{نیمـہ اے از قلبم🩵}
چطور بود ؟ ✨ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_6kjura4&btn={نیمـہ.اے.از.قلبم✨
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:39
Fasl:1
صبح روز بعد
نور خورشید توی اتاق حامی پرسه زد
حامی با صدای جانا که بلند میخندید بیدار میشد
از تخت بیرون آمد
حامی:سلام به همگی
جانا:سلام اقا داماد
حامی:مسخره
مامان لیلا:صبحت بخیر قشنگم
بابا حمید:صبحت بخیر
حامی:مرسی
حامی رفت و دست و صورت ش رو شست و اومد و نشست صبحانه اش را خورد تا بره تمرین برای کنسرت امشب
[خونه فرشته و رضا]
اوین با صدای پیامک از خواب بیدار شد
پیامک:
سلام عروسکم صبحت بخیر
خواستم بگم امشب کنسرت دارم بلیت بگیرم ؟
اوین پیامک رو دید و جواب داد:
سلام حامی اوه چه خوب اره بی زحمت ۲ تا
حامی جواب داد:
۲ تا؟
اوین:
اره برای خودم و گندم
حامی:باشه عشقم عصر ساعت 17 میام دنبالت
اوین:دوستت دارم
از اتاق بیرون رفت
𝐍𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲❤️
𝐉𝐨𝐢𝐧 : @Haamim137613 ✨
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:40
Fasl:1
اوین:سلام صبح همگی بخیر
اریانا:صبح توهم بخیر
فرشته:سلام مادر
اوین:بابا کجاست؟
فرشته:رفت سر کار
اوین:اهان
اوین هم نشست سر میز صبحانه
بعد از خوردن صبحانه رفت داخل اتاق و به گندم زنگ زد
مکالمه
گندم:الو جونم
اوین:سلام توت فرنگی
گندم:سلام آلوچه من
اوین:خب به حامی گفتم برای امشب دوتا بلیت کنسرت برای خودمو خودت بگیره
گندم:واقعا
اوین:آره و من ساعت 17 میرم تو 20 و اینا باید بیای
گندم:حله قشنگ فعلا
پایان مکالمه
اوین لباس هاشو پوشید و رفت سر کار
[کافه]
اوین:بفرمایید اینم سفارش تون
و رفت توی اشپزخونه
اریانا و دوستش اومدند و شیک سفارش دادن
اوین هم واسشون برد
[خونه ارمان و ارزو]
ارزو:گندم
گندم:جونم
ارزو:فردا میخوایم بریم خونه خاله
گندم:باشه مامان من شب میخوام برم کنسرت
ارزو:بسلامت مادر
گندم:مرسی
𝐍𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲❤️
𝐉𝐨𝐢𝐧 : @Haamim137613 ✨