خود را به آنان نگاه مىدارد، تا به همانندهایشان بسپارند و در دلهاى نظیرانشان بكارند. دانش با نور حقيقتبينى بر آنان تافته و آنان روح يقين را دريافته و آنچه را ناز پروردگان دشوار ديدهاند آسان پذيرفته. و بدانچه نادانان از آن رميدهاند خو گرفتهاند. با تنهایی همنشين دنيايند که روحش به ملأ اعلى آویخته است. اينان خدا را در زمين او جانشينانند و مردم را به دين او مىخوانند. وه كه چه آرزومند ديدار آنانم.
📚 نمونه طرق از کمیل:
الغارات ط - الإسلامية، ج1، ص89 از أبو زكريا يحيى بن صالح الحريري؛ الكافي، ج1، ص335، 339 با دو سند از ابن محبوب عن هشام بن سالم عن أبي حمزة عن أبي إسحاق السبيعي؛ الغيبة للنعماني، ص25، 136-137 به همان سند و به طریق دیگر از ابن محبوب؛ الخصال، ج1، ص186 به طریقی نادر و غریب از مجاهد؛ كمال الدين و تمام النعمة، ج1، ص288-294 به 8 طریق از عاصم بن حمید از ابوحمزه از ابن جندب، 2 طریق از ابومخنف از ابن جندب و 2 طریق از فضیل بن خدیج (با واسطۀ ابومخنف و نصر بن مزاحم) و 1 طریق از ابی صالح. و در انتها افزوده: «ولهذا الحديث طرق كثيرة»
منابع زیدی:
مجموع الإمام القاسم الرسي، ص61؛ تيسير المطالب في أمالي أبي طالب، ص203 مسنداً از کلبی از ابو صالح؛ الأمالي الخميسية، شجرى جرجانى، ج1، ص88 مسنداً از عاصم؛ مناقب کوفی، ص94-96 به طریق دیگر از عاصم.
منابع عامی:
العقد الفريد، 2/ 82 مسنداً از ابومخنف؛ الجليس الصالح الكافي، ص584 دو طریق منقطع. حلية الأولياء وطبقات الأصفياء - ط السعادة، 1/ 79-80 به طریق دیگر از عاصم بن حمید.
در برخی طرق عامی و زیدی تعبیر «إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً» نیامده است.
بحث مرتبط در رابطه با شواهد شهرت و استنادات گسترده به این روایت در منازعات از عصر حضور ائمه علیهم السلام: «نقش احادیث مشهور در شکلگیری باور شیعه به پیوستگی سلسلهٔ امامت»، ص97-102.
@Al_Meerath
20120329115737-2126-21.pdf
حجم:
503.5K
اثبات تاریخی وجود امام زمان عج از راه بررسی منصب وکالت در عصر غیبت صغری
حسین قاضیخانی
مشرق موعود ش۹، ۱۳۸۸ش.
بحث در اثبات وجود امام دوازدهم شيعيان امامي، در گذر تاريخ همواره مطرح بوده است. امروزه افرادي مانند احمد الكاتب وجود وي را رد و بحث نواب اربعه را ساختگي برمي شمارند. مقاله حاضر درپي جواب گويي به اين گونه بحث هاست.
در نوشته پيش رو، كوشيده شده است با بررسي منصب وكالت در عصر غيبت صغرا از راه شناخت وكلا و چگونگي فعاليت هاي آنان به اثبات وجود امام زمان از راه تاريخي و نه از راه هاي كلامي و حديثي پرداخته شود.
در ابتدا نويسنده درپي اين مطلب است كه آيا در منابع كهن شيعي اطلاعات تاريخي در مورد منصب وكالت در دوره غيبت صغرا به گونه اي كه بتوان اين منصب را تاييد كرد وجود دارد؟ سپس با اثبات وجود اين منصب در منابع كهن شيعي به بررسي واقعيت تاريخي آن پرداخته، آن گاه با كنار هم قرار دادن و تحليل داده هاي تاريخي درپي اثبات وجود امام دوازدهم از طريق منصب وكالت برآمده است.
یادداشت مرتبط: وکلای اربعه و منابع غیر امامی
@gholow
گونه شناسی مدعیان دروغین وکالت امام زمان در عصر غیبت صغری با رویکردی نقد بر احمد الکاتب، حسین قاضیخانی و صفری، مشرق موعود ش۱۹، ۱۳۹۰ش..pdf
حجم:
286K
گونه شناسی مدعیان دروغین وکالت امام زمان عج در عصر غیبت صغری با رویکردی نقادانه بر نظر احمد الکاتب
حسین قاضیخانی و نعمت الله صفری
مشرق موعود ش۱۹، ۱۳۹۰ش.
هنگام بررسی نقش نهاد وکالت در عصر غیبت صغرا، سخن از کارگزاران خائن و مدعیان دروغین وکالت، اهمیتی ویژه می یابد. از آن جا که افرادی موجه و صاحب نفوذ از این دست در میان شیعیان امامی دیده می شدند، مخالفت اینان می توانست تعارض هایی را در جامعه امامیه پدید آورد. احمد الکاتب با استفاده از این نکته، با غیرواقعی نشان دادن تعداد این افراد، سعی دارد از مخالفت و نزاع اینان با متصدیان وقت منصب وکالت، هیمنه ای بسازد تا ساختگی بودن اصل منصب وکالت در روزگار غیبت صغرا را نتیجه بگیرد و به تبع آن، وجود امام زمان را منکر شود.این نوشتار، بر آن است تا با واکاوی و تحلیل داده های تاریخی، در آغاز خواننده را با اوضاع و فضای سیاسی، فرهنگی و ... آن دوران آشنا سازد تا نقش این اوضاع، در بروز ادعاها و مخالفت های مدعیان دروغین آشکار گردد. سپس در ادامه، با گونه شناسی این افراد و رفتارهایشان، از ناکارآیی ادعاها و مخالفت های آنان در به چالش کشاندن جدی اصل منصب وکالت، پرده بردارد.همچنین با نگاهی به ادعاهای احمد الکاتب در این زمینه، درصدد پاسخ گویی به ادعاهای ایشان است.
@gholow
14799-ar-tahghigh-latif-hol-toghi-sharif.pdf
حجم:
1.4M
📙تحقیق لطیف حول التوقیع الشریف
✍️آیت الله ید الله دوزدوزانی
با مراجعه به منابع روایی وکتاب های بزرگان شیعه درمی یابیم بحث وگفت وگو درباره دیدار با امام عصر عج در بین شیعیان از زمان تولد حضرت، متداول بوده، و از جمله مسائل مرتبط توقیع امام عج برای نایب چهارم مرحوم سمری در نهی از ادعای مشاهده است.
نویسنده کتاب به بررسی امکان یا عدم امکان مشاهده و رؤیت امام زمان عج میپردازد که پس از بررسی و تحقیق علمی کاملی براساس روایات، ادعای مشاهده حضرت حجت عج را رد میکند و تأکید میکند: «امام ع به سبب مصلحت مشاهده را نهی کردهاند، چون اگر اینگونه نبود امروزه هر فردی در هر کوی و برزنی ادعا میکرد که آقا را مشاهده کرده و ایشان به وی توصیههایی کردهاند.»
ایشان در مصاحبه با «رسا» نیز گوید: «درباره موضوع مشاهده، 10 سال تحقیق میدانی از افراد مدعی بدون واسطه داشته ام که هر فردی نیز ادعای عجیب داشته است، ولی به این نتیجه رسیده ام که 99 درصد سخن این افراد کذب است.» و به نقد موارد پرآسیب پرداخته و در مورد مصداقی از مشاهده نیز «به قطع نرسیده ام، ولی برای سخن افرادی که به قطع رسیده اند ارزش قائل هستم.»
@duzduzani_ir
@gholow
◾️اعتبارسنجی آمار خبرگزاری هرانا از حوادث دیماه
✍️نام نویسنده محفوظ است.
خبرگزاری هرانا (ارگان خبری مجموعۀ فعالان حقوق بشر در ایران) روزانه آماری تفصیلی از جانباختگان، مجروحان، و بازداشتشدگان اعتراضات دی ماه منتشر میکند. این آمار مکرر مورد استناد بیبیسی فارسی هم بوده است.
به نظر میرسد مطالعۀ آمار تفصیلی این خبرگزاری نشان از ساختگیبودن آن دارد. برخی از موارد مشکوک چنین است:
1. در 22 و 23 دی آمار جانباختگان درحالبررسی ثابت است ولی تأییدشده افزایش مییابد. بدین معنی که تمام افراد اعلامشده در این روز قابلتأیید بودهاند.
2. در روز 26 دی آمار جانباختگان با مجروحان برابر است: 2677 نفر. البته این مورد ممکن است به دلیل کپیکردن اشتباه رخ داده باشد.
3. روز 27 دی نسبت به 26 دی موارد مجروح کم میشود. آیا طبیعی است که 600 خانواده در یک روز، بهبود وضعیت را هم اعلام کنند؟ اگر بگوییم تعدادی از مجروحان کشتهشدهاند هم درست نیست چه میزان تفاوت 26 و 27 دی در مجروحان به کشتهشدگان 27 دی اضافه نشده است (کاهش مجروحان: 600 نفر؛ افزایش مقتولان: 400 نفر). همچنین در طول آمار هیچ ارتباطی میان مجروحان و مقتولان نیست و همواره مجروحان با شیب کمی افزایش پیدا میکند و فقط در چهار مقطع افزایش چشمگیر دارد.
4. آمار مجروحان با سیر خیلی کمی در 27، 28، و 29 دی افزایش مییابد ولی در 30 دی یکباره 2.7 برابر میشود. درحالیکه این ایام اوج درگیریها نبوده و انتظار نیست عمده اطلاعات در این روز خاص برسد.
5. در 30 دی و 1 بهمن تعداد کشتگان درحالبررسی و تعداد مجروحان ثابت میماند ولی تعداد کشتهشدگان تأییدشده بسیار افزایش مییابد. یعنی تمام مواردی که در آن روز گزارش شده، همه تأییدشده و هیچ گزارش نیازمند بررسی در آن روز وجود نداشته است؟
6. در روز 5 بهمن آمار در دو حیطۀ (کشتهشدگان درحالبررسی) و (بازداشتشدگان) رشد فوقالعادهای میکند. در حالی که آمار در هر روز به طور متوسط کمتر از 1000 نفر به بازداشتشدگان افزوده میشد، در این روز 13000 نفر افزوده میشود. با این حال، به مجروحان فقط یک نفر اضافه میشود. اگر منبع آمارها خانوادهها هستند، چرا در یک روز چنین تغییرات عجیبی رخ میدهد. اگر هم منبع آمار، حکومتی است چرا روز به روز در تمام ابعاد ویرایش میشود (مثلاً نباید آمار مجروحان مدام زیاد شود چون شخص جدیدی که مجروح نمیشود).
7. در 7 بهمن یکباره بیش از 3 هزار نفر به مجروحان شدید اضافه میشود. طی چه فرایندی این افراد شناسایی میشوند که با گذشت حدود 20 روز، این تعداد مجروح در یک روز افزایش مییابند؟
8. در 6-11 بهمن آمار کشتهشدگان تأییدشده روز به روز افزاش مییابد ولی آمار جانباختگان درحالبررسی بدون تغییر و ثابت میماند. با توجه به ثبوت آمار درحالبررسی، یعنی هیچ کسی به اینها اضافه یا کم نشده است. بر این اساس در شش روز متوالی تمام آمار اعلامی قابلتأیید بوده و هیچ یک مشکوک نبوده است. فرق این چهار روز با روزهای پیشین چیست که هیچ آمار مشکوکی در آنها نیست؟ فرایند تغییر کرده است؟ و نیز هیچیک از آن 17091 نفر در این روزها قابل رد یا تأیید نبوده تا از این آمار کاسته و به آمار محذوف یا آمار تأییدشدگان افزوده شود؟
9. در 11 بهمن تعداد کشتهشدگان تأییدشده کم میشود!
10. در 12 بهمن در اقدامی نوآورانه، آمار درحالبررسی یکباره 6 هزار نفر کاهش مییابد! در حالی که در هیچیک از روزهای قبل کاهشی در آمار درحالبررسی نبوده و حتی 6 روز آمار فریزشده بود. چه تحولی در ارزیابی رخ داده که به بعد از روزها -و البته بعد از ارسال فهرست اعلامی دولت- آمار در حالی بررسی ناگهان کاملاً متحول میشود؟
11. در 16 روز آغاز آمار، روزهای متعدد هست که آمار گرچه تغییرات چشمگیر در سطح صدگان و هزارگان داشته، در سطح یکان یا دهگان ثابت مانده است. این ثبوت گاه سه روز متوالی را شامل میشود. این نحو حضور اعداد نشانی از عددسازی نیست؟
12. آمار کشتگان در دو ردیف درحالبررسی و تأییدشده منتشر میشده، ولی آمارهای دیگر (مجروحان و بازداشتشدگان) همواره صرفاً به صورت یکدست و تأییدشده است. طبیعتاً باید فرایند ارزیابی اینها یکسان باشد و اینکه فقط مقتولان دو عدد دارند، احتمال ساختگیبودن این فرایند برای مقتولان جهت جلب اعتماد به آمار را مطرح میکند.
13. هرانا مخاطبین محدودی دارد: در تلگرام 31 هزار، در اینستاگرام 83 هزار، و در توییتر 86 هزار مشترک. پس در سطح عمومی چندان شناختهشده نیست و در میان معترضین، مرجعیت رسانههایی چون ایراناینترنشنال و وحیدآنلاین را ندارد. با این حال، مشخص نیست که چرا باید حدود 23 هزار خانواده، آمار کشتهشدگان خود و مدارک مورد نیاز برای تأیید را به جای رسانههای معروف، به این رسانۀ کمتر شناختهشده بدهند.
@Gholow
طبعاً این نوشتار در مقام تعیین کشتهشدگان و مجروحان نیست، ولی تأیید آمارهای چنین موضوعات مورد اختلافی با ارائه اطلاعات دقیق و موردی بیشتر ممکن است.
@gholow
JQURAN_Volume 54_Issue 1_Pages 107-130.pdf
حجم:
937.7K
تحلیل تاریخی روایتِ نکوهش دیوانگان در حدیقة الشیعة
علی عادل زاده
در این مقاله، یکی از احادیث منحصر به فردِ کتاب حدیقة الشیعة در نکوهش دیوانگان، محور پژوهش قرار گرفته است. این حدیث از امام حسن عسکری (ع) روایت شده و به قربالاسنادِ علی بن بابویه منسوب است. درباره متن و سند ادّعا شده برای این حدیث ابهامات زیادی مطرح است. میانِ این روایت و فضایی که به آن نسبت داده شده، مناسبتی دیده نمیشود. از سوی دیگر با گردآوری اطلاعات گوناگون درباره فضای پیدایش حدیقةالشیعة میتوان نشان داد حدیث نکوهش دیوانگان با رویدادهای جزئی و عینی آن بستر تاریخی کاملاً منطبق است. بر این اساس میتوان تحلیل تاریخی دقیقی از حدیث مذّمت دیوانگان ارائه داد و با پیگیری و بسط این ایده، اطّلاعات جالبی در راستای ریشهیابی این حدیث و نحوه پیدایش و پدیدآورنده کتابِ حدیقةالشیعة به دست آورد. بر اساس نتایج این پژوهش، پیدایش این حدیث به منازعات سید محمد میرلوحی سبزواری با صوفیان قرن ۱۱ق مرتبط است.
#میرلوحی
@Gholow