eitaa logo
هیچ²
1.6هزار دنبال‌کننده
379 عکس
24 ویدیو
0 فایل
-سوداگرِ خیالم‌ و سرمایه‌دارِ هیچ‌ خودمونی تره: @hhhhhan
مشاهده در ایتا
دانلود
مث روانشناسی که افسردگی داره؛!
https://harfeto.timefriend.net/17224282172895 اگه خواستین چیزیو با مدیر درمیون بزارید . . -https://eitaa.com/HHEECCH
خاکستر سیگارش را تکاند و آهسته پلک زد باز هم تنهایی و یک سکوتی که از فریاد دردناکِ احساساتش بلند تر بود. روی صندلیش، پشت میز به شومینه در حال سوختن خیره شده بود و آتش سیگارش هم.. حسادت میکرد به آتشی که هیچوقت نمیتوانست داشته باشد بزرگی ای که هیچوقت نمیتوانست بدست بیاورد جز با تقدیم کردن خودش به بالاترین ها شومینه ها و خورشید ها. به پنجره هایش خیره شد مثل تابلوهایی که به جنگل کاج هایی راه داشت که چند باری توی ان ها گم شده بود اما به خوبی با اشک های رنگیِ قلمِ نقاشش آشنا شده بود. - حقیقت با تو قهر کرده مَرد. نگاهش را روی دختر کوچک زبان دراز برگرداند در ادامه سیگارش را توی فنجان سرد شده قهوه انداخت که با صدای لذتبخشی خاموش شد، آتش کوچولوی بلند پرواز. زمزمه کرد "یک جرعه حقیقت" - میخواهم چیزی را به تو بگویم + بگو - دیروز که خواب بودی از پنجره ی چشمانت رسیدم به ساحل مغزت و دنبال احساساتت گشتم اخم های مرد مثل رعدِ آسمان پیشانی اش را خراشید و به دخترک سفید پوش خیره شد - وقتی پیدایشان کردم دستم زخم شد + نباید به انها دست میزدی. - چطور آنهمه چیز های تیز را در خود نگه داشتی؟ چشمان مرد مشکی بود و خسته ولی چیزی درون انها لحظه ای برق زد شاید برق آتش شومینه باشد یا برق شومینه درونش. + هدف. آنها خورده شیشه های احساساتم اند. نگهشان داشتم تا صاحب تابلوهایم بخورد. - اسمشان پنجره است، نه تابلو. + میدانم. -گچپژ
هدایت شده از خلسـہ
ـــــــ ـ با عزیزان درنیامیزد دل دیوانه‌ام در میان آشنایانم، ولی بیگانه‌ام .. . - خلسـہ -
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«🕯» یادت نره رفیق منو بین موکبا
کافی بود وعده‌ای قرص‌هایم را یادم برود، زندگی همان باتلاق گندیده و متعفن بود که زنده ماندن پشیزی نمی‌ارزید و پنجره راه نجاتی برای فرار از این ذلت بود؛
هیچ²
-کهکشان چشم ها.
-کهکشان چشم ها.
صدایی که از تهِ عمق وجودم کمک میخواستو خفه کردم، آدمی که خودش نیاز به حرف زدن داشتو ساکت کردم، دندونمو محکم زدم بهم، یه لبخند زدم و گفتم خب چرا خوب نیستی؟!
خیلیا فقط تو مجازی برونگران!
وقتی 15سالت بودومن بهت گفتم که دوستت دارم صورتت از شرم قرمز شد و سرت روبه زيرانداختی ولبخندزدی وقتی که 20 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم، سرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از اين که منو از دست بدی وحشت داشتی!وقتی که 25 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم،صبحانه مو آماده کردی و برام آوردی، پيشونيم رو بوسيدی، گفتی بهتره عجله کنی، داره ديرت میشه وقتی 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم،بهم گفتی اگه راستی راستی دوستم داری بعد از کارت زود بيا خونه!وقتي 40 ساله شدی و من بهت گفتم که دوستت دارم،تو داشتی ميز شام رو تميز میکردی و گفتی باشه عزيزم ولی الان وقت اينه که بری تو درسها به بچه مون کمک کنی وقتي که 50 سالت شد و من بهت گفتم که دوستت دارم ،تو همونجور که بافتنی میبافتی بهم نگاه کردی و خنديدی!وقتي 60 سالت شد بهت گفتم که چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند زدی وقتی که 70 ساله شدی و من بهت گفتم دوستت دارم ،در حالی که روی صندلی راحتيمون نشسته بوديم من نامه های عاشقانه ات رو که 50 سال پيش برای من نوشته بودی رو می خوندم و دستامون تو دست هم بود!وقتی که 80 سالت شد، اين تو بودي که گفتی که من رو دوست داری نتونستم چيزی بگم فقط اشک در چشمام جمع شد اون روز بهترين روز زندگی من بود، چون تو هم گفتی که منو دوست داری
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه مُردم چی؟ اگه قبل اربعین چشامو بستم چی؟ -هیچ
سر یه آدمو به زور بگیر زیرآب. بعدش بهش بگو؛ تلاشتو کن، مطمئنم اگه خودت بخوای میتونی زنده بمونی. الانم گفتن حرفای انگیزشی توی این وضعیت به من، دقیقاً همینقدر احمقانه و مسخره میتونه باشه