eitaa logo
حَنـʜᴀɴɪɴـین🇮🇷'🖤
534 دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
1.5هزار ویدیو
11 فایل
﷽ «یا مَن لا یُرجَۍ اِلا هُو» اِی آن کہ جز او امیدے نیست👀♥️! ˼ حَنـیـن، دلتنگے تا وقٺ ِ قࢪار(:✨ ˹ " ما را بقیہ پـس زدھ بودند هزارباࢪ! ما را حـسیـن بود کہ آدم حساب کرد🙃🫀. " کانال ناشناس‌مون↓ - @Nagofteh_Hanin < بہ یاد حضرٺ‌مادࢪۜ >
مشاهده در ایتا
دانلود
حَنـʜᴀɴɪɴـین🇮🇷'🖤
شهید حسن عشوری✨
شهید حسن عشوری از شهدای امنیت کشور است که با جان‌نثاری و مبارزه خود در برابر تکفیری‌هایی که چنگ به قلب اسلام ناب محمدی«ع» زده بودند، بار دیگر ارزش‌های والای انسانی را به تصویر کشید. از ویژگی‌های بارز شهید حسن عشوری ساده‌زیستی بود. علی‌رغم این که از نظر مالی مشکلی نداشت، اهمیتی برای پول قائل نمی‌شد و از طرفی در سنی بود که مثل همهٔ جوان‌ها شاید علاقه داشت خیلی چیزها را داشته باشد و تجربه کند، ولی راه خودش را انتخاب کرده بود و کسب رضایت الهی و هم‌رنگی با شهدا را بر همه چیز مقدم می‌دانست. مادر شهید عشوری اعتقاد داشت کودک از زمانی که در شکم مادر هست، همه‌چیز را درک می‌کند! ایشان می‌گویند: «زمانی که حسن‌آقا سن زیادی نداشت، به من اصرار می‌کرد که او را برای نماز و روزه بیدار کنم و وقتی من این کار را نمی‌کردم، می‌گفت نماز و روزه من به گردن شماست. او از کودکی پیرو دین بود. چادر برای او بسیار مهم بود و می‌گفت: مادر کسی از قلب انسان خبر ندارد و ظاهر انسان است که برای همگان مشخص است، پس باید چادر همیشه همراه خانم‌ها باشد. زیرا چادر تکمیل‌کننده دین است و نباید چادر حضرت حضرت‌زهراۜ پایین بماند! حسن آقا چشم بسته و بدون چون و چرا فرمایشات مقام معظم رهبری را قبول داشت و به آنها عمل می‌کرد. ایشان همیشه گمنام بود، وقتی در مراسمی شرکت می‌کرد جایی می‌نشست که دوربین از او فیلم‌برداری نکند و خداوند متعال در اوج گمنامی او کاری کرد که خبر شهادتش در ایران صدا کند! اگر پسرم به مرگ طبیعی می‌مرد، من هم بعد از او می‌مردم. اما او با شهادتش کاری کرد که اگر پنج‌پسر دیگر نیز داشتم، آنها را خودم برای رفتن به سوریه آماده می‌کردم.» پدر شهید عشوری، از جانبازان و رزمندگان جنگ تحمیلی است. شهادت شهید امنیت حسن عشوری متولد ۲۴مرداد سال۱۳۶۸ در رودسر، نخستین شهید وزارت اطلاعات در مقابله با جریانات تکفیری بود که در تاریخ ۲۴خرداد سال۱۳۹۶ در منطقه چابهار در دیگری با گروهک تروریستی به شهادت رسید.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📲💭 اینجا زمین بازی ما نیست☝️ (برشی از قسمت ۱۲ گاندو۲) 🇮🇷@ganndo 🇮🇷@ganndo
{وأنَّ الله سيُعوِّضنا عَمَّا مَرَرْنا بِه} 'خدا آنچـه را كِ بِ ما گذشت ، جبران خواهد کرد . . .🙂❤️‍🩹!' - شب‌تون منور به نور ِ خدا🌙✨
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
السلام‌علي‌الحسين وعلي‌علي‌أبن‌الحسين وعلي‌أولادالحسين وعلي‌اصحاب‌الحسين✨ ♥️⁩
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کاش میان این هیاهو صدایی بیاید: «اَلا یا اَهلَ العالَم، أنا المَهدی(:🤍 💫
- و چقدر سخت است دیدن مردی که از تنهایی، با چاه حرف بزند🙂💔! 🏴🖤
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهید محسن وزوایی✨
حَنـʜᴀɴɪɴـین🇮🇷'🖤
شهید محسن وزوایی✨
شهید محسن وزوایی فرزند حاج‌حسین در ۵مرداد سال۱۳۳۹ خورشیدی در محله نظام‌آباد تهران در خانواده‌ای اصیل و مذهبی به دنیا آمد. وی در سال‌های نوجوانی با راهنمایی‌های مؤثر پدرش که از هم‌رزمان آیت‌اللّه کاشانی بود، قدم به وادی مبارزه گذاشت. او دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه را با نمرات عالی سپری کرد و دوران تحصیلات متوسطه را در دبیرستان دکتر هشترودی تهران گذراند تا اینکه در سال۱۳۵۵ خورشیدی با قبولی در کنکور در رشته شیمی دانشگاه صنعتی شریف مشغول به تحصیل شد. ایشان در سال‌های ورودش به دانشگاه، نقش فعالی در تشکیلات اسلامی دانشگاه از خود نشان می‌داد. این جوان مبارز و پرشور از تظاهرات خونین ۱۷شهریور سال۱۳۵۷ تا ۱۲بهمن سال۱۳۵۷ خورشیدی و ورود امام‌خمینی«ره» به ایران، در همه صحنه‌ها از پیشتازان و جلوداران تظاهرات مردمی بود. او در روزهای پرتلاطم انقلاب نیز نقش حساس هدایت را بردوش می‌کشید و در درگیری‌های مسلحانه و سرنوشت ساز ۱۹بهمن تا ۲۲بهمن سال ۱۳۵۷ خورشیدی حضوری پرثمر داشت و در تصرف پادگان‌های جمشیدیه و عشرت‌آباد نیز شهامت بالایی از خود نشان داد. شهید وزوایی در سال۱۳۵۸ خورشیدی هم‌زمان با کار تبلیغاتی در جمع دانشجویان پیرو خط امام‌خمینی«ره»، بلافاصله با تشکیل سپاه پاسداران به این ارگان نظامی پیوست و در دوره‌ای فشرده، آموزش‌های چریکی را در سپاه آموخت. او مدتی در سپاه به عنوان فرمانده مخابرات انجام وظیفه کرد، سپس سرپرستی واحد اطلاعات عملیات را به عهده گرفت. این رزمنده دلاور در طول جنگ تحمیلی در عملیات‌های متعدد با مسئولیت‌های گوناگون حضور داشت. در ۲۰آذر سال۱۳۶۰، در عملیات «مطلع‌الفجر» فرمانده بود. در اسفند سال۱۳۶۰ فرمانده گردان حبیب‌بن‌مظاهر و تیپ تازه تأسیس محمدرسول‌اللّه«ص» شد که در عملیات «فتح‌المبین»، این گردان نوک عملیات بود و با تأسیس «تیپ ۱۰ سیدالشهدا»، فرماندهی این تیپ را برعهده گرفت. همین تیپ در ۲۳ فروردین سال۱۳۶۱ وارد عملیات «بیت‌المقدس» شد و برای اجرای بهتر عملیات، با تیپ حضرت‌رسول«ص» ادغام شد و محسن وزوایی نیز فرماندهی محور اصلی را عهده‌دار بود. شهید وزوایی نقش فعالی در طراحی عملیات فتح بلندی‌های «بازی دراز» ایفا کرد و در همین نبرد به شدت مجروح شد و به تهران انتقال یافت. او در بیمارستان به یکی از پزشکان که از مقاومت او در برابر درد ابراز شگفتی کرد، گفته بود: «آقای دکتر! من هر چه بیشتر درد می‌کشم، بیشتر لذت می‌برم و احساس می‌کنم از این طریق به خدای خودم نزدیک می‌شوم!» پس از بهبودی نسبی از مجروحیت، قدم به معرکه‌ای گذاشت که فرجام آن، آزادسازی خرمشهر اِشغال شده بود. شهادت سرانجام این عاشق وارسته و آگاه، پس از ماه‌ها مجاهدت و مبارزه با دشمنان اسلام و حماسه آفرینی در عملیات‌های متعدد و به ویژه «بیت‌المقدس»، در ۱۰ اردیبهشت سال۱۳۶۱ خورشیدی در سن ۲۲سالگی هنگام هدایت نیروهای تحت اَمر خود بر اثر اصابت گلوله و ترکش به شهادت رسید. هنگامی که عباس شعف یکی دیگر از رزمندگان بالای سر محسن رسید، او را دید که به همراه معاون دومش حسین تقوی منش و بی‌سیم‌چی‌شان به خاک شهادت غلطیده‌اند؛ سپس با ملایمت چفیه سیاه رنگ دور گردن محسن را باز کرد و با همان، صورت خاک‌آلود دوست و برادر شهیدش را پوشاند، گوشی بی‌سیم را به دست گرفت. احمد، احمد، شعف، متوسلیان: شعف، احمد بگوشم، «حاج‌آقا، خوب گوش کن؛ آتیش سنگین؛ محرم بی‌علمدار شد؛ آقا محسن... آقا محسن...»