معرفی کتاب رد خون روی برف 🌱
انتشارات روایت فتح که در زمینه چاپ کتابهای دفاع مقدس، خاطرات شهدا و ادبیات پایداری فعالیتهای گستردهای دارد، از زیرمجموعه های بنیاد فرهنگی روایت فتح است. بنیاد فرهنگی روایت فتح متولی جشنوارههای بینالمللی فیلم مقاومت، جشنواره تئاتر مقاومت، جشنواره هنر مقاومت است و در حوزههای تئاتر و هنرهای نمایشی، مستند، سینما، هنرهای تجسمی، ادبیات و رسانه فعالیت دارد.
کتاب رد خون روی برف؛ شهید محمود کاوه، روایاتی از زندگی و رشادتهای این شهید بزرگ دفاع مقدس است.
#معرفی_کتاب_شهدا 🕊🌱
#شهید_محمود_کاوه 🕊🌱
#همراه_شهدا
@Hamrahe_Shohada
#همراه_شهدا 🏴
#وصیتنامه📝
#شهید_محمود_کاوه
بسم رب الشهداء و الصدیقین
دشمن باید بداند و این تجربه را کسب کرده باشد که هر توطئهای را که علیه انقلاب طرحریزی کند، امت بیدار و آگاه با پیروی از رهبر عزیز، آن را خنثی خواهد کرد. آینده جنگ هم کاملاً روشن است که پیروزی نصیب رزمندگان اسلام خواهد شد و هیچگاه ما نخواهیم گذاشت که خون شهیدانمان هدر رود. اگر امروز به انقلاب ما خدشه وارد شود بدانید که به مسلمانهای جهانخدشه وارد شده است و اگر به انقلاب ما رونق داده شود آنها پیروز شدهاند.
شهادت شهادت پیامی ز قرآن براه خـدا و ز بهر ضعــیفان
ز بهـر مسلمـان چنین گفته یزدان شهادت شهادت بود خط پایان
شهادت شهادت سـرود خــدائی شهـادت سعادت شهادت رهائی
ای خدا امشب راه تو را می پویم مهر تـو را می جویم شادان روم
۱- خدمت پدر و مادر خواهر و برادر و همه اقوام دوستان و خواهران و برادارن دینی سلام عرض میکنم وامیدوارم را ببخشید .
۲- بعد از کشته شدنم اگر جدی از من جسدی باقی ماند آنرا پیش پدر و مادرم ببرید تا در هر جا که خواستند دفن نمایند .
۳- ای پدر و مادر گرامی اصلا ناراحت نباشید از اینکه من کشته شدم چون من در راه هدفم که رسیدن به اسلام واقعی میباشد کشته شده و کشته شدن در راه اسلام و قرآن نیز همان شهادت است و شهادت آرزوی هر مسلمان واقعی میباشد که اسلام را درک کرده باشد مسلمانی که میخواهد خدا گونه بشود و خدا گونه باشد .
به مادرم دلداری بدهید و به او بگوئید که ناراحت نباشد و به مادران دیگر بیاموزد که فرزندانی داشته باشند که در راه اسلام قدم برمی دارند و در راه اسلام کشته شوند مادرم این را نیز بداند که او در فردای در پیش فاطمه رو سپید است چون او نیز شهید داده است .
۴- از همه برادران و خواهران دینی میخواهم که راه مرا که راهی جز راه اسلام و امام خمینی نمیباشد ادامه دهند و تا پیروزی کامل مبارزه نمایند .
۵- همیشه با یکدیگر با ملاطفت و مهربانی رفتار نمائید . با دشمنان اسلام و منافقین سرسختانه بجنگید و جهاد نمائید .
الله اکبر خمینی رهبــر . مبارزه و جهاد تا پیـروزی کامل و برقراری جمهوری اسلامی .
🌹شهید🌹محمود🌹کاوه
🌹تاریخ ولادت: ۱۳۴۰/۳/۱
🌹تاریخ شهادت: ۱۳۶۴/۴/۲۳
🌹نحوه شهادت: 💔 عملیات کربلای ۲
#همراه_شهدا 🏴
@Hamrahe_Shohada
فرمانده بود اما...
برای گرفتن غذا مثل بقیه رزمندهها توی صف می ایستاد
سر صف غذا هم جلویی ها به احترامش کنار میرفتند
میخواستند او زودتر غذایش را بگیرد،
او هم عصبانی میشد، رها میکرد و میرفت...
نوبتش هم که میرسید، آشپزها غذای بهتر برایش میریختند
او هم متوجه میشد و میداد به پشت سرش...
#شهید_محمود_کاوه 🕊🌱
#همراهشهدا
@Hamrahe_Shohada
سالگرد شهادت #شهید_محمود_کاوه 🌱
توی یه مجلس که شهید کاوه هم حضور داشت، به مناسبت ازش نام بردم.
چند روز بعد تلفن کرد و گفت: می خوام ببینمت...
اومد و نشست.
کلی گریه کرد و گفت: تو رو به جدت قسم میدم توی مجالس اینقد از من تعریف نکن...
می ترسم نفس بر من غالب بشه و در این راهی که قدم گذاشتم غرور بیاد سراغم و عملم رو خراب کنه... 🥺😭
تاریخ شهادت: ۶۵/۶/۱۱ 🥀
#همراه_شهدا
@Hamrahe_Shohada
میخواست بیدارش کند؛ نمیگذاشتم. بحثمان گرفت. گفتم: مگه تو نمیدونی اون چقدر کم میخوابه؟ صدای محمود کاوه از توی اتاق بلند شد: اون بیرون چه خبره؟ به طرف گفتم: آخرش کار خودت رو کردی؟ در اتاق را باز کردم. گفتم: یه بسیجیه، میگه با شما کار داره. آمد دم در. گفت: من در خدمتام. طرف، خیلی خونسرد گفت: راستش میخواستم با شما عکس بگیرم. محمود دمپایی پاش کرد. گفت: کجا میخوای عکس بگیری؟ گفت: توی محوطه. چهار_ پنج بار کشاندش اینطرف و آنطرف تا سرانجام عکساش را گرفت. محمود که برگشت، رفتم سراغ بسیجی. ناراحت و دمغ گفتم: ارزشش رو داشت برای یه عکس، فرمانده تیپ رو از خواب بیدار کنی و هی ببریش اینور و اونور؟
سرش را انداخت پایین. گفت: راستش شنیده بودم آدم فروتنیه؛ ولی دوست داشتم از نزدیک ببینم.
#شهید_محمود_کاوه
#همراه_شهدا
@Hamrahe_Shohada
#همراه_شهدا
گونی بزرگی را گذاشته بود روی دوشش و توی سنگرها جیره پخش می کرد.
بچه ها هم با او شوخی می کردند:
- اخوی دیر اومدی.
- برادر می خوای بکُشیمون از گُشنگی؟
- عزیز جان ! حالا دیگه اول میری سنگر فرماندهی برای خودشیرینی؟
گونی بزرگ بود و سرِ آن بنده ی خدا پایین.
کارش که تمام شد. گونی را که زمین گذاشت .
همه شناختنش. او کسی نبود جز محمود کاوه ، همان فرمانده ی لشکر...💔
#شهید_محمود_کاوه🕊
#همراه_شهدا
@Hamrahe_Shohada