-فردا_دوباره_پاییز_میشه_طاهر_قریشی.mp3
زمان:
حجم:
9.4M
پاییز، هوای مه آلود دم صبح. دست های یخ کرده. زمین گلی. درخت های خواب. چمن های زرد. رفتن کلاغ های مزاحم. شکت گرم. جوراب های ساق بلند و کلفت. شوفاژ های داغ. پنجره های سرد. بوی دمنوش. بخار داغ چای. شال کاموایی صورتی. بوی اتو روی مقنعه. استاد های عینکی. دفتر مشق؟ دستمال کاغذی های مچاله شده در جیب. خواب غمگین بعد از ظهر. خرمالو. ترشی های رنگارنگ.
رو به رویم قرار گیر، شاخهی سبزِ دستت را به جسمِ مچاله شدهام وصل کن و بگذار تنِ من برای ماندن کنار مخملِ لبخندت، نخکش شود.
هرچقدر که جسمم رشد میکرد، مشکلات هم پابهپایم بزرگ و بزرگتر میشدند. انگار کالبدم میخواست حجم بیشتری از ناامیدی را در خودش جا بدهد، حتی بعد از آن هم جایش تنگ بود؛ با طمع همه اعضایم را از من گرفت و ناگهان دیدم تمامِ من پُر شده از ناامیدی، میترسم روزی لبریز شود و روحم را از من بگیرد.