★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:38
Fasl:1
چند دقیقه بعد سفارش ها اومد
همه مشغول غذا خوردن شدند
حامی:ماکه سیر شدیم
حامد:ماهم
گندم:خب بریم خونه دیگه
بچه ها رفتن پای صندق و حساب کردند و به سمت خونه راه افتادن
___
دیگه همه تو خونه هاشون بودند
[خونه حمید و لیلا]
جانا:مامان شب بخیر
لیلا:خوب بخوابی عزیزم
جانا:حامی بیا اتاق من
حامی:هوف
حامی و جانا رفتن تو اتاق
جانا:حامی
حامی:بله
جانا:من از حامد خوشم اومده
حامی:چی داری واسه خودت میگی
جانا:بخدا الکی گفتم
حامی:از دست تو جانا بگیر بخواب کوچولو
جانا:کوچولو خودتی
حامی:خانم بزرگ
[خونه ارزو و ارمان ]
ارزو:ارمان
ارمان:بله
ارزو:گندم فردا حوس قورمه سبزی کرده بپزم؟!
ارمان:بپز خانومم
گندم:اخجوون
حامد:بچه شدی؟
گندم:ارهه
[خونه فرشته و رضا]
اریانا:اوین فردا من با دوستام بیام کافه
اوین:بیا اجی کوچیکه
اریانا:چی خوشمزه اس اونجا
اوین:همه چی
اریانا:به به..شبتون بخیر
اوین:شکمو خانم شبت خوش
فرشته:شبت بخیر😄
رضا:خوب بخوابی
𝐍𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲❤️
𝐉𝐨𝐢𝐧 : @Haamim137613 ✨
{نیمـہ اے از قلبم🩵}
چطور بود ؟ ✨ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_6kjura4&btn={نیمـہ.اے.از.قلبم✨
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:39
Fasl:1
صبح روز بعد
نور خورشید توی اتاق حامی پرسه زد
حامی با صدای جانا که بلند میخندید بیدار میشد
از تخت بیرون آمد
حامی:سلام به همگی
جانا:سلام اقا داماد
حامی:مسخره
مامان لیلا:صبحت بخیر قشنگم
بابا حمید:صبحت بخیر
حامی:مرسی
حامی رفت و دست و صورت ش رو شست و اومد و نشست صبحانه اش را خورد تا بره تمرین برای کنسرت امشب
[خونه فرشته و رضا]
اوین با صدای پیامک از خواب بیدار شد
پیامک:
سلام عروسکم صبحت بخیر
خواستم بگم امشب کنسرت دارم بلیت بگیرم ؟
اوین پیامک رو دید و جواب داد:
سلام حامی اوه چه خوب اره بی زحمت ۲ تا
حامی جواب داد:
۲ تا؟
اوین:
اره برای خودم و گندم
حامی:باشه عشقم عصر ساعت 17 میام دنبالت
اوین:دوستت دارم
از اتاق بیرون رفت
𝐍𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲❤️
𝐉𝐨𝐢𝐧 : @Haamim137613 ✨