eitaa logo
متنِ‌سبز!
595 دنبال‌کننده
750 عکس
43 ویدیو
0 فایل
بخون عزیز من، برای تو نوشتم. آره، خودِ خود تو! دارم روحم رو براتون مکتوب می‌کنم:) کپی؟ متن ها فور بقیه‌ آزاد. شنوام @elay_13
مشاهده در ایتا
دانلود
من دعاگوی تو‌ام هر شب و شب می‌داند... دل من قبل تو آنقدر مناجات نداشت! مهسا امیریان
من خیلی سخت است وقتی خودت هم نمی‌دانی دارد چه اتفاقی برایت می‌افتد، درمورد آن اتفاق‌ها بنویسی. اما همیشه کار‌های سخت؛ از کار‌های آسان بهترند. من هم تصمیم گرفته‌ام از اتفاقاتی که نمی‌دانم در مغزم افتاد یا قلبم بنویسم‌. از دنیای بیرون؛ از آخرین باری که سوار تاب شدم و نمی‌دانستم که آخرین بار است. از اولین باری که پایم را به مدرسه گذاشتم و الف با‌کلاه و بی‌کلاه را یاد گرفتم. از شبی که تکلیف‌های فردایش مانده بود و از آن ساعتی که فهمیدم خالق این جهان لایق پرستیدن است. اما... همه‌اش این نیست؛ چند باری هم صدای شکستن قلبم را شنیده‌ام. چند بار هم گریه‌‌ام آنقدر شدت گرفت که چشم‌هایم تا چند ساعت درست نمی‌دید؛ بی‌چاره چشم‌هایم... چه چیز‌ها که ندیدند! دیدند که چه کسی فریاد زد، دیدند که چه کسی گریه کرد، دیدند که چه چهره‌ای اخم کرد، دیدند که چه کسی به غمش خندید، دیدند که چه کسی در چند دقیقه پیر شد‌‌... فریاد زدن، گریه کردن، اخم کردن، به غم خندیدن و پیر شدن هیچگاه مهم نیست... 'چه کسی' مهم است. قلب و مغزم به تفاهم نمی‌رسند. مغز داد می‌زند: بدو! وقت کم است! کارهایت را بکن! آدم ها‌را ول کن! ناراحت نباش! و قلب کمی پایین‌تر، آن گوشه‌‌، سمت چپ نشسته است و آرام می‌گوید: تو نگرانی. تو خسته‌‌ای. گریه‌کن. اینهمه کار انجام بدهی که چه شود؟ بنشین زیر پتویت و کتابت را بخوان بخوان. مگر قرار است چقدر زندگی کنی...؟ _اِلآی وصالی
متنِ‌سبز!
من خیلی سخت است وقتی خودت هم نمی‌دانی دارد چه اتفاقی برایت می‌افتد، درمورد آن اتفاق‌ها بنویسی. اما
الان مغزم داشت می‌گفت بشین درستو بخون قلبم گفت بخواب منم به حرف قلبم گوش دادم:)))
هدایت شده از مَـوّاجـ...؛
در حرم امام رضا اگرچه لایق نیستیم اما دعاگوی همه بچه‌های عمار و رفقا اللخصوص متن سبز مرصاد مفتاح و مواعظ بودیم:)) ان شاالله قسمت خودتون به زودی زود🙃💔
یادداشت؟! هه من می‌نویسم که یادم بره:)
جهان را به شاعران بسپارید مطمئن باشید کلمات را بیدار می کنند و در کّرت ها گل و گندم می کارند محمدرضا عبدالملکیان
کتاب چشم هایم در اورشلیم، به قلم خانم مریم مقانی یکی از کتاباییه که با خوندنش احساس گنگ بودن می‌کنین و انگار دارین یه کتاب امنیتی می‌خونین که فقط مال شماست😅✨ شما تا به آخرین نقطه‌ی کتاب برسین هییییچ حدسی نمی‌تونین بزنین و این خیلی کتاب رو جوذاب می‌کنه🌝 این روزا هم که همه جا بحث فلسطین داغه؛ خوندن این کتاب باعث می‌شه بیشتر به فکر فلسطین باشی و بری یه کار مهمی بکنی!🇵🇸 تیکه‌ای از کتاب: وسط توضیحاتم طاقت نیاوردم و گفتم " حاجی! چشمات منو هوایی می‌کنه. " حاج قاسم این بار نخندید. اخم کرد و انگشتش را به سمت قلبم نشانه رفت. _ " نذار هیج چشمی هوایی‌ت کنه! به هیچ چیز توی این دنیا دل نبند! وقت جدا شدن پوستت کنده می‌شه. " راست می‌گفت. این جدا شدن‌ها داشت جانم را بالا می‌آورد... 🆔 @Clad_girls | دختران چادری
کتاب " زندگی به سبک شهدا، دخترانه💗 " آرزوی اکثرررر ما بچه مذهبیا، بنده‌ی خوبی بودنه، بهتر خودمون رو شناختنه، بهتر خدارو شناختنه و در نهایت شهادت💘 نیاز به الگو داریم... چه الگویی بهتر از کسایی که خودشون به اون بالا مالاها رسیدن؟!☁️ این کتاب؛ توی ۱۱۰ صفحه و به صورت خلاصه توی نُه بخش یه نقشه‌ی راه بهمون داده‌🤌🏼 تیکه‌های کوچیک از زندگی شهدای مختلف رو یه جا جمع کنی‌، بهشون توضیح هم بدی که دقیقا چیکار کنن، جوری که هردختری همه‌ی این تیکه هارو بخونه و عمل کنه یکی از بهترین دختر خانومای خدا بشه؛ آقای عبدالعزیز فاتحی ماشاالله نداره؟!🌝 تیکه‌ای از کتاب: ' دانشجوی ساده ' خواستگارم یک دانشجوی ساده بود و هیچ‌چیز از خودش نداشت؛ اما پدر قبولش کرد. همه‌‌ی فامیل تعجب کرده بودند ولی جواب پدر این بود: به خاطر ایمان، تقوا و بسیجی بودنش قبولش کردم. _شهید صیاد شیرازی 🆔 @Clad_girls | دختران چادری