ひかり⋆
یعنی آخرین نقاشی که با مدادهای رنگیش کشید، کِی بوده؟چند ساله بوده؟ یه خونه کشیده ؟مثل خونه ی خودمون؟ پدربزرگ و مادربزرگم کشیده؟
شایدم یه خورشید
یعنی میدونسته بعد از کشیدن خورشیدخانوم با یه لبخند بزرگ و قشنگ توی دفتر نقاشیش، دیگه هیچوقت دستهاش این مدادهای رنگی رنگی لمس نمیکنه؟
بابام عاشق ده سالگیشه، همیشه میگه که «ای کاش همیشه ده ساله میموندم»
ولی انگار آدمها خیلی زود بزرگ میشن، چشم روی هم میزارن و وقتی چشمهاشون باز میکنن میبینن اواخر چهل سالگی هستن .
«ولی من معتقدم مهم قلب آدمهاست، مثل قلب بابای من که همونقدر پاک و مهربون مونده.»
پارسال، همین روز با دوستام رفته بودیم پارک
یه روز قبل کنکورمون بود، همه میگفتیم و میخندیدیم، هیچکدوم نمیدونستم سرنوشت قراره ما رو به چه مسیری هدایت کنه، هیچکدوم نمیدونستیم بعد یه سال کجا هستیم و چه جایگاهی داریم، فکر کنم امروز دلم بخواد برم همون پارک و توی همون آلاچیق بشینم. 💛
_ دهم اردیبهشت سال 𝟷𝟺𝟶𝟻