ـ
يك سال پيش مى خواستم براى عده اى از آدما بميرم، يك سال بعد؛ نصف اون آدما براى من مُرده به حساب ميومدن
گفت:"اگه یه روزی بخوام برم چی؟!"
با لبخند نگاه چشمای نگرونش کردم.
نگاهش که بارون شد و آشوب تر گفتم:
"خب ببین بستگی داره...
وقتی یه غریبه میاد خونتون و میخواد بره، نهایتش یه خداحافظی میکنن و تموم...
مهمون آشنا که میاد، بخواد بره تا دم در میرن برای بدرقه ش...
دوست و رفیقی باشه که میره یه کاسه آبم موقع بدرقه ش میریزن پشت سرش که شاید دوباره برگرده..
عزیزتر که باشه تا لحظه ی رفتن دنبالش میرن، ترمینال، فرودگاه و از زیر قرآن ردش میکنن و از خدا میخوان که سلامت یه روزی بهشون برش گردونه..."
حواسش پرت حرفام بود که محکم بغلش کردم و کنار گوشش گفتم:
"تو نه غریبه ای که با یه خداحافظی خشک و خالی بری...
نه اون دوست و مهمون و عزیزی که با یه کاسه آب و فرودگاه اومدن و از زیر قرآن رد کردن بری و تموم شی...
یه سری آدمام هستن که با رفتن تموم نمیشنادامه پیدا می کنن.
مثل تو برای من
تو عشقیجان و دلی
همه ی منیشعر و غزلمی تو.
از چی میترسی فداتشم!؟
امتحانش که ضرر نداره...
سنگ مفت
دل عاشقتم مفت...
بشکن
ببین کیه که اعتراض کنه!؟
رسم دلبری پیشه کن و برو...
بعدش ببین که تا قله ی قافم که شده دنبالت میام و برت میگردونم همینجا توو همین خونه و همینجوری بغلت میگیرم و کنار گوشت باز زمزمه میکنم دیدی رفتنم از من دورت نکرد؟!"
هیچی نگفت و توو سکوت دستاشو محکم بست دورم و مثل خودم آروم زمزمه کرد:
"فکر نکن نفهمیدم با اون زبونت و حرفات که شبیه شعر میمونن
باز خرم کردیا
ازش فاصله گرفتم و با خنده گفتم :
"نگوبلا نسبتِ خر عزیزم!!!"
بعد پا گذاشتم به فرار،با داد افتاد دنبالم که بگیردم...
هیچ هم حواسش نبود که قرار بود من تا قله ی قاف دنبالش برم انگار
#مناسب_پادکست
هیچ²
یه افسانه هست که میگه: ترقوه از اول افقی نبوده؛ تو ابتدای خلقت وقتی یه عاشق ترقوهی معشوقشو میبوسه،
یه افسانه هست که میگه: رویاها و کابوسهای ما انعکاسی از احساسات واقعی ما هستن، وقتی یه احساسی داریم که بروزش نمیدیم این احساس تو ناخودآگاه ما پنهان میشه و تو خواب میاد سراغمون؛!
اینکه مشکلی دارین و بهتون میگن "میگذره"، لزوما معنیش این نیست که خوب میشه. گاهی فقط به زخمات عادت میکنی، یاد میگیری باهاشون زندگی کنی، با اینکه همیشه حسشون میکنی؛
من مثل اون قابلمه پر از شیرم که الان سراومده و ریخته رو گاز دیگه دارم کم کم ته میگیرم و نابود میشم.