آخرین روزهای منتهی به پاییز، خونهی تاریک، تنهایی، شعلهی لرزان شمع و موسیقی. میرقصم و کلمات رو بلند همراه آهنگ تکرار میکنم، گرچه اشتباه میخونم. برای آخر هفته ذوق دارم. هم ذوق و هم استرس. و بله، حتی از پس درست کردن املت هم برنمیام.
•. هلن 𓏲 ๋
بیاید رندوم کلمه بگید تا باهاشون شعر بنویسم
محبوب
𖧧
گر نگه انداخت در چشمان من
من صدایش میزنم "محبوب من"
گر نگه دزدید شاعر میشوم
مینویسم ای نگار قلب من
مینویسم من از او، از چشم او
آن نگه هرگز نشد از آن من
آرزوی من، تمام من، چرا
دوستم داری و میترسی ز من