eitaa logo
گذر 🌱
159 دنبال‌کننده
187 عکس
69 ویدیو
22 فایل
که دنیا محلِ گذر است! . . من سیده فائزه موسوی هستم🌱 و اینجا گذری ست برای کمی نوشتن، کمی کتاب، کمی زبان انگلیسی و شاید خیلی کمی های دیگر! @Sfa_Mousavi14 . لینک ناشناس: https://harfenashenas.ir//message.php?name=SFaezehMousavi
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از کانال نوید جعفرزاده
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باباااااا حالا مگه چی شده هی الکی گنده‌ش می‌کنید؟! یه چارتا پاسدار و چندتا صیاد و آدمای دیگه شهید شدن!!! تندروها معلومه کورتکس مغزتون باریکه و تو کودکی هم اتاق شخصی نداشتید وگرنه می‌فهمیدید که اساسا نیروی نظامی کارش شهید شدنه، الانم خوش به حالشون که عند ربهم یرزقونن! مهم اینه که به مذاکرات آسیبی نرسه و اینترنتم آزاد بشه... https://eitaa.com/navidjafarzade
وقت گذروندن با دانشجوهایی که نهایتِ سطح دغدغه‌شون فقط آزاد شدن اینترنته واقعا کسل کننده‌ست😔
میگن یکی از سوالایی که بعد از مرگ ازمون میپرسن اینه: "با جوونی‌ت چیکار کردی؟" . داریم با جوونی‌هامون چیکار می‌کنیم؟ @Gozar1404
یکباره خودشان را روی زمین دیدند: آدم یا "صفوه الله" روی کوه صفا، حوا یا "مرءه" (به معنای زن) روی کوه مروه. یاد بهشتِ برزخی که توی آن بودند، بودن در نزدیکی خدا و ملائکه، اشک به چشمان شان آورد. گریه امانشان نمی‌داد . هردو گریان و پریشان و پشیمان، رسیده بودند به یک صحرا. آنقدر گریه‌شان زیاد شد که جبرئیل نازل شد. . پنج نور را به آدم و حوا معرفی کرد: یا حمید و بحق محمد یا عالی بحق علی یا فاطر السموات و الارض بحق فاطمه یا محسن بحق الحسن یا قدیم الاحسان بحق الحسین . تا این پنج نور را نمی‌شناختند، بازگشت به بهشت برزخی ممکن نبود. با تکرار هر جمله، آن نور به آدم و حوا نشان داده می‌شد تا رسیدند به جمله‌ی آخر یا قدیم الاحسان بحق الحسین جبرئیل گفت و آن دو تکرار کردند، یکباره گریه‌شان شدید‌تر شد، شکسته‌تر شدند حزن قلبشان بیشتر شد... آدم در میان گریه‌هایش از جبرائیل خواست از این نور آخر بیشتر برایش بگوید، جبرئیل روضه‌ی اباعبدالله را خواند و داستان اباعبدالله را تعریف کرد. از شنیدن مصیبت اباعبدالله گریه شان شدیدتر شد. و گریه بر حسین (ع) درِ بازگشت به بهشت بود. . بعد از آن واقعه آن صحرا، عرفه نام گرفت، و آن روز یوم العرفه. مکان و زمانی که آدم و حوا، حسین (ع) را شناختند. صل الله علیک یا اباعبدالله ✍سیده فائزه موسوی @Gozar1404
من از روزی می‌ترسیدم که تصاویر خصوصی‌ات، روزنوشت‌های شخصی‌ات، شعرهای شنیده نشده‌ات، خاطرات محرمانه‌ات و دیدارهای منتشرنشده‌ات دیگر از طبقه محرمانگی درآیند و منتشر شوند. من از همه به دیدن این‌ها کنجکاوتر بودم و از همه به رسیدن چنین روزی نگران‌تر. حالا خامنه‌ای دات‌آی‌آر عکس تازه از تو گذاشته. قشنگ است. خوب افتادی‌ای. هرگز در این لباس‌ها ندیده بودیمت. ما ولی همان آیت‌الله خامنه‌ای رسمی و عمومی مقابل دوربین‌ها و تلویزیون‌ها را می‌خواهیم. عمامه بر سر بپیچ. قبای سرمه‌ای‌ات را به تن کن و عبا بر دوش بیفکن. باز از پشت آن پرده آبی بیا و برایمان دست بلند کن. ما به این روزها و تصویرها عادت نداریم... «مهدی مولایی» @m_molaie110
ما به این روزها و تصویرها عادت نداریم...
چرا امروز باید خوشحال باشیم؟ روز عید قربان ما در جنگ همیشگی با ابلیس به یک پیروزی رسیدیم. چه پیروزی؟ شیطان قسم خورده بود نگذارد ما بندگی کنیم. امروز انسان بندگی کرد و پوزه‌ی شیطان روی زمین مالیده شد. حضرت ابراهیم در مسیر بندگی حتی از جانِ فرزندش گذشت. @Gozar1404
عیدتون مبارک💚
گذر 🌱
چرا امروز باید خوشحال باشیم؟ روز عید قربان ما در جنگ همیشگی با ابلیس به یک پیروزی رسیدیم. چه پیروزی
این بیت شعرِ حافظ رو با دقت بخونید: مریدِ پیرِ مُغانم ز من مرنج ای شیخ چرا که وعده تو کردیّ و او به جا آورد
میگن منظور حافظ از شیخ، حضرت ابراهیمه. پس معنی بیت: ای شیخ از اینکه من مرید پیرمغانم ازم نرنج چون تو وعده دادی و پیرمغان وعده رو به جا آورد حالا منظور از پیر مغان چه کسیه؟ چه کسی وعده‌ی قربانی فرزند رو به جا آورد؟ چه کسی توی یک روز، نه فقط یک فرزند رو، در راه خدا قربانی کرد؟ صل الله و علیک یا اباعبدالله @Gozar1404
اگر شما هم قصد دارین برای با شکوه برگزار شدن عید غدیر یه کاری بکنید، شماره کارت زیر برای این کاره، حتی شده با ۵۰ هزار تومن مشارکت کنید🌻
5859831053860929
به نام سیده فائزه موسوی (بزنید روی شماره کارت، کپی میشه)