شاید بعدا درست بشه
ولی من الان بخاطرش غمگین ترین،بغضی ترین،و تنهاترینم.
| دلی` |
قهوهٔ سبز؛
تمام یادگاریش، تمام خاطرات او خلاصه در دوچیز بود.
فنجان قهوه دست نخورده، گردنبد دستساز؛)
قهوهٔ سبز؛
کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای؟
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم .
قهوهٔ سبز؛
مثلِیكمعجزهای ، علتِایمانِمني ؛
همههانُبلههستند ، شماجانِمني ! .