قهوهٔ سبز؛
تمام یادگاریش، تمام خاطرات او خلاصه در دوچیز بود.
فنجان قهوه دست نخورده، گردنبد دستساز؛)
قهوهٔ سبز؛
کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای؟
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم .
قهوهٔ سبز؛
مثلِیكمعجزهای ، علتِایمانِمني ؛
همههانُبلههستند ، شماجانِمني ! .
قهوهٔ سبز؛
شاید بعدا درست بشه ولی من الان بخاطرش غمگین ترین،بغضی ترین،و تنهاترینم. | دلی` |
انگار بال های اون پروانهٔ توی قلبم رو کندن . . .
| دلی` |
قهوهٔ سبز؛
انگار بال های اون پروانهٔ توی قلبم رو کندن . . . | دلی` |
همزمان با آرزوی اینکه کاش آخرین شب زندگیت باشه ساعتتو کوک میکنی برای فردا صبح که خواب نمونی برای امتحان 🦦💔