خــٰانومِمُـدرِك .
(:
هرکی منُ دوروزَم باشه که بشناسه ،
میدونه چقدر عاشقِ تکسلطانِ ایرانَمم (:
دیوونهت بودم آقایمن .. امروز یجوری
شرمندهم کردی پیشِ خودت که تا عمر
دارم یادم میمونه ، انیسالنفوسِ
ایران امشب چجوری خرید منِ روسیاهِ
دلشکستهرو .. بدجوری قشنگ مارو
خریدی آقا (: بدجوری مهربونی کردی باهام❤️🩹.
خــٰانومِمُـدرِك .
-💛
محرم و صفر نداره که آقا ..
من همیشه مخلصِ سینهچاکتَم🫀(:
خب دوستان پرسیدن که افسردگی نمیگیرید
دوماه میرید روضه همش اشک و آه و ناله؟!
دوستعزیز! من الآن افسردگی اتمام محرم و
صفر گرفتم .. کجایِ کاری (: 🫡☕️
✍🏻مُدرِک | برای اویی که آشنای ِغریبِ ماست .
.
باران ، نمنم برروی شیشهی پنجره میافتد و روی آن میلغزد . آب ِپاک ، تلوتلو خوران به حفاظ پنجره میرسد . چشمانم آنها را میکاوَند و دلم پیش ِآن مردیست که تمام ِمن است و گویی ، من ناخلفگونه سر باز میزنم از طاعتاش .. دوستَش دارم مجنونوار و مانند لیلی پَساش میزنم .
امام ِمن ؛ غریب ِآشنای ِدوستداشتنی ِمن .. امشب ، آغاز ولایتِ شما بر دینِ من و امامتِ شما بر سرتاسر وجود ِمن است .
پساز دوماه گریه بر جد ِغریبتان ، شادی امامت شما جسم حزینام را التیام میبخشد و مرهمی میگذارد بر دردِ قلبی که تمامَش دراختیار شما و آلِعلی ست ؛ الهی که من بهفدای پَر شالِ سبزتان و چشمان ِگریان ِعزای پدرتان بروم .. اینبار بیمهابا تر از همیشه میگویم " دوستت دارم ، بابامهدی ِمن " . برای همیشه ، تا ابدالدهر .. این دختر ِسرکشات را بپذیر .
.
پیشکشی برای صاحبِ عصروالزمان ؛ مولا و صاحباختیارمان . پساز تسلیت به درگهِ ایشان بهمناسبت شهادت حضرتِغریب ، حضرت امام حسنعسگری'ع' ، سالروز شروع امامتِ حصرتمهدی را بهتمامی شیعیان و منتظران آن حضرت تبریک عرض میکنم🤍.
قشنگ دوساعته داریم تو خیابونا
میچرخیم که یهمدرسه پیدا کنیم🦦!
چرا؟! بهخاطر اینکه بهجای اینکه
بریم راست رفتیم چپ و .. اینگونه
شد که سرگردون موندیم تو خیابون (:
هدایت شده از خــٰانومِمُـدرِك .
نماهنگ راه هشتم 320.mp3
زمان:
حجم:
8.7M
؛
ای راهِ هشتم ؛ تا خداوند ..
هر جا باشم ، من پشت پنجره فولادَم ( :
خــٰانومِمُـدرِك .
؛ ای راهِ هشتم ؛ تا خداوند .. هر جا باشم ، من پشت پنجره فولادَم ( :
جز تو من یاری ندارم .. با کسی کاری ندارم ( :
ز یـمـن مـقـدم رســول خـاتــم ..
مــعـطر آمـــده مـحــیـط عـالـم !
مـــولــد صــــادق آل مــحــمــد (:
مـقـارن گـشـت بـا میلاد احمد🤍
خــٰانومِمُـدرِك .
(:
آن یار نکوی من ، بگرفت گلوی من ؛
گفتا که چه می خواهی ، گفتم که همین خواهم ..
"جنابِمولوی" | #یهبیتشعر🤍
#کنجِقلبِیکعاشق | کـٰاتِب:خانومِمُدرِک
.
نگاهش که میکنم ، تمام وجودم میشود چشم ؛ میشوم یعقوبی که هر لحظه بویِ یوسفش را استشمام میکند .
اما چه کنم که مادرم در کودکی به من آموخت که سربهزیر باشم و حیا را به سُخره نگیرم . مادر این را به من آموخت ، فتوا را صادر کرد ؛ اما نیاموخت حکمِ دلِ عاشق من چیست ..
میگویند یکنظر حلال است . اما دلی که عاشق باشد ، صد نظر در هر دَم ، دوای دردِ دلِ دیوانهاش نیست .
مگر اسیر ، چارهای جز طاعت دارد؟! دلم اسیر آن دو چشم سیاهفامش شده بود و به طرفهالعینی ، مست و خمار مژگانش میشدم .
شنیده بودم که دل عاشق ، معشوق را در ازای خوشبختیِ بیشترش وامیگذارد و با چشمِ دل ، نظارهگر غمزهگریهایش میشود ؛ اگر عاشقی این بود که من عاشق بودم .. اگر عشق بهاندازهای که مادر میگوید مقدّس باشد ، رسواگریِ قلبِ من ، قدیسهای پاک است که پرده بر دلِ معشوق میکشد .
در دلم دنیای عجیبیست . کنجِ دلم ، تمنایش را میکنم ؛ روبهرویش ، سربهزیر میاندازم . قلبام اینبار بهاندازهی تمام تمکینکردنها و فرمانبرداری کردنهایش ، خوب چکامهگری میکند .
خب .. شکایتی هم نیست . فقط کاش زبانام هم همکارِ خوبی بود .. هرچقدر چشم و گوشام را باهم همنوا میکنم ، زبانم بدقولی میکند و .. هیچوقت نچرخید به گفتن حقیقتی که از هر امرِ واقع ، راستینتر است .
گلهای ندارم ، بازهم . باتوجه به تمام بیتوجهیهای همین ماهیچهی کوچک ، همین که نگاههای نهان و ریزی نصیبم میشد ، کفایت میکرد .
همین که خوشحالیاش را ببینم ، برایم کافیست . باقیاش به دست الله و دلم ، در پناهِ نگاهِ یار ..
از ما که گذشت .. نه حسرتی ماند و نه انتظاری ؛ جز خاطرهای که هنوز نفس میکشد .
.
و منِاللهِ توفیق ؛
زود باش خجالت نکش .. لابد عروسی
کنار پادگانی ، نیروگاهی چیزی بوده! یا
شایدم مثل بچههای میناب همشون
سپاهی بودن ، نه؟! چرا صدات درنمیاد؟
عمو ترامپتون دوباره کمک فرستاد که ..!