eitaa logo
𐙚حامیم‌لندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
1.1هزار دنبال‌کننده
13.2هزار عکس
6.9هزار ویدیو
29 فایل
به‌نامِ‌خالقِ‌نور🌝 <قد‌یه‌دریا‌به‌توعشق‌دادم‌ولی‌حقت‌نبود❤️‍🩹. کد:𝟐𝟔𝟎🎟 تاسیس:-1404/4/3 مالک: @yasnaaa346 ناشناس:https://eitaa.com/nashenas_app/app? من‌اینجا‌حامی‌حامیم‌شدم🤍 جایی‌برای‌بیان‌افکار‌‌و‌احساساتم‌به‌عنوان‌یک فن‌مسئولیت‌پذیر‌در‌قبال‌آیدلش.
مشاهده در ایتا
دانلود
یسنا پارت میدی دیگه؟ 🥺
𐙚حامیم‌لندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆ Creator: Yasna • 𝔓𝔞𝔯𝔱 18 • ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆ Creator: Yasna • 𝔓𝔞𝔯𝔱 19 • ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─ این پارت بر اثر واقعیته:) عمو: نیلا می‌ترسی؟ نیلا: نه چرا رعنا: از قیافت معلومه (خنده) نیلا: اره میشه سرعت و کم کنی عمو: اره کوچولو (خنده) رعنا: عمو اینجا نگه دار بنظر جای خوبی میاد نیلا: اره خوبه پناه: اوم عمو نگه داشت پیاده شدیم و رفتیم گل فروشی ایهان: بیایید اینجا نیلا: پناه عکس گلو بفرست که سفارش بدیم پناه: باشه نیلا: آقا این گل رو اگه درست کنید چقدر طول می‌کشه ....: فردا صبح آمادست آیهان: تا چه ساعتی ....: هفت مغازه بازه میتونید بیایید تحویل بگیرید فقط شمارتون رو بدید که باهاتون تماس بگیرم نیلا: بله بفرمایید بزنید ...........‌09 .....: ممنون تماس میگیرم نیلا: فعلا از گل فروشی آمدیم بیرون نیلا: دایی برو خرازی برای تزیین سینی ها مروارید ریسه ای لازمه پناه: سینی کرایه کردید؟ یا خودتون درست میکنید عمو: کرایه کردیم نیلا: درست میکردیم زیاد هزینه میشد و بهتر بود کرایه کنیم رعنا:اره خیلی قشنگن پناه: جدی؟ واجب شد ببینمشون تو مغازه~> نیلا: چهار ریسه خوبه ؟ پناه: کم میشه ها رعنا: اره کافیه پناه: نیلا کم میشه نیلا: خب شیش تا بر میدارم پناه،رعنا~> اوکی ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─ ...༻ بـقـیـه در پـارت بـعـد ༻...
𐙚حامیم‌لندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆ Creator: Yasna • 𝔓𝔞𝔯𝔱 19 • ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆ Creator: Yasna • 𝔓𝔞𝔯𝔱 20 • ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─ این پارت بر اثر واقعیته:) از زبان پناه: نیلا مرواریدارو خرید از مغازه آمد بیرون تو راه به سمت ماشین بودیم که حامی و رفیقشو دیدیم حامی: سلام خوبین پناه،رعنا،نیلا~> سلام مرسی تو خوبی حامی: سلام( رو به پناه دستشو دراز کرد) پناه: سلام(هول شد) حامی: دست بده خب پناه: (دستشو دراز کرد سمت حامی) از زبان حامی: پناه وقتی منو دید هول شد بهش گفتم دست بده وقتی دستشو دراز کرد دستشو فشار دادم که صداش در آمد پناه: چته گاو درد گرفتتت حامی: (خنده) نیلا: من دست نمیدم بهت به قول پناه گاوی(خنده) حامی: ای بابا (دستش رو سمت رعنا گرفت) رعنا هم بهش دست داد خدافظی کردیم رفتیم تو ماشین هیچ حرفی نزدیم و سکوت سختی بینمون بود عمو : پناه میری خونه یا میایی خونه عمه مینا پناه: با شما میام دیگه عمو: باشه رسیدیم رفتیم آریا و امین رامین رفتن بازی عمو نشسته بود کنار ما به وسایل نگاه میکرد نیکا: رعنا سینی لباسو تزیین کن پناه سینی چادر عروس نیلا تو هم سینی قند رو منم شیرینی ها رو می‌چینمو ظرف نقل رو آماده میکنم همه~> اوکی بعد از تزیین > پناه: نیکا خوبه ؟ نیکا: ام.... اره عالی شد نیلا: سینی قند سنگین شد یه مرد باید برش داره آراد(همسر نیلا: من بردارم؟ ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─ ...༻ بـقـیـه در پـارت بـعـد ༻...