eitaa logo
-سکوی‌شماره85-
205 دنبال‌کننده
58 عکس
13 ویدیو
1 فایل
روییده‌از‌میان‌کلمات؛ لابه‌لای سطر های بی‌پایان و عطر قهوه سرد. ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8ri39tm&btn=Hiam؛ کپی؟سرقت ادبی ممنوع❌ خوشبختانه اینجا از قابلیت فور وارد برخورداره.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از هِوال ☫ ؛
[ من کُنت مولاه فهذا علیٌ مولاه ] امسال تصمیم گرفتیم به مناسبت عید غدیرِ خم میونِ مردمِ کف خیابون گیفت پخش کنیم 🌱 ‌. گیفتمون چیه ؟! ۵۹ عدد شمع اونم از نوعِ یاعلی -ع پ.ن : به علت اینکه نامِ مولا رویِ شمع هست بدون فیتیله سفارش میدیم ✨ اگه شما هم دوس دارین تویِ این کار سهیم باشین و دلِ مردم خوبُ پایِ کارمون رو شاد کنین . سهمِ شما هرچقدر کرمتون هست 💚 .
6037998208130145
[ رویِ شماره کارت بزنین کپی میشه ] به نام جلالی *رسید رو به آیدی زیر بفرستین 🌱 . @im_seyedehzeinab
میدانم، میدانم؛ روزی هم در این روزگار خواهد رسید که من نباشم یا تو. اما به هر تعبیر میدانم تفاوت نمیکند چه من دور از تو و چه تو دور از من، تراوشات ذهن پر از کاغذ و امضا و عکس و خاطره و خطخطی‌ام را به خاطر میسپاری. میدانم هر چند اگر فرسخ ها از هم دور باشیم، حتی اگر صاعقه و باد و طوفان و خزان و هرچه و هرچه دنیایمان را در بر بگیرد تو دست هایم را رها نمیکنی و من هم. واژه ها حقیرند برای توصیفش، اصلا بگذار راجع به این سخن نگوییم؛ بگذار سر بسته بماند میان من و تو؛ میانِ ما... -خانومِ‌اِف-
محبوبم امروز صبح برات صبحانه مفصلی درست کردم، اما چون وجود خارجی نداری همشو خودم خوردم.🎀🗿💁🏻‍♀️
خلاصه که من آدم آرومیم و سعی کن بازی نکنی با روحیَم.🗿
دستو پا گر بشکند با نسخه درمان میشود چشم گریان هم دمی با بوسه خندان میشود ای خدا هرگز نبینم بشکند قلب کسی دل شکسته باطنش از ریشه ویران میشود :)))
گفت پیغمبر اکرم وسط خطبه عقد چقَدَر فاطمه‌یِ من به علی می‌آید...)
(من دلم تا ابد شیر کاکائو میخواد)
هدایت شده از "پنجره چوبی"
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بزنید که امتحانا مجازی شه 😂
-نامه شماره پنج به آقای هیچکس- کنج کدام اتاق؛ درون کدام صندوق؛ روی کدام نیمکت؛ بالای کدام ساختمان؛ لابه‌لای گلبرگ های کدام گل پیدایش کنم؟ زندگی را میگویم آقای هیچ‌کس... زندگی را میگویم؛ شاید باید زغال کتری چوپان را هم نگاهی مینداختم. یا شاید هم به خنده سرخوشانه کودکان با دقت بیشتری گوش میسپردم. نمیدانم؛ نمیدانم. کلمه ها میآیند توی سرم و تا میخواهم برایت بگویمشان محو میشوند. تو کجا دنبالش گشته ای؟ بگذار حدس بزنم؛ حتماً رفته ای به ترک دست های پیر مرد نانوا خیره شده ای، شاید هم به انعکاس تصویر خودت درون شیشه دودی ماشین گوشه خیابان. خب تو فرق داری دیگر، کارهایت هم همیشه فرق دارد. زندگی را هم در چیز های متفاوتی میابی. نمیدانم؛ نمیدانم. -خانومِ‌اِف-