راه خوابیدن، بیدار شدن، درست غذا خوردن، فکر کردن، کار کردن، درس خوندن، تفریح و خوش گذرونی، استراحت، دعوا کردن، بحث کردن، زندگی کردن، زندگی کردن..
راه زندگی کردنو گم کردم؛
-سپیده
هیچ²
یه افسانه هست که میگه: اگه کسی به دلت نشست، حتما توی باطنش یهچیزی هست که صدات کرده یا صداش کردی اون
یه افسانه هست که میگه: اینکه شما از زندگیتون راضی هستید یا نه مربوط به زندگی قبلی شماست و این زندگی مثل یه پاداش یا تنبیه میمونه؛!
مردم اینجا چقدر مهربانند
دیدند کفش ندارم ، برایم پاپوش دوختند
دیدند سرما می خورم ، سرم کلاه گذاشتند
و چون برایم تنگ بود کلاه گشادتری سرم گذاشتند و دیدند هوا گرم شد
پس کلاهم را برداشتند
و چون دیدند لباسم کهنه و پاره است به من وصله چسباندند
چون از رفتارم فهمیدند که سواد ندارم ، محبت کردند و حسابم را رسیدند
خواستم در این مهربانکده خانه بسازم
نانم را آجر کردند گفتند کلبه بساز
روزگار جالبی است مرغمان تخم نمی گذارد ولی هر روز گاومان می زاید.
قصه ی ما به سر رسید
و سر تازه آغاز قصه هاست.
خیمه ها میسوزند
چادر ها از سر کشیده می شوند
تازیانه ها به بدن ها میخورند
سیلی ها بر صورت کودکان می نشینند
سنگ و خار بیابان پاهای برهنه را امان نمیدهند
قصه به اوج حزن میرسد
اهل حرم و چشم های حرامیان
دست های بسته و سر های به نیزه بلند شده بزم کوفیان و هلهله ی شامیان.
تنها منتقمِ حسینِ زهراست این قصه را پایان میدهد
#اربعین