𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆ Creator: Yasna • 𝔓𝔞𝔯𝔱 18 • ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆
Creator: Yasna
• 𝔓𝔞𝔯𝔱 19 •
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
این پارت بر اثر واقعیته:)
عمو: نیلا میترسی؟
نیلا: نه چرا
رعنا: از قیافت معلومه (خنده)
نیلا: اره میشه سرعت و کم کنی
عمو: اره کوچولو (خنده)
رعنا: عمو اینجا نگه دار بنظر جای خوبی میاد
نیلا: اره خوبه
پناه: اوم
عمو نگه داشت پیاده شدیم و رفتیم گل فروشی
ایهان: بیایید اینجا
نیلا: پناه عکس گلو بفرست که سفارش بدیم
پناه: باشه
نیلا: آقا این گل رو اگه درست کنید چقدر طول میکشه
....: فردا صبح آمادست
آیهان: تا چه ساعتی
....: هفت مغازه بازه میتونید بیایید تحویل بگیرید فقط شمارتون رو بدید که باهاتون تماس بگیرم
نیلا: بله بفرمایید بزنید ...........09
.....: ممنون تماس میگیرم
نیلا: فعلا
از گل فروشی آمدیم بیرون
نیلا: دایی برو خرازی برای تزیین سینی ها مروارید ریسه ای لازمه
پناه: سینی کرایه کردید؟ یا خودتون درست میکنید
عمو: کرایه کردیم
نیلا: درست میکردیم زیاد هزینه میشد و بهتر بود کرایه کنیم
رعنا:اره خیلی قشنگن
پناه: جدی؟ واجب شد ببینمشون
تو مغازه~>
نیلا: چهار ریسه خوبه ؟
پناه: کم میشه ها
رعنا: اره کافیه
پناه: نیلا کم میشه
نیلا: خب شیش تا بر میدارم
پناه،رعنا~> اوکی
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
...༻ بـقـیـه در پـارت بـعـد ༻...
𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆ Creator: Yasna • 𝔓𝔞𝔯𝔱 19 • ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆
Creator: Yasna
• 𝔓𝔞𝔯𝔱 20 •
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
این پارت بر اثر واقعیته:)
از زبان پناه:
نیلا مرواریدارو خرید از مغازه آمد بیرون تو راه به سمت ماشین بودیم که حامی و رفیقشو دیدیم
حامی: سلام خوبین
پناه،رعنا،نیلا~> سلام مرسی تو خوبی
حامی: سلام( رو به پناه دستشو دراز کرد)
پناه: سلام(هول شد)
حامی: دست بده خب
پناه: (دستشو دراز کرد سمت حامی)
از زبان حامی:
پناه وقتی منو دید هول شد بهش گفتم دست بده وقتی دستشو دراز کرد دستشو فشار دادم که صداش در آمد
پناه: چته گاو درد گرفتتت
حامی: (خنده)
نیلا: من دست نمیدم بهت به قول پناه گاوی(خنده)
حامی: ای بابا (دستش رو سمت رعنا گرفت)
رعنا هم بهش دست داد خدافظی کردیم رفتیم تو ماشین هیچ حرفی نزدیم و سکوت سختی بینمون بود
عمو : پناه میری خونه یا میایی خونه عمه مینا
پناه: با شما میام دیگه
عمو: باشه
رسیدیم رفتیم آریا و امین رامین رفتن بازی
عمو نشسته بود کنار ما به وسایل نگاه میکرد
نیکا: رعنا سینی لباسو تزیین کن
پناه سینی چادر عروس
نیلا تو هم سینی قند رو
منم شیرینی ها رو میچینمو ظرف نقل رو آماده میکنم
همه~> اوکی
بعد از تزیین >
پناه: نیکا خوبه ؟
نیکا: ام.... اره عالی شد
نیلا: سینی قند سنگین شد یه مرد باید برش داره
آراد(همسر نیلا: من بردارم؟
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
...༻ بـقـیـه در پـارت بـعـد ༻...
𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆ Creator: Yasna • 𝔓𝔞𝔯𝔱 20 • ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═
پارت 19و20 تقدیم نگاهتون🤍✨
•~~~~~~~~~~~~~~~~~•
پ.ن: حامی چرا دست بچه رو فشار میدی🗿
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای نازو اداتو قربون
ادیت جدیدم:)
#مالک
کلی فیلم خام برای ادیت دارم وقتی میرم ادیت بزنم فیلما که غیب میشن هیچ تمام ایده های تو سرم هم از بین میره🗿💔