eitaa logo
خونه؟
826 دنبال‌کننده
219 عکس
19 ویدیو
0 فایل
- آخرین برگِ پاره‌شده از کتابی که هیچ‌وقت چاپ نشد.. روی میز چوبی به هنگامِ غروب‌ ؛ | https://daigo.ir/secret/4383455486 |
مشاهده در ایتا
دانلود
شال ِسرخ ِاو.
شبی که با شال ِسرخ ِنازکت در ساحلی مقابلم ایستاده بودی، تا زخم هایم رو به دستانت التیام بدهی، در آن هنگام که شالت بر شیب ِگیسوانت سر خورد دل بر باد دادم و محو پیچش ِزلف تو غم را فراموش کردم. لمس ِگیسوانت مرا یاد ِآن شعر انداخت . . باد ِساحل شالت را به رقص آورده است هیچ‌کس‌ جز من مبادا دست در مویت کند :) - از شال ِسرخ او - خرداد ۴۰۳ .
-
از وقتی که خورشید چشم‌هایت را دیدم حتی آسمان اسفند ماه نیز آفتابی‌ست. با تو شب و روز معنایی ندارد، همه‌چیز بوی بهار می‌دهد. من در سعدی‌ترین حالت ممکن به تو دل بسته‌ام و شعرهایم رنگ موهایت را گرفته ؛ آبیِ مایل به زندگی . من حتی یک روز نیست که به موج ِموهایت فکر نکرده باشم . - از لابه لای ِگیسوان ِاو - خرداد ۴۰۳ .
-
ذهنم که خالی می‌شود زندگی سیلی‌ای شده بر رویِ پوستِ لجن گرفته‌ی صورتم می‌نشیند؛ دهان باز می‌کند و می‌خواهد یاوه‌های گندیده‌اش را حواله گلوی مغزم کند. مقاومت مرا که می‌‌نگرد، دست برده جمجمه‌ام را می‌شکند و درونش را از آبِ گل‌آلوده فکرهای زهرماری لبریز می‌کند، سپس مرا گوشه‌ای گذاشته و به دلقکی که از استخوانِ شکسته‌ی سرش خونابه‌های تفکراتِ گِل شده جاری می‌شود، لبخندِ مضحک می‌زند.
-
من لا‌ به لای شکستگی های خودم، آنجا که خون از رگ‌های پاره‌ام بیرون می‌زد و عفونتی سخت بر روی پوستم می‌شد و آنجا که هر تکه از نگاه هایم بارشی سنگین را حمل می‌کردند؛ تورا دوست داشتم و تو، آه عزیزِ درد هایم، تو حتی درک نکردی چکه چکه بوسه های من از عشق برایِ توست نه محبتی سبک و گذرا .
بر همه در غدیر ثابت شد ، [ فَوْقَ أَيْدِيهِم ] است، دست علی.