متنِسبز!
اینجوری که پیش میره میرسیم به ۷۰۰
دی سال پیش رسیدیم به ۷۰۰
دی امسال میرسیم به ۶۰۰
متنِسبز!
کتاب رویای نیمه شب رو برای بار دوم پریشب تموم کردم. فکر کنم همهتون خونده باشیدش و نیازی به توضیح نب
کتاب دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل رو تموم کردم. به قلم آقای هاروکی موراکامی.
داستان کوتاه بود. چندتا داستان اول به نظرم مسخره و بیمنطق اومدن؛ ولی داستانای آخر واقعا قشنگ بودن. واقعا بعد تموم کردنش اینجوری بودم که وااااووو. قلم آقای موراکامی قشنگ همون قلمیه که من آرزوش رو دارم. بین واقعیت و رویا نوشتن خیلی حس خوبی داره.
کاملا پیشنهاد میشه.
هدایت شده از اسرا.
_پس کجایی؟ کجایی تویی که میگی هستی همیشه؟
+من دقیقا همینجام.
_کجا؟ نشونم بده!
+من نزدیک توئم، خیلی نزدیک.
به نقطهای از زمین، دقیقا کنار خودش اشاره کرد.
_اینجایی؟
+نزدیکتر.
به آغوشش اشاره کرد.
_نزدیکتر از اینجا؟
+اوهوم.
_خودت نشون بده کجایی خب! مگه بیستسوالیه؟!
+به آسمون نگاه کن.
پوزخندی زد.
_این بود نزدیک بودنت؟ آسمون که خیلی دوره فیلسوف!
نسیمی دور گردنش را گرفت.
_اینجایی؟ انقدر نزدیک؟
+اگه بخوام اینجا باشم خیلی بهت دورم. ولی فقط این رگ گردنته که نزدیکی منو برات قابل درک میکنه.
_...
ق ۱۶
و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم.
برای متن سبز.
متنِسبز!
_پس کجایی؟ کجایی تویی که میگی هستی همیشه؟ +من دقیقا همینجام. _کجا؟ نشونم بده! +من نزدیک توئم، خیلی
ممنونم😭✨️
عاشق دیالوگ خوندنم. خیلی قشنگ بود.
متنِسبز!
لوکیشن همیشگی:)
یکی توی ناشناس گفته بود هروقت میاد اینجا هر دختری رو میبینه فکر میکنه منم. باید بگمکه واقعا منم همینطور😭 حس میکنم همه اونجا از ممبرای متن سبزن.
متنِسبز!
لوکیشن همیشگی:)
آقای مختارزاده یکم پیش خدا برامون پارتی بازی کنید تا ماهم تو این شب آرزوها به آرزومون برسیم...