eitaa logo
حَنـʜᴀɴɪɴـین🇮🇷'🖤
534 دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
1.5هزار ویدیو
11 فایل
﷽ «یا مَن لا یُرجَۍ اِلا هُو» اِی آن کہ جز او امیدے نیست👀♥️! ˼ حَنـیـن، دلتنگے تا وقٺ ِ قࢪار(:✨ ˹ " ما را بقیہ پـس زدھ بودند هزارباࢪ! ما را حـسیـن بود کہ آدم حساب کرد🙃🫀. " کانال ناشناس‌مون↓ - @Nagofteh_Hanin < بہ یاد حضرٺ‌مادࢪۜ >
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حسین گفتن ِ ما از عنایت ِ حسن است:)
- عمری‌ست دخیلم به ضریحی که نداری🥀
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهید مجید قربانخانی✨
حَنـʜᴀɴɪɴـین🇮🇷'🖤
شهید مجید قربانخانی✨
بسیجی شهید مجید قربانخانی متولد ۲۹ مرداد ماه ۱۳۶۹ ه.ش. می‌باشد. «شهید مدافع حرم مرتضی کریمی» با مجید دوست بود. گویا در بسیج با هم آشنا شده بودند. یک‌بار مرتضی از مجید می‌خواهد به هیئت آن‌ها برود. اسباب تحولات مجید از همین‌جا آغاز شد. البته ناگفته پیداست که منشأ اثر این تحولات ریشه در باورهایی داشت که سرشت شهید قربانخانی با آن‌ها آمیخته شده بود. نفس سلیم مجید مثل آتش زیر خاکستری بود که در انتظار یک تلنگر نشسته بود تا صفای وجودش را بروز دهد. شهید قربانخانی از اعضای اصلی هیئت جوانان سیدالشهدا علیه‌السلام یافت‌آباد بود و از کودکی ارادت خاصّی به اهل‌بیت و حضرت‌زینبۜ داشت، اما دعوت شهید کریمی به هیئت و شنیدن دربارهٔ مدافعان‌حرم و مظلومیت اهل‌بیت در سوریه، اسباب دگرگونی او را فراهم می‌سازد. دوستان شهید اذعان داشتند: آن شب مجید، در هیئت آن‌قدر گریه می‌کند که از هوش می‌رود، وقتی به هوش می‌آید می‌گوید «من باشم و کسی نگاه چپ به حرم بی‌بی زینبۜ بی‌اندازد؟!» از آن لحظه به بعد اخلاق مجید تغییر می‌کند. ساکت و آرام می‌شود و تمام تلاش خود را برای رفتن به سوریه می‌کند. همراهی یک دوست خوب، به او در نشان دادن مسیر کمک کرد. شهید مرتضی کریمی در تمام این مراحل با شهید مجید قربانخانی بود. اتفاقاً با هم در یک منطقه و عملیات در تاریخ ۲۰ دی ۱۳۹۴ ه.ش. شهید شدند. خواهر شهید می‌گوید: وقتی از سفر کربلا برگشت، مادر پرسیده بود «چه چیزی از امام‌حسین علیه‌السلام خواستی؟» مجید گفته بود «از امام‌حسین علیه‌السلام خواستم آدمم کنه...» سه چهار ماه قبل از رفتن به سوریه به کلّی متحول شد! همیشه در حال دعا و گریه بود، نمازهایش را سروقت می‌خواند و حتی نماز صبحش را نیز اول‌وقت می‌خواند. خودش همیشه می‌گفت «نمی‌دانم چه اتفاقی برایم افتاده که این‌طور عوض شده‌ام و دوست دارم همیشه دعا بخوانم و گریه کنم و همیشه در حال عبادت باشم!» مادر شهید می‌گوید: مجید خیلی شوخ‌طبع بود و شیطنت داشت، از بیرون نگاه می‌کردی به نظرت می‌رسید این جوان جز خودش و جمع دوستانه‌ای که با بچه محل‌ها دارد به چیز دیگری فکر نمی‌کند اما من که مادرش هستم می‌دانم چه ذات خوبی داشت و چه قلب مهربانی در سینه‌اش می‌تپید. می‌دیدی کله‌سحر زنگ می‌زد و می‌گفت «مریم‌خانم سفره را بی‌انداز که کله‌پاچه را بیاورم!» گیج خواب می‌گفتم «یعنی چه کله‌پاچه بیاورم؟» می‌گفت «با بچه‌ها رفتیم طباخی، دلم نیامد تنهایی بخورم.» یا یک بار سه‌روز با ما قهر کرده بود، زنگ می‌زد برایتان غذا فرستاده‌ام. می‌گفتم «آقامجید، شما با در و دیوار خانه قهر کرده‌اید یا با ما؟» می‌گفت «با این چیزها کاری نداشته باشید، بیرون غذا خوردم دلم نمی‌آید شما از این غذا نخورید» آن قدر دل مهربانییداشت که نظیرش را ندیده بودم. فرمانده یگان فاتحین تهران می‌گوید: شب قبل از آغاز عملیات متوجه شدم مجید با یکی دیگر از دوستانش در حال کندن یک کانال است. بلند گفتم «مجید چندبار گفتم خاک‌بازی نکن؟» لباس آستین کوتاه پوشیده بود. گفتم «چرا خالکوبی‌ات مشخص است، چندبار گفتم بپوشان!» پاسخ داد «این خالکوبی یا فردا پاک می‌شود، یا خاک می‌شود!» شهادت مجید قربانخانی در ۲۱ دی‌ماه سال ۹۴ به همراه هم‌رزمانش هم‌چون شهید مصطفی چگینی، شهید مرتضی کریمی و شهید محمد آژند در خان‌طومان حلب سوریه به شهادت رسیده و مفقودالاثر شد. ایشان پس از گذشت سه سال از شهادتش به وطن بازگشت. هویت شهید مجید قربانخانی در سال ۹۸ توسط گروه‌های تفحص شهدا کشف و توسط آزمایش "DNA" شناسایی شد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
واکنش معاون وزیر ورزش به عکس پربازدید دو شطرنج‌باز که از کشور مهاجرت کردند جدی چی کم داشتید؟!
امربه‌معروف ازاونجاخراب‌شدکه هرکی‌هرکاری‌کردگف: عیسی‌به‌دین‌خودموسی‌به‌دین‌خود آیاخدای‌هردویکی‌نبود . . !؟🚶‍♀
فهرست بدهی‌های تسویه‌شده دولت روحانی توسط دولت سیزدهم
اون همه توافقات، پیوستن به پیمان های بین المللی و سفرهایی هست که تا انجام میشه میان میگن اثرش تو سفره مردم کو؟ این هم از اثرش: منتهی دیدن اینها یه ذره وجدان می‌خواد. البته هنوز خیلی راه داره تا به نتیجه ی مطلوب برسه.
تا اینجا بود تا کمر خم میشد حالا که رفته اونور میگه بریزید خیابون؛ اولا یدونه عکس زمانی که ایران بودی و رفتی خیابون منتشر کن ثانیا پاشو خودت بیا برو خیابون، آهان بیای میگیرنت، هرکس دیگه هم بیاد خیابون میگیرنش، آهان تو‌ رو نگیرن اونا رو بگیرن شما با خبردستگیری، زندان و اعدام کاسبی کنی؟ آقای کرمی! شهرتان شبیه خرابه های سوریه و عراق شده... آنها ایران را ویران می خواهند...