eitaa logo
Ꮋᥲᥲოꪱํ᪶ო ᎬᥴᥣᎥթ᥉ꫀ˚⋆ ໋
907 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
بـہ ݩامِ حامے حامېم🫧! ⍵ꫀᥣઝᥲꪑ ⍭᥆᥆ ꪔᥲᥙᩛ ᥴꫝᥲꪀꪀᥱ⃗ﺎ 🎧⋆₊ . ᮫ ࿚‌࿙࿚᯦࣪࿙࣪࿚‌ֱ࿙𑄽ؗ୧࿚‌ֱ࿙࿚࣪࿙࿚‌᯦࿙ ᮫ . ᥉ɬᥲřɬ ໋˚↝1405/1/16🪼˓⠂ ᥣꫀ‌ᥲძꫀ‌ɾ ¹ : @R_Alizade08 ⋆ ໋ ᥣꫀ‌ᥲძꫀ‌ɾ ² : @Haamitekido1212 ⋆ ໋
مشاهده در ایتا
دانلود
Ꮋᥲᥲოꪱํ᪶ო ᎬᥴᥣᎥթ᥉ꫀ˚⋆ ໋
بریم برا پارت آخر؟🙂
🎱🖤🎱🖤🎱🖤🎱🖤 🖤🎱🖤🎱🖤🎱🖤 🎱🖤🎱🖤🎱🖤 🖤🎱🖤🎱🖤 🎱🖤🎱🖤 🖤🎱🖤 🎱🖤 🖤 هلن:سریع دوییدم سمت ماشین و با سرعت ماشین رو روشن کردم و به سمت بیمارستان رفتم حتی نتونستم به حامی و ثنا بگم چشام داشت اشک میومد نمیتونستم جلو گریم رو بگیرم جاده تاریک بود خلوت.. تمام فکر و ذهنم پیش آریا بود نکنه چیریش شده باشه؟ ☆☆☆☆☆☆☆☆☆ حامی:وسطای کنسرت یهو دیدم هلن نی به ثنا گفتم هلن کو؟! ثنا: نمی‌دونم شاید رفته بیرون آب بگیره حامی: چیزی نگفتم و به شروین نگاه کردم ☆☆☆☆☆☆☆☆☆ هلن:نیم ساعت گذشته بود هنوز اشک های چشام دونه دونه پایین می ریخت هنوز چهل دقیقه دیگ راه مونده بود تا بیمارستان سرعتم رو زیاد تر کردم هیچ کسی داخل جاده نبود بعد دَه دقیقه یه نور سفید دیدم داشت با سرعت میومد طرفم سرعتم رو کم کردم ولی باز با سرعت میومد چندبار بوق زدم ولی اهمیتی نداد خواستم برم اون طرف جاده سرم رو پایین اوردم که یهو فقط یه صدای بلندی امد و سرم محکم خورد به فرمون ماشین چیزی نفهمیدم و یهو چشمام بسته شد و بیهوش شدم پایان رز سفید فصل¹:)
ممنون از کویر کردن ناشناس:)💔
سلااممم من برگشتممم🫣
هر شب همین موقـ00:00ــع که میشه ـבل من پیش توعه  . ᮫ ࿚‌࿙࿚᯦࣪࿙࣪࿚‌ֱ࿙𑄽ؗ୧࿚‌ֱ࿙࿚࣪࿙࿚‌᯦࿙ ᮫ . ᥣᎥꪀƙ↝@Haamim1998🪼˚⋆ ໋