؛
یا سریع الرضا اغفر لمن لایملک الا الدعا .
ای کسی که زود راضی میشی
رحم کن بر کسی که جز دعا، چیزی نداره.
[ دعای کمیل ]
- حامیم -
- برای آسمون ِدلگیر از غم عزیزامون .
__
بعد برایش نوشتم، عزیز ِمن احوال وطن احوال ِدل ماست، هر روز زخمی بر زخمی و رنجی بر رنجی، کاش نجف بودم و به حال ِدل خود، و اوضاع مملکت، دلی سبک میکردم و اشکی میریختم مفصل، غم غیرت داشته باش، بذار حل بشیم به نامت. [ #حامیمنویس ]
- حامیم -
- و دیدار امروز -
__
عادت داشتم برایشان نامه بنویسم، کوچکتر که بودم مادرم با ذوق کنارم مینشست تا با همان خط ِدست و پا شکستهی کودکی برای حضرت آقا نقاشی بکشم و چیزی بنویسم، اما امروز که ده و اندی سال سن داشتم نماز صبح را خواندم و حاضر شدم تا نامهی ایندفعه را بعد از ده سال دوری حضورا خدمتشان بدهم .
رسیدم، همانطور که صف حرکت میکرد و سیل جمعیت در کوچهها به انتظار نشسته بودند زیر لبم این شعر را زمزمه میکردم؛
خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد
آرزومند نگاری به نگاری برسد . . . ؛
رسیدیم، کودکان ِقد و نیم قدی که ساعتها چشم انتظار بودند بیقراری میکردند، درب باز شد پردهها کنار رفت همان نور ِمعروفی که هرکس به دیدارشان رفته و دیده، نمایان شد و چشمهایی که از اشک پر شده بود، خلاصه بگویم نامه را تحویل دادم از احوال خود و وطن نوشتم، به امید گوشه چشمی . [ #حامیمنویس ]
- حامیم -
__ عادت داشتم برایشان نامه بنویسم، کوچکتر که بودم مادرم با ذوق کنارم مینشست تا با همان خط ِدست و پ
؛
نصیب ِما ز ِتو چیزی به غیر ِدیدن نیست
خدا نگیرد از این عاشقان تَماشا را؛ [ #لاادری ]