احساس میکنم وقتی که قرآن میخونم خیلی خوش اخلاق میشم و کلا یه آرامش و نظم خاصی پیدا میکنم🤌🏼😭✨
من دعاگوی توام هر شب و شب میداند...
دل من قبل تو آنقدر مناجات نداشت!
مهسا امیریان
من
خیلی سخت است وقتی خودت هم نمیدانی دارد چه اتفاقی برایت میافتد، درمورد آن اتفاقها بنویسی.
اما همیشه کارهای سخت؛ از کارهای آسان بهترند.
من هم تصمیم گرفتهام از اتفاقاتی که نمیدانم در مغزم افتاد یا قلبم بنویسم.
از دنیای بیرون؛ از آخرین باری که سوار تاب شدم و نمیدانستم که آخرین بار است. از اولین باری که پایم را به مدرسه گذاشتم و الف باکلاه و بیکلاه را یاد گرفتم. از شبی که تکلیفهای فردایش مانده بود و از آن ساعتی که فهمیدم خالق این جهان لایق پرستیدن است.
اما... همهاش این نیست؛ چند باری هم صدای شکستن قلبم را شنیدهام.
چند بار هم گریهام آنقدر شدت گرفت که چشمهایم تا چند ساعت درست نمیدید؛ بیچاره چشمهایم... چه چیزها که ندیدند! دیدند که چه کسی فریاد زد، دیدند که چه کسی گریه کرد، دیدند که چه چهرهای اخم کرد، دیدند که چه کسی به غمش خندید، دیدند که چه کسی در چند دقیقه پیر شد... فریاد زدن، گریه کردن، اخم کردن، به غم خندیدن و پیر شدن هیچگاه مهم نیست... 'چه کسی' مهم است.
قلب و مغزم به تفاهم نمیرسند.
مغز داد میزند: بدو! وقت کم است! کارهایت را بکن! آدم هارا ول کن! ناراحت نباش!
و قلب کمی پایینتر، آن گوشه، سمت چپ نشسته است و آرام میگوید: تو نگرانی. تو خستهای. گریهکن. اینهمه کار انجام بدهی که چه شود؟ بنشین زیر پتویت و کتابت را بخوان بخوان. مگر قرار است چقدر زندگی کنی...؟
_اِلآی وصالی
#متن_سبز
متنِسبز!
من خیلی سخت است وقتی خودت هم نمیدانی دارد چه اتفاقی برایت میافتد، درمورد آن اتفاقها بنویسی. اما
الان مغزم داشت میگفت بشین درستو بخون
قلبم گفت بخواب
منم به حرف قلبم گوش دادم:)))
هدایت شده از مَـوّاجـ...؛
در حرم امام رضا
اگرچه لایق نیستیم اما
دعاگوی همه بچههای عمار
و رفقا
اللخصوص
متن سبز
مرصاد
مفتاح
و مواعظ
بودیم:))
ان شاالله قسمت خودتون به زودی زود🙃💔