eitaa logo
خونه؟
839 دنبال‌کننده
221 عکس
19 ویدیو
0 فایل
- آخرین برگِ پاره‌شده از کتابی که هیچ‌وقت چاپ نشد.. روی میز چوبی به هنگامِ غروب‌ ؛ | https://daigo.ir/secret/4383455486 |
مشاهده در ایتا
دانلود
بچه که بودم معلممون گفت: یه لیست بنویس از آدم‌هایی که فکر می‌کنی همیشه کنارِتن. گفت: بنویس اونایی که وقت سختیا جاتو خالی نمی‌کنن، اونی که وقتی بغضت می‌گیره، با نگاهش آرومت می‌کنه. اونی که می‌فهمه ساکتی، یعنی دلت گرفته. من بچه بودم، با ذوق دو صفحه نوشتم، اسم هم‌کلاسیامو، فامیلامو، حتی اون فروشنده‌ای که هر روز لبخند می‌زد. فکر می‌کردم همه‌شون می‌مونن، تا تهش، تا تهِ تهِ زندگی! چند سال بعد که دفترمو پیدا کردم، دیدم بیشتر اون اسما حتی یادم نمیاد کی بودن. بعضیا رفتن، بعضیا دل شکستند، بعضیا هم موندن، ولی دیگه شبیه قبل نبودن. یه‌جای دفتر یه خطِ محو بود، یه اسم خط‌خورده، انگار با گریه پاک شده باشه. امروز اگه معلمم همون سوالو بپرسه، فقط می‌نویسم: هیچ‌کس قطعی نیست، شاید فقط سایه‌ ام. اونم البته اگه نور قطع نشه..
خونه؟
نه دلی به دلم گره خورده، نه من بندِ دل کسی‌ام؛ حضرت دل‌های بی‌پناه، آغوشِ امن‌تو باز کن، پرنده‌ خیس و لرزونت، از لایِ ابرا، سمت پنجره‌ٔ حرمت میاد...
خونه؟
آقای عدالت، صدای کودکان غزه به تو نمی‌رسد؟ با دستانی که نان ندیده‌اند و شکم‌هایی که مدام، خودشان را می‌خورند در صف‌های مرگ ایستاده‌اند، نه برای غذا، برای یک جرعه دیگر زندگی. میدانی؟ غزه فقط یک شهر نیست یک زخم باز است که روی پیشانی جهان نشسته و هیچ‌کس جرات نگاه کردن ندارد. نه، این‌بار نه با اشک، نه با هشتگ، باید با خونی که در رگ‌هاست فریاد زد که دنیای بدون غزه نه آزاد است نه زنده.
کاش وقتی لفظِ "خونه" رو می‌شنوی، توی ذهنت یه آدم نقش ببنده، نه یه آدرس. کاش خونه، یه چهره باشه؛ یه صدای آشنا، یه آغوش، نه چهاردیواری ساکت و بی‌روح. کاش هر کسی توی زندگیش یه “آدم‌ خونه ای” داشته باشه؛ یکی که اسمش که میاد، دلت جا بیفته. یکی که توی سکوت، بشه پناه. یکی که بشه برگشت سمتش، بی‌اینکه آدرس بلد باشی..
/*
خونه؟
/*
از دست نده کسی را که وقتی اسمت را می‌برد، گویی مکانِ امنی را توصیف می‌کند. آن‌ها که نامت را با لبخند می‌گویند، نه فقط دوستت دارند، بلکه به حضورت، پناه آورده‌اند. انگار وقتی اسم تو را می‌برند، دارند در را به روی یک خانه باز می‌کنند، خانه‌ای که بوی آرامش می‌دهد، بوی قهوه‌ی تازه، بوی زندگی. بعضی‌ها فقط صدایت نمی‌کنند، تو را به زبان می‌آورند مثل دعا، مثل نجات، مثل خاطره‌ای که هر بار گفتنش، دل را گرم می‌کند. از دست نده کسی را که در لحظه‌ی گفتن اسمت، انگار تمامِ سختی‌های جهان را پشت سر گذاشته، و رسیده به جای امنی به اسم "تو".