هدایت شده از ایرانیوم
#پوستر | ایندفعه چرخه معیوب را قطع خواهیم کرد!
🔹 | @Syyed_Mim
پایگاه هنری محتوایی ایرانیوم
@iraniyom
توضیحات محسن چاوشی درباره آهنگ جدیدش
به نام خدا
🔹از اول اعتراضات و نزدیک به دو ماه است فکر میکنم و رصد میکنم تا نکتهای را در آنسوی مرزها بیابم که جذبم کند و حرف حق باشد اما به وجدانم قسم که هرچه گشتم ناامیدتر شدم، پس سکوت کردم!
🔹 و در این سکوت دیدم حق با بعضی از شماست: من «وسطم»
«وسط» مثل عابری که دی ماه در خیابان به گران شدن گوشت فکر میکرد و از پشت تیر به سرش خورده بود
وسط مثل پیرزنی روستایی که نه تلویزیون دارد و نه گوشی موبایل؛ فقط آلزایمر دارد و پسری که بیکار شده و چند ماه است قرصهایش را به موقع نمیرساند…
و این «وسط»خیلی جای بزرگی است و خیلیها در آن جا میشوند
اصلا جریانی که این «وسط» را ندارد نمیتواند انقلابی را رقم بزند یا حکومتش را حفظ کند!
🔹در این دو ماه قلبم سوخت برای کشتهشدگان…
اما دست خودم نبود!
من به عنوان کسی در وسط، قلبم برای پلیس و معترض و عابر با هم میسوخت و برای هر هموطنی که ناچار به خیابان آمده بود و دیگر به خانه برنگشت…
🔹در خانهی من نه صدا وسیما یکریز جمهوری اسلامی را تبیین میکند نه اینترنشنال و منو تو مجال حضور دارند
در خانه من اما هنوز چراغ منطق روشن است و ذهن جستجوگرم آزاد است به هر مباحثهای وارد شود و هر حرف حقی، مهر تایید دریافت کند و مهم نباشد که این حرف از دهان چه کسی خارج شده است.
در این دو ماه خیلی فکر کردم و کسانی را دیدم که حتی یک دقیقه فرصت آزادانه و در خلوت فکر کردن را نداشتهاند و هرچه از رسانه به خوردشان داده بودند را پشت هم تکرار میکردند ؛ آنچنان مسخ و مسحور که از کینهی حاکمیت حاضرند شب را روز بنامند و روز را شب…
و ایران امروز ما چقدر در فضای رسانه باخته است.
🔹به این فکر کردم که اگر برای هر کشوری حتی سوییس هم دهها شبکه اپوزیسیون به زبان خودشان سالها و شبانه روز محتوا تولید میکردند که “سوییس کشور خوبی نیست” اکنون درصدی از همین کسانی که در رفاه مطلق هستند نیز به دنبال براندازی بودند…
آری همین رسانه کاری با کشور ِساموراییهای متعصب کرد که در خیابانها به سربازان آمریکایی لبخند گرم بزنند بیآنکه یادشان بیاید در هیروشیما و ناکازاکی چه بلایی به سرشان آوردهاند…
به هر حال هر چه فکر کردم دیدم نمیتوانم از بیگانه بخواهم به کشورم حمله کند!
🔹دیدم نمیتوانم کنار سلبریتیهایی باشم که به اعتقادات لااقل نیمی از مردم کشورم ناسزا میگویند و تهدید به قرآنسوزی میکنند و بدون اینکه خندهشان بگیرد، بشارت آزادی میدهند!
دیدم حتی نمیتوانم از اهالی جزیرهی اپستین بخواهم به جان کودکان و دختران بیگناه وطنم کاری نداشته باشند!!
🔹تا اینکه جنگ شروع شد و کمکها رسیدند،همچنان که قبل از ما کمکها به ویتنام و افغانستان و عراق و لیبی و… رسیده بودند
🔹دیدم جنگ است و فقط میتوانم بخوانم!
که اگر در زمان پهلوی و قاجار هم بودم و بیگانهای به کشورم یورش میبرد همین کار را میکردم…
برای دلگرمی مردم و کسانی که از مردمم دفاع میکنند خواندم…
🔹«حسبی الله» گفتگوی من با مولایم علی (ع) است
و براستی خدا برای ما بس است…
🔹 اکنون به عنوان کسی در وسط، حاضرم ۴۷ سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت بدهم نقایص خود را برطرف کند تا اینکه با عدهای همصدا شوم و پوریم دیگری را در تقویم اسراییل رقم بزنم که در فردای به اصطلاح آزادی با چکمه روی سنگ قبر هموطنانم سرود شادی بخوانند!
و آن عده!
آن عده خیلی دیر میفهمند که در جهان هیچ کشوری جز به منافع خودش فکر نمیکند و علاج واقعی در وطنهاست!
🔹این را هم به آن عدهای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد میکنند میگویم:
اصلا سمت درست تاریخ و هرچه میبافید ارزانی خودتان…
من ترجیحم این است که
در همین وسط بایستم و بمیرم
وسط مدرسه میناب
وسط خانههایی که سفرههایشان کوچک شد
وسط صدای اذان در حیاط مسجدی فرو ریخته…
وسط خیابانهای شهرم…
محسن چاوشی/ اسفند ۱۴۰۴
Mohsen Chavoshi 1_5010474200012425056.mp3
زمان:
حجم:
11.3M
ننگ بر آن که خواسته شمر به ما کمک کند...
خدایا به حقِ خونِ عزیزِ تازه شهیدمان
به حق خون سردارانِ جبهه حق
به حق خون کودکانِ مظلومِ میناب
به حق تمامی خونهای به ناحق ریخته شده این روزها
ظهور اماممان را برسان.
وسط راهپیمایی خانم میانسالی پرچمِ توی دستم را گرفت کمی توی دستش نگهش داشت، کمی حرکتش داد و بعد دوباره به من برگرداندش.
انگار فقط میخواست متبرک به پرچم شود.
تا آمدم بگیرمش یک خانم دیگر پرچم را از دستش گرفت پرچم را با غرور بالا برد و کمی تکانش داد
بعد بلند گفت: "این پرچم دست به دست میشه ولی روی زمین نمیافته!"
.
.
ما رأیت الا جمیلا...
#وطن
#مردمِعزیز
#روایت_جنگ_در_شهر_کوچک_من
#ما_رایت_الا_جمیلا
@Gozar1404
هدایت شده از جهان بانو
🔰عزیزکم روزی که این عکس را گرفتند، همان دورانی بود که همه عالم برای نابودی ما بسیج شده بودند.
همهی آدم بدهای عالم، مقابل همهی آدم خوبها.
بچههای زیادی هم سن تو بودند و بهشتی شدند.
همان زمان مردانی داشتیم که با موشک و تفنگ از وطن دفاع میکردند و ما بودیم و خیابان.
روز و شبها به خیابان میآمدیم تا آدم بدها شهر را نگیرند و شهر امن بماند برای زندگی.
این عکس هم برای یکی از همان روزهای مهمی است که آمدیم برای ماندن ایران، ماندن شما، بچههای ایران و همهی آدم خوبهای عالم امیدشان به ما بود تا پیروز شویم.
پرچمی که میبینی، خون سرخ یکی از زنهای بهشتی روی آن است.
عزیز مادر
ما با کمک خدا مقاومت کردیم و پیروز شدیم و با پیروزی ما، اسراییلی که نمیخواست شما در این دنیا زندگی کنید نابود و از نقشهی جهان حذف شد.
▫️قصهی این عکس را برای فرزندان آینده این سرزمین تعریف خواهیم کرد.
روز قدس ۲۲ اسفند ۱۴۰۴؛ تهران
✍🏻 #مهدیه_منافی
#اختصاصی
□ سایت | ایتا | بله
📢جهانبانو پایگاه خبری تحلیلی زنان و خانواده
https://eitaa.com/joinchat/1999044732Cc43266076c
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من ایران را دوست دارم
چون شعر دارد
هنر دارد
تاریخ دارد
وسوسه ماندن دارد...
وطن در دل آدمی باید باشد
وسط ظهر بود، سردی هوا کم شده بود
چندتا دختر بچه و پسر بچه داشتند توی کوچه بازی میکردند. یکباره صدای جنگندهای توی آسمان به گوش رسید.
یکی از بچه ها وسط بازی مشت هایش را گره زد و داد زد: "مرگ بر آمریکا"
باقی بچه ها پشت سرش تکرار کردند.
دوباره :"مرگ بر اسرائیل" و بقیه تکرار کردند.
بعد از شعاردادنشان، دوباره به بازیشان ادامه دادند...
#وطن
#مردمِعزیز
#روایت_جنگ_در_شهر_کوچک_من
@Gozar1404
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باید این شبها توی شهر ما باشید و سوز و سرمای هوا به سر و صورتتان خورده باشد تا بدانید چرا این صحنه سر ذوقم آورده.
باید غیرت را توی چهرهشان میدیدید که بدانید چرا از ته دل برایشان "لاحول و لا قوه الا بالله" خواندم و بهشان فوت کردم.
باید دست سرخ شده از سرمایشان را میدیدید، وقتی پرچم را محکم چسبیده بودند و چند کیلومتر پا به پای ماشینهای رژه خودرویی رکاب زدند و وقت تجمع با غرور و غیرت از دوچرخهشان پیاده شدند که پرچمهایشان را حین تجمع حرکت بدهند.
باید بودید میدیدید؛ هرچند میدانم در شهر خودتان هم کم از این پهلوانان ندارید.
از این پهلوانان کوچکِ نسل آلفا!
✍سیده فائزه موسوی
#وطن
#مردمِعزیز
#روایت_جنگ_در_شهر_کوچک_من
@Gozar1404
این رسمش نبود...
این رسمش نبود آقای عزیز
من حتی یکبار هم شما را از نزدیک ندیدم!
تلاش کردم اما نشد.
دلم را خوش کردم به روزی که با دست پر بیایم دیدنتان. دل خوش به رویای یک احسنت شنیدن از شما.
من حتی به این فکر کرده بودم وقتی آمدم دیدارتان برایتان گز بلداجی هدیه بیاورم.
و حتی به اینکه به جای انگشتر و چفیه، روی یک کاغذ، دستنوشته اختصاصی شما برای خودم را از شما هدیه بگیرم.
آقای عزیزِ ایران
تمام سهم من از دیدنتان فقط قاب تلویزیون بود!
حسرتِ از نزدیک ندیدنتان، این روزها عجیب دلِ زخمیام را نمک میپاشد...
#آقایعزیزِایران
@Gozar1404