دستو پا گر بشکند با نسخه درمان میشود
چشم گریان هم دمی با بوسه خندان میشود
ای خدا هرگز نبینم بشکند قلب کسی
دل شکسته باطنش از ریشه ویران میشود :)))
#طیفِ_شعر
-نامه شماره پنج به آقای هیچکس-
کنج کدام اتاق؛ درون کدام صندوق؛ روی کدام نیمکت؛ بالای کدام ساختمان؛ لابهلای گلبرگ های کدام گل پیدایش کنم؟
زندگی را میگویم آقای هیچکس... زندگی را میگویم؛
شاید باید زغال کتری چوپان را هم نگاهی مینداختم. یا شاید هم به خنده سرخوشانه کودکان با دقت بیشتری گوش میسپردم.
نمیدانم؛ نمیدانم.
کلمه ها میآیند توی سرم و تا میخواهم برایت بگویمشان محو میشوند. تو کجا دنبالش گشته ای؟
بگذار حدس بزنم؛ حتماً رفته ای به ترک دست های پیر مرد نانوا خیره شده ای، شاید هم به انعکاس تصویر خودت درون شیشه دودی ماشین گوشه خیابان. خب تو فرق داری دیگر، کارهایت هم همیشه فرق دارد. زندگی را هم در چیز های متفاوتی میابی.
نمیدانم؛ نمیدانم.
#ساکنِ_صفحه_سفید
#از_دفتر_هیام
-خانومِاِف-