[ حنیفا ]
از زمانی که علی حِین ِقنوتش اخم کرد طاق ِمحراب ِمساجد انحنا برداشته...
کار دست ِقابض ُالارواح داده وقت ِجنگ؛
ذوالفقارش را به قصد ِحمله تا برداشته...
[ حنیفا ]
کار دست ِقابض ُالارواح داده وقت ِجنگ؛ ذوالفقارش را به قصد ِحمله تا برداشته...
وصلهپینه فوت ُفن ِکیمیای حیدر است
بارها فضه ز نعلینش طلا برداشته...
[ حنیفا ]
وصلهپینه فوت ُفن ِکیمیای حیدر است بارها فضه ز نعلینش طلا برداشته...
روز ِمحشر دست ِحسرت بر سر ِخود میزند
هرکه دست از حب ِآل ِمرتضی برداشته...
[ حنیفا ]
روز ِمحشر دست ِحسرت بر سر ِخود میزند هرکه دست از حب ِآل ِمرتضی برداشته...
آمده که شیعهی حیدر، شفیعش فاطمه است،
این مسبب شد که من را هم هوا برداشته...
[ حنیفا ]
آمده که شیعهی حیدر، شفیعش فاطمه است، این مسبب شد که من را هم هوا برداشته...
میتوان بر شک ِقلبش با یقین خرده گرفت،
زائری که در نجف قبلهنما برداشته...
[ حنیفا ]
میتوان بر شک ِقلبش با یقین خرده گرفت، زائری که در نجف قبلهنما برداشته...
در حریمش شاعران سرگرم ِمضمون ِیابیاند
جای جای صحن، او را محتوا برداشته...