eitaa logo
- حامیم -
2.4هزار دنبال‌کننده
389 عکس
137 ویدیو
13 فایل
- یامُستعان . • رسانہ‌ي‌‌‌‌‌‌‌‌فرهنگي‌هنري‌ِحامیم ؛ • بنده را نام ِخویشتن نبود هرچه ما را لقب دهند آنیم🤍 . • در انتشار مُتون با حفظ ِنام حامیم کوشا باشید، رسانہ‌ باشید اما با حفظ ِلوگو . حامیم؛ از حُسین تا مهدی - ١٤٠١/٠٩/٢٧ ٢٣:١٤
مشاهده در ایتا
دانلود
- حامیم -
- برای آسمون ِدلگیر از غم عزیزامون .
__ بعد برایش نوشتم، عزیز ِمن احوال وطن احوال ِدل ماست، هر روز زخمی بر زخمی و رنجی بر رنجی، کاش نجف بودم و به حال ِدل خود، و اوضاع مملکت، دلی سبک می‌کردم و اشکی می‌ریختم مفصل، غم غیرت داشته باش، بذار حل بشیم به نامت. [ ]
؛ همه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشد اگر احتمال دارد به قیامت اتصالی؛ [ ]
- یا‌فارجَ‌كُل ِمَهموم -
- و دیدار امروز -
- حامیم -
- و دیدار امروز -
__ عادت داشتم برایشان نامه بنویسم، کوچک‌تر که بودم مادرم با ذوق کنارم می‌نشست تا با همان خط ِدست و پا شکسته‌ی کودکی برای حضرت آقا نقاشی بکشم و چیزی بنویسم، اما امروز که ده و اندی سال سن داشتم نماز صبح را خواندم و حاضر شدم تا نامه‌ی ایندفعه را بعد از ده سال دوری حضورا خدمت‌شان بدهم . رسیدم، همانطور که صف حرکت می‌کرد و سیل جمعیت در کوچه‌ها به انتظار نشسته بودند زیر لبم این شعر را زمزمه میکردم؛ خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد آرزومند نگاری به نگاری برسد . . . ؛ رسیدیم، کودکان ِقد و نیم قدی که ساعت‌ها چشم انتظار بودند بی‌قراری میکردند، درب باز شد پرده‌ها کنار رفت همان نور ِمعروفی که هرکس به دیدارشان رفته و دیده، نمایان شد و چشم‌هایی که از اشک پر شده بود، خلاصه بگویم نامه را تحویل دادم از احوال خود و وطن نوشتم، به امید گوشه چشمی . [ ]
- حامیم -
__ عادت داشتم برایشان نامه بنویسم، کوچک‌تر که بودم مادرم با ذوق کنارم می‌نشست تا با همان خط ِدست و پ
؛ نصیب‌ ِما‌ ز ِتو‌ چیزی‌ به‌ غیر‌ ِدیدن‌ نیست خدا‌ نگیرد از این ‌عاشقان ‌تَماشا‌ را؛ [ ]
- يامَن‌هوَبِمن‌رَجاهُ‌كريم -
22.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- ‌چقدر در تن ِتو آرزو فراوان است🧡 .
- حامیم -
- ‌چقدر در تن ِتو آرزو فراوان است🧡 .
__ شجریان رو پخش بود؛ یارم به یك لا پیراهن . . دیگه دیدم قضیه‌ی این موزیک‌آ داره غیرتی میشه زدم قطع کردمش، گفتم جناب ِشجریان ما به قدر کافی جیگر‌مون تو دلتنگی انار ِاز مزاحم‌های اطراف آدم مورد علاقه‌مونم که دیگه ... معاذالله، شما دیگه بحث پیراهن و چه و چه رو نکش وسط سر صبحی . همینطور که به قول امروزیا پلی‌لیستم میرفت عین بید می‌لرزیدم ولی یچی انداختم تنم و دوییدم تو وسط ِلوکیشن عکاسی، من خیره‌م به اون جزئیات ِروشن اونا خیره به‌ من، انگار دوستیم باهم آشنای همیم، کیک و عرض می‌کنم . اینجا خوش‌اخلاق بودم و اخمو، نارنجی بودم و آبی، آدمیزاد ِدیگه بنده‌ی خوشی‌های ریز و مجلسی، از اونا که بدون هماهنگی میان، وقتی سوژه‌ات وسط فوت کردن شمع‌ کیک‌ش میخنده، دقیقا همون لحظه . [ ]
- یامُنتَهي‌الرَّجایا -