دیوانه و دِلبَسته یِ اِقبالِ خودَت باش
سَرگَرم خودَت؛ عاشِقِ اَحوالِ خودَت باش
#پیامهایذخیرهشده
شبی که باران نیامد...
نگاهی به لکهی قهوهای روی شیشه انداختم.
با خودم گفتم: «حتماً مال دیشب است.»
دیشب باران بیامان میبارید...
البته، شاید.
امروز صبح که از شب بارانی حرف زدم، همسایهی روبهرویی گفت:«بارون؟ دیشب اصلاً بارون نیومده.»
نمیدانم.
شاید فقط من باران را حس میکردم.
دیشب تا صبح کابوس دیدم.
آسانسور ایستاد و صدای بد آهنهایش من را از فکر بیرون کشید.
دوباره به لکه نگاه کردم.
لکهای قهوهای روی آینهی شفاف...
با خودم گفتم:«گاهی ما آدمها هم اشتباه میکنیم. گاهی زندگی خوبمان رو با یک اشتباه، کدر میکنیم.»
پوزخندی زدم.
کسی چه میداند...
شاید امشب، بیتوجه به اینکه او را کشتهام، راحت بخوابم.
#زن
هدایت شده از کنجدنجشاتوت~
شعر خوندن واقعا خیلی تفریح جالبیه این نوع محتوا ها هم خیلی خوبن چون جوونا و نوجوونا حوصله ی دیوان خوندن و اینا رو ندارن با این سبکا که مورد پسنده کاری می کنن به این چیزا علاقه مند بشن👌🏻 شعر کلا خیلی چیز جالبیه خوب میشه بجای اینکه به ندرت توی یلدا این خانواده های سالم و شیک بخونن عادی هم بخونیم خیلی خوبه جدا.
شعر به علم و دانشتون اضافه می کنه و باعث میشه درس زندگی رو از قدیمی ها بشنویم.
#شعرخواندنراعادیسازیکنیم 🙏🏻
هدایت شده از ذرهای از من..
حقیقتا بهترین هدیهای که میتونی بهم بدی همینه..:)