#ترحیم_خوانی
#پندیات
اگر دل با صفا میشد چه میشد؟
به دور از هر خطا میشد چه میشد ؟
به جای غیبت وتهمت به محفل
اگر یاد جزا میشد چه میشد ؟
بلی غیبت اشد ّمن زنا هست
زبان دور از بلا میشد چه میشد ؟
در این عالم بشر با عقل ودانش
به دینش آشنا میشد چه میشد؟
به جای کینه و بخل وحسادت
رفاقت بین ما میشد چه میشد؟
به جای آتش افروزی به عالم
عدالت گر به پا میشد چه میشد؟
اگر قرآن به جای مَهر دختر
بشر را رهنما میشد چه میشد؟
به جای خود نمائی آدمیزاد
کمی دور از ریاء میشد چه میشد؟
به دنیای تلاطم ، آل احمد
به طوفان نا خدا میشد چه میشد؟
به جای خوردن حقّ برادر
به حقّ خود رضا میشد چه میشد؟
اگر اسراف نمیگر دید نعمت
به فکر فقرا میشد چه میشد؟
ندیدی چشم وهم چشمی چها کرد
حذر زین کارها میشد چه میشد؟
کجا رفت احترام ریش سفیدان
اگر حرمت به جا میشد چه میشد؟
به جای هرزه گوئی خلق عالم
کمی هم با حیا میشد چه میشد؟
خدا فرمود زمرگت یاد بنما
تذکّر بین ما میشد چه میشد ؟
صفا گفتی هر آنچه گفتنی خود
خدا از تو رضا میشد چه میشد؟
#قاسم_جناتیان_قادیکلایی
#صلوات👉
#ترحیم_خوانی
#پدر
دو بیتیهای مخصوص اطلاعیه ترحیم
ای سرو بلند استقامت بابا
خورشید منور هدایت بابا
رفتی زمن گرفته ایی صبر وقرار
ای هستی من فدای نامت بابا
➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️
اجل زارو دل افکارم تو کردی
قرین رنج و آزارم تو کردی
گلم را ای فلک بردی زدستم
به داغ او گرفتارم تو کردی
➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️
منبع حلم و وقار کیست به غیر از پدر
یار تو در روزگار کیست به غیر از پدر
پینهٔ دستان او نشانی از زحمت است
مثل طلا با عیار کیست به غیر از پدر
➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️
ای نام پاک تو آوازه و اعتبار من
بنگر پدرجان چه شد بعد تو روزگار من
بلبل صفت اگر به کنارت نغمه میزدم
بنگر ز رفتنت خموش شدم ای قرار من
➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️
ای شمع پر فروغ زندگانی من ، پدر
ای اسوه صبر و مهربانی من ، پدر
رفتی و درغم و عزای تو کمرم شکست
ای یگانه هدیهٔ آسمانی من ،پدر
#قاسم_جناتیان_قادیکلایی
#صلوات 👉
#ترحیم_خوانی
#پندیات
مردن و خوابیدن گور ، نوبت ما هم میرسه
رفتنِ این سفر به زور ، نوبت ما هم میرسه
شاه و گدا فرق نداره همه باید برن سفر
خوردن گوشت ز مار و مور نوبت ماهم میرسه
امان ز شام وحشت و تنگی و تاریکی قبر
دیدن خونهٔ بی نور ، نوبت ما هم میرسه
کجا میخای فرار کنی ز چشم تیز بین اجل
ز مردنت غصه مخور ، نوبت ما هم میرسه
مؤمن که ترسی نداره ضامنش مرتضا علیست
وصال و موقع سرور ، نوبت ما هم میرسه
یه روز میاد که میروی به پای میزان عمل
دیدن اون یومِ نُشور ، نوبت ما هم میرسه
هر کسی که لیاقت رفتن جنت نداره
دیدن اون ز راه دور ، نوبت ما هم میرسه
اگه میخای که ساکن بهشت بشی عمل میخاد
دیدن آن می طهور ، نوبت ما هم میرسه
دسته به دسته حوریان صف میکشن به خدمت
مؤمن باشی و هم صبور ، نوبت ماهم میرسه
عصیان مکن که میشوی اسیر خشم حضرتش
بترس ز نخوت و غرور ، نوبت ما هم میرسه
(صفا) بدان که مزرع قیامت هست و این جهان
بکار نمیاد زر و زور ، نوبت ما هم میرسه
#قاسم_جناتیان_قادیکلایی
#صلوات 👉
@Kanal_tarhimkhani66
#مادر
سلام ای مونس شبهای تارم
سلام ای مادرم ای غمگسارم
سلام ای خفته در خاک جدایی
عزیز جان من مادر کجایی
سر قبرت نشینم بادل تنگ
بریزم اشک چشمون بر روی سنگ
که تو بودی چراغ خانه ما
دگر تاریک شد کاشانه ما
دلم را با خودت بردی به همراه
زدی برسینه ام صد شعله آه
دگر بعد توبا غم هم غرینم
چگونه جای تو خالی ببینم
🔸️شاعر:
#قاسم_جناتیان_قادیکلایی
#مادر
سلام ای مونس شبهای تارم
سلام ای مادرم ای غمگسارم
سلام ای خفته در خاک جدایی
عزیز جان من مادر کجایی
سر قبرت نشینم بادل تنگ
بریزم اشک چشمون بر روی سنگ
که تو بودی چراغ خانه ما
دگر تاریک شد کاشانه ما
دلم را با خودت بردی به همراه
زدی برسینه ام صد شعله آه
دگر بعد توبا غم هم غرینم
چگونه جای تو خالی ببینم
🔸️شاعر:
#قاسم_جناتیان_قادیکلایی
👆
👈 #ختم_جوان
👈 #جوان
#ترحیم_خوانی
#جوان
فلک بُردی ز باغم حاصل من
زدی آتش تو آخر بر دل من
ندیدی اشک چشم مادرش را
چرا بردی ز باغش حاصلش را
عجب نامردی ای دنیای فانی
ربودی دخترم را در جوانی
ز خاک غم گِلِ من را سرشتند
به تقدیرم چنین غم را نوشتند
عزیزم قامت بابا شکسته
شدم از زندگی بیزار و خسته
در و دیوار غبار غم گرفته
چرا تقدیر ، شانسم کم گرفته
تو ای زیبا گل در خاک و خفته
درود زندگی را زود و گفته
چسازد بعد بابای زارت
بیاید هرشب جمعه مزارت
اگر چه داغ تو بنموده پیرم
مرا از زندگانی کرده سیرم
کنم در خاطرات خود مصوّر
غم آن نو جوان شهزاده اکبر
نبوده در تن تو زخم شمشیر
چو دیده زخم پیکر شد حسین پیر
ترا با عزّ و ناز بر دوش کشیدن
ولی جسم علی صد جا بریدن
نبوده جای بوسه بر تن او
نموده اربأ اربا دشمن او
بده صبری تو ای خلاق باری
دگر بس کن (صفا) کم کن تو زاری
#قاسم_جناتیان_قادیکلایی✍
.
👆
👈 #ختم_جوان
👈 #جوان
#ترحیم_خوانی
#جوان
فلک بُردی ز باغم حاصل من
زدی آتش تو آخر بر دل من
ندیدی اشک چشم مادرش را
چرا بردی ز باغش حاصلش را
عجب نامردی ای دنیای فانی
ربودی دخترم را در جوانی
ز خاک غم گِلِ من را سرشتند
به تقدیرم چنین غم را نوشتند
عزیزم قامت بابا شکسته
شدم از زندگی بیزار و خسته
در و دیوار غبار غم گرفته
چرا تقدیر ، شانسم کم گرفته
تو ای زیبا گل در خاک و خفته
درود زندگی را زود و گفته
چسازد بعد بابای زارت
بیاید هرشب جمعه مزارت
اگر چه داغ تو بنموده پیرم
مرا از زندگانی کرده سیرم
کنم در خاطرات خود مصوّر
غم آن نو جوان شهزاده اکبر
نبوده در تن تو زخم شمشیر
چو دیده زخم پیکر شد حسین پیر
ترا با عزّ و ناز بر دوش کشیدن
ولی جسم علی صد جا بریدن
نبوده جای بوسه بر تن او
نموده اربأ اربا دشمن او
بده صبری تو ای خلاق باری
دگر بس کن (صفا) کم کن تو زاری
#قاسم_جناتیان_قادیکلایی✍
.
#جوان
فلک بُردی ز باغم حاصل من
زدی آتش تو آخر بر دل من
ندیدی اشک چشم مادرش را
چرا بردی ز باغش حاصلش را
عجب نامردی ای دنیای فانی
ربودی دخترم را در جوانی
ز خاک غم گِلِ من را سرشتند
به تقدیرم چنین غم را نوشتند
عزیزم قامت بابا شکسته
شدم از زندگی بیزار و خسته
در و دیوار غبار غم گرفته
چرا تقدیر ، شانسم کم گرفته
تو ای زیبا گل در خاک و خفته
درود زندگی را زود و گفته
چسازد بعد بابای زارت
بیاید هرشب جمعه مزارت
اگر چه داغ تو بنموده پیرم
مرا از زندگانی کرده سیرم
کنم در خاطرات خود مصوّر
غم آن نو جوان شهزاده اکبر
نبوده در تن تو زخم شمشیر
چو دیده زخم پیکر شد حسین پیر
ترا با عزّ و ناز بر دوش کشیدن
ولی جسم علی صد جا بریدن
نبوده جای بوسه بر تن او
نموده اربأ اربا دشمن او
بده صبری تو ای خلاق باری
دگر بس کن (صفا) کم کن تو زاری
🔸️شاعر:
#قاسم_جناتیان_قادیکلایی
#ترحیم_جوان
🔸️شاعر:
#قاسم_جناتیان_قادیکلایی
فلک بُردی ز باغم حاصل من
زدی آتش تو آخر بر دل من
ندیدی اشک چشم مادرش را
چرا بردی ز باغش حاصلش را
عجب نامردی ای دنیای فانی
ربودی دخترم را در جوانی
ز خاک غم گِلِ من را سرشتند
به تقدیرم چنین غم را نوشتند
عزیزم قامت بابا شکسته
شدم از زندگی بیزار و خسته
در و دیوار غبار غم گرفته
چرا تقدیر ، شانسم کم گرفته
تو ای زیبا گل در خاک و خفته
درود زندگی را زود و گفته
چسازد بعد بابای زارت
بیاید هرشب جمعه مزارت
اگر چه داغ تو بنموده پیرم
مرا از زندگانی کرده سیرم
کنم در خاطرات خود مصوّر
غم آن نو جوان شهزاده اکبر
نبوده در تن تو زخم شمشیر
چو دیده زخم پیکر شد حسین پیر
ترا با عزّ و ناز بر دوش کشیدن
ولی جسم علی صد جا بریدن
نبوده جای بوسه بر تن او
نموده اربأ اربا دشمن او
بده صبری تو ای خلاق باری
دگر بس کن (صفا) کم کن تو زاری